مونارک؛ پروانه‌ای که برای خوردن سم تکامل یافته است

پژوهشگران از جهش‌ها‌ی ژنتیکی پروانه‌ی مونارک پرده برداشتند. مونارک به واسطه‌ی این جهش‌ها می‌تواند از نوعی گیاه سمی تغذیه کند.

 

کرم پروانه‌ی مونارک، تنها از گیاه علف‌شیر تغذیه می‌کند. علف‌شیر گیاهی سمی است که به‌نظر می‌رسد باید کرم را بکشد؛ اما این کرم‌ها با تغذیه از همین گیاه رشد می‌کنند. آن‌‌ها حتی سم را برای محافظت از خود در برابر پرندگان در بدنشان ذخیره می‌کنند. دانشمندان تا دهه‌ها از این سازگاری در شگفت بودند. تیمی از پژوهشگران چندی پیش اعلام کردند که راه دقیق رسیدن به پاسخ این سؤال را به‌صورت دقیق مشخص کرده‌اند.

طبق مقاله‌ای که پژوهشگران در مجله‌ی Nature منتشر کردند، برای تبدیل این پروانه‌ها از موجوداتی آسیب‌پذیر به موجوداتی مقاوم، تنها سه جهش ژنتیکی لازم است. پژوهشگران، این سه جهش ژنتیکی را روی مگس‌ها‌ی میوه آزمایش کردند و در نهایت، آن‌ها نیز می‌توانستند از این سم بخورند. زیست‌شناسان از این کار به‌عنوان دوره‌ای استفاده کردند که در آن فناوری تصحیح ژن را در اختیار خود گرفتند و از آن برای رمز‌نگاری یک سری از جهش‌ها‌ی در حال تکامل در بعضی از موجودات استفاده کردند و سپس همین جهش‌ها را در دیگر موجودات نیز آزمایش کردند.

جوزف تورنتون، زیست‌شناس دانشگاه شیکاگو گفت:

استاندارد‌ها‌ی طلایی، برای آزمایش مستقیم در ارگانیسم‌ها‌ی زنده در‌نظر گرفته شده‌اند. پژوهش جدید در نهایت استاندارد‌ها‌ی ما را مورد بررسی و اندازه‌گیری قرار می‌دهد.

حشرات تغذیه از گیاهان را بیش از ۴۰۰ میلیون سال پیش آغاز کردند و همین امر باعث تحول سیستم‌ها‌ی دفاعی در برابر گیاهانی از جمله گیاهان دارای مواد شیمیایی مضر شد. گیاهانی از جمله گیاه علف‌شیر، سمی به‌نام کاردیاک گلیکوزید تولید می‌کنند.

دوز مشخصی از این سم می‌تواند یک قلب تپنده را از کار بیندازد یا سیستم عصبی را دچار اختلال کند. شکارچی‌ها‌ی آفریقا‌یی تا هزاران سال نوک نیزه‌ها‌ی خود را به این سم آغشته می‌کردند. آگاتا کریستی، رمانی درباره‌ی یک قتل رمز‌آلود دارد که براساس گل فاکسگلاو (گل انگشتانه‌ی حاوی سم کاردیاک گلیکوزید) نوشته شده است.

این سم، کارکرد ماده‌ای را دچار مشکل می‌کند که در اصطلاح به آن پمپ سدیم گفته می‌شود. این ماده یکی از اجزا‌ی مهم تشکیل‌دهنده‌ی همه‌ی سلول‌ها‌ی جانوری است. سوزان دابلر، زیست‌شناس مولکولی دانشگاه هامبورگ آلمان گفت:

این گیاهان، نقطه‌ی بسیار حساسی را مورد هدف قرار می‌دهند.

این پمپ‌ها، اجزایی هستند که اتم‌ها‌ی سدیم مثبت را از سلول‌ها بیرون می‌کنند و درنتیجه سلول دارای بار منفی می‌شود. سلول‌ها‌ی قلب برای تأمین بار الکتریکی مورد نیاز برای تپش، به پمپ‌ها‌ی سدیم نیاز دارند. سیستم عصبی از این پمپ‌ها برای تولید سیگنال مغزی استفاده می‌کنند. اگر این پمپ‌ها از کار بیفتند، کارکرد سیستم عصبی نیز متوقف می‌شود.

با وجود همه‌ی این خطرات، کرم پروانه‌ی مونارک به‌طور کامل از همین علف‌شیر سمی تغذیه می‌کند. پروانه‌ها‌ی ماده، روی همین گیاهان تخم‌گذاری می‌کنند و کرم‌ها قبل از تشکیل پیله، تا جایی که می‌توانند از این گیاه تغذیه می‌کنند.

 

همین که کرم‌ها بالغ می‌شوند، شفیره‌ها، سم علف‌شیر ذخیره شده در معده را به سمت بال‌ها‌ی جدیدشان سرازیر می‌کنند. زمانی‌که کرم‌ها درون پیله به پروانه تبدیل می‌شوند و از آن بیرون می‌آیند، از این به‌بعد، مونارک به سم در‌حال پرواز تبدیل می‌شود. پرندگانی که سعی در خوردن آن‌ها داشته باشند، دوباره آن‌ها را از معده‌ی خود بیرون می‌اندازند.

دکتر دوبلر و همکارانش برای فهم چگونگی تکامل سازگاری پروانه‌ی مونارک با این گیاه سمی، از این واقعیت استفاده کردند که برخی از دیگر انواع حشرات نیز در مقابل سم کاردیاک گلیکوزید مقاوم شده‌اند. حتی تعدادی از آن‌ها از این گیاه سمی تغذیه می‌کنند.

دانشمندان ژن‌ها‌یی را که مسئول کار پمپ سدیم هستند در موجودات مختلف مقاوم در مقابل سم، مانند گونه‌هایی از سوسک و دیگر حشرات با یکدیگر مقایسه کردند. به‌نظر می‌رسد که در همه‌ی این موجودات، سه جهش ژنتیکی مشابه اتفاق افتاده؛ اما همه‌ی این جهش‌ها یک‌جا اتفاق نیفتاده است. در عوض، یکی یکی و به‌نوبت اتفاق افتاده‌اند.

پروانه‌ی مونارک، یکی از جهش‌ها‌ی ژنتیکی خود را با نوعی پروانه‌ی دیگر که از گیاه علف‌شیر تغذیه نمی‌کند، به اشتراک گذاشته است. همین پروانه‌ی مونارک، یکی دیگر از این سه جهش ژنتیکی را با نوع دیگری از پروانه‌‌ها به اشتراک گذاشته است که این نوع پروانه نیز از علف‌شیر تغذیه می‌کند اما کاردیاک گلیکوزید را در بال‌ها‌ی خود ذخیره نمی‌کند. جهش سوم در نوع جدید‌تری از پروانه‌ها رشد یافته است.

دکتر دابلر به این موضوع مشکوک است که شاید به‌وجودآمدن این جهش‌ها‌ی ژنتیکی به‌تدریج پمپ‌ها‌ی سدیم را در سلول‌ها‌ی پروانه‌ی مونارک تغییر داده باشد؛ بنابراین کاردیاک گلیکوزید نتوانسته آن را دچار تغییر کند. این پروانه‌ها با مقاوم‌تر شدن نسبت به سم از منابع غذایی دست‌نخورده که سایر حشرات از آن‌ها تغذیه نمی‌کنند، لذت می‌برند.

نوح وایتمن، زیست‌شناس دانشگاه برکلی کالیفرنیا، برای آزمایش فرضیه‌ی خود پژوهشی را به راه انداخته است. او گفت:

احتمال دارد همین سه جهش ژنتیکی، در را به‌سوری راه‌حل این معما‌ی پروانه‌ها باز کنند.

وایتمن و همکارانش نحوه‌ی استفاده از کریسپر (نوعی تکنولوژی تصحیح ژن) را فرا گرفتند و جهش‌ها‌ی ژنتیکی را روی مگس میوه آزمایش کردند. این مگس‌ها از میوه‌ی پوسیده تغذیه می‌کنند و حتی دوز بسیار کمی از سم کاردیاک گلیکوزید می‌تواند برای آن‌ها مرگ‌بار باشد.

پژوهشگران کار خود را با پروراندن اولین جهش پروانه‌ها‌ی مونارک در مگس‌ها‌ی میوه آغاز کردند. لاروی که این جهش ژنتیکی را با خود حمل می‌کند، می‌تواند با تغذیه از یک مخمر که به دوز کمی از کاردیاک گلیکوزید آغشته است، زنده بماند.

جهش ژنتیکی دوم به مگس‌ها این امکان را می‌دهد که در برابر میزان بیشتری از سم کاردیاک گلیکوزید مقاومت کند. جهش سوم، آن‌ها را به‌طور کامل در مقابل این سم مقاوم می‌کند. بعد از انجام جهش سوم، مگس‌ها حتی توانستند از پودر علف‌شیر خشک‌شده بخورند.

جهش سوم، تأثیر چشمگیر و جالب دیگری نیز داشت. زمانی‌که مگس‌ها بالغ شدند، میزانی از سم کاردیاک گلیکوزید در بدن آن‌ها ذخیره شده بود که همین از آن‌ها در برابر شکار شدن محافظت می‌کرد.

دکتر وایتمن و همکارانش به الگو‌ی جالب‌توجهی دست پیدا کردند. یکی از این سه جهش به‌نام ۱۲۲، بیشترین میزان مقاومت را ایجاد می‌کرد. اما این جهش در همه‌ی حشراتی که نسبت به کاردیاک گلوکوزید مقاوم هستند، همیشه بعد از دو جهش دیگر اتفاق می‌افتد. به‌نظر می‌رسد که جهش ۱۲۲ به‌تنهایی، تأثیر مخربی دارد.

پژوهشگران، مگس‌ها‌ی جهش‌یافته را در یک سانتریفیوژ قرار دادند و آن‌ها را ۱۰ ثانیه چرخاندند. پس از آن، مگس‌ها تا چندین دقیقه حالت گیجی داشتند و به‌دور خود می‌گشتند. در عوض، همین کار روی مگس‌ها‌ی معمولی تأثیری نداشت و آن‌ها پس از چرخیدن در سانتریفیوژ، سریع به راه خود ادامه دادند و از آزمایشگاه بیرون رفتند. همچنین، مگس‌ها‌یی که تنها دو جهش اول در آن‌ها انجام شده بود نیز از آسیب این فرایند در امان بودند.

از نظر دکتر وایتمن و همکارانش، جهش ژنتیکی ۱۲۲، تنها در صورتی کارکرد خوبی برای حشرات دارد که پس از جهش دیگری اتفاق بیفتد. اگر جهش ۱۲۲ به‌تنهایی اتفاق بیفتد، می‌تواند پمپ‌ها‌ی سدیمی را بدشکل کند و باعث تشنج حشرات شود. ممکن است دیگر جهش‌ها این اثر را جبران کنند.

دیگر پژوهش‌ها نشان دادند که ترتیب جهش‌ها‌ی ژنتیکی می‌تواند تفاوت زیادی در تکامل موجودات داشته باشد. برای مثال، باکتری‌ها می‌توانند در مقابل جهش‌ها‌ی ژنتیکی خاصی مقاومت آنتی‌بیوتیکی به‌دست آورند. اما بعضی از این جهش‌ها‌ی ژنتیکی، تنها در صورتی مفید هستند که به‌ترتیب انجام شوند.


منبع: NYTIMES.COM

نژاد اسب پینت هورس آمریکایی

اسبهای نژاد پینت در واقع اسبهای لکه دار سیاه و سفیدی هستند که به خاطر همین الگوی رنگ پوستشان به این نام شناخته می شوند. پینت در زبان لاتین به معنای رنگ است.

اسب نژاد پینت یا رنگی از جمله اسب هایی است که از نژاد اسب اسپانیایی نشات گرفته که توسط فاتحان اسپانیایی به آمریکا برده شد.

اسب های نژاد پینت به تدریج بخشی از گله های اسبهای وحشی شدند که در دشتهای غربی به سر می بردند. بومیان آمریکا از این اسب ها بهره زیادی می بردند و حتی بعضی از آنها اعتقاد داشتند که اسب های پینت دارای نیروهای جادویی هستند.

گاوبازهای آمریکایی عاشق اسب های نژاد پینت بودند چون این اسب ها بسیار چالاک بودند و خوب کار می کردند و بنابراین برای گاوداری مناسب بودند. پینت هورس آمریکایی اسبی است که کار با آن راحت است، رفتاری دوستانه دارد و باهوش است.

اسب های پینت رنگ پوست مشخصی دارند. پوست آنها به دو صورت رنگی می شود: یکی که توبیانو (tobiano) نام دارد و به صورت لکه های سیاه روی زمینه سفید است و دیگری که اووایرو (overo) نام دارد و در بر دارنده لکه های سفید روی زمینه سیاه است.

اووایرو ممکن است دو حالت داشته باشد که در آن یا رنگ سفید غالب باشد یا رنگ سیاه. اما معمولا در الگوی اووایرو رنگ سفید، ناحیه پشت اسب بین سر کتف اسب و دمش را قطع نمی کند.

با این حال نمی توان همه الگوهای رنگ پوست اسب پینت را در این دو مدل اوایرو و توبیانو گنجاند. به همین خاطر چند سال پیش این دسته بندی گسترده تر شد و الگوی دیگری به نام تووایرو (tovero) برای توصیف اسبهایی از نژاد پینت ایجاد شد که رنگ پوست آنها دارای خصوصیات هر دوی این الگوها بود.

پینت هورس آمریکایی اسبی عالی برای امور دامپروری و مزرعه داری، رودئو، سواری نمایشی، یا به عنوان حیوان خانگی برای بچه ها به شمار می رود.

پینتو یا پینت؟

پینتو (Pinto) همان نام اسپانیایی پینت است. اما با اینکه بیشتر اسب های پینت، پینتو هستند، اما همه پینتو ها پینت نیستند. و این به این دلیل است که انجمن اسب پینتو آمریکا بیشتر از انجمن اسب پینت آمریکا برای ترکیب این نژاد با نژادهای دیگر محدودیت قائل است.

معاون وزیر جهاد کشاورزی بازداشت شد/ ادامه روند بازداشت‌ها در وزارت جهاد کشاورزی

حکیم مهر: معاون وزیر جهاد کشاورزی و رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور شب گذشته بازداشت شد.

به گزارش حکیم مهر، چندی پیش هم مدیرعامل شرکت پشتیبانی امور دام کشور به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور بازداشت شده بود. تابستان امسال نیز تعدادی از کارکنان و مدیران سازمان جهاد کشاورزی استان تهران به اتهام اخلال در نظام توزیع مایحتاج عمومی (گوشت قرمز) محاکمه و زندانی شده بودند.

حکیم مهر به نوبه خود از اقدامات قاطعانه اخیر قوه قضاییه برای برخورد با متهمین ایجاد بی عدالتی و فساد در وزارت جهاد کشاورزی که در راستای تاکیدات و منویات مقام معظم رهبری نیز می باشد کمال تشکر و قدردانی را دارد و امیدوار است تهدید به استعفای برخی مدیران نتواند مانعی در ادامه برخورد قاطع قوه قضاییه با این عوامل ایجاد نماید.

فراموش نکنیم که چندی پیش ظرف تنها یک سال، مبالغ هنگفتی حدود دو میلیارد دلار صرف واردات گوشت به کشور شد که عملاً نتوانست تغییر محسوسی در کاهش هزینه سبد مواد پروتئینی مصرفی مردم ایجاد نماید، در صورتی که اگر فرضا همین مقدار ارز بصورت کشت فراسرزمینی در کشوری مثلا استرالیا هزینه می شد، می توانستیم مزارع دامپروری آنها را خریداری نموده و تا ابد کشور را از گوشت وارداتی بی نیاز نماییم!

ادامه برخورد قاطع با عوامل این سوء مدیریت، خواسته قلبی ملت شهیدپرور ایران از قوه محترم قضاییه می باشد.

عجیب و غریب ترین جانوران ایران

سیاه گوش - گربه درنده

عجیب و غریب های وطنی


«سیاه گوش» جزو سنگین ترین و سریع ترین گربه های کوچک در جهان است. این حیوان به تنهایی می تواند جان یک گراز را بگیرد. خیلی وقت است که به جز ایران هیچ کشوری اعلام نکرده است که چنین گربه ای را در طبیعتش رویت کرده. زیستگاه اصلی این گربه در حاشیه کویر مرکزی ایران است و چندی پیش در مرکز حفاظت شده «نایین» نیز دیده شده است.
مطالعات ژنتیکی نشان داده است گربه طلایی آفریقایی و یوز گربه، نزدیکترین خویشاوندان این «اعجاب انگیز» وطنی هستند. این موجود به عنوان یکی از زیباترین گربه های جهان شناخته شده است.

هوبره - پرنده بمب افکن

عجیب و غریب های وطنی


«هوبره» به دلیل شیوه دفاعی اش در برابر پرندگان شکارچی «پرنده بمب انداز» نام گرفته است. این پرنده زمانی که احساس خطر کند، مدفوعی چسبناک که مانند یک بمب است به سمت دشمنش پرتاب می کند، این بمب طبیعی در بیشتر اوقات باعث می شود پر و بال پرنده شکارچی به هم بچسبد و سقوط کند.
این پرنده را بیشتر می توان در دشت های باز با پوشش گیاهی کم دید، «هوبره» پراکندگی جهانی محدودی دارد و بیشترین جمعیت آن در ایران زندگی می کنند.
رفتار جالب «هوبره» باعث شده که به عنوان پرنده ای مرموز شناخته شود، برای مثال این پرنده در زمان جفت گیری می رقصد و این مورد مهمترین شاخصه اکوتوریستی این گونه پرنده است.
هوبره را می توان از شروع فصل زمستان تا اوایل بهار در منطقه شکار ممنوع قره تپه در استان یزد، پارک ملی کویر و پارک ملی توران در استان سمنان دید. هوبره گاهی در کشتزارهای یونجه هم دیده می شود.

گاندو، کروکودیل ایرانی

عجیب و غریب های وطنی


گاندو یک گونه کمیاب از خانواده کروکودیل هاست که زیستگاه اصلی اش در شبه قاره هند است.
گاندو می تواند گوزن 225 کیلویی و گاومیش 450 کیلویی را شکار کند. این گونه از کروکودیل حتی توانایی نبرد با ببر و پلنگ را هم دارد و بارها در نبرد با گاومیش و ببر پیروز دیده شده است.
در ایران تاکنون فقط یک مورد شکار انسان از سوی این خزنده گزارش شده است که در جریان آن یک کودک 6 ساله توسط «گاندو» شکار و کشته شد. این موجود تنها در مسیر رودخانه های سیستان و بلوچستان و آن هم در فصول کم آب سال قابل مشاهده است. گاندوی ایرانی بیش از 4 متر طول دارد، برای دیدن آن حتما باید از افراد مجرب کمک گرفت.
آنها را فقط زمانی می شود دید که به شدت سکوت رعایت و آرامش منطقه حفظ شود. یکی از رفتارهای عجیب این خزنده این است که در رودخانه ها برای خود کانالی با طول 15 متر حفر می کنند تا در آنجا زندگی کنند. این کانال ها از تبخیر شدن آب رودخانه جلوگیری کرده و باعث ذخیره شدن آب و کمک به حفظ آب برکه و تالاب ها در فصل گرم و ایام خشکسالی می شود. به همین دلیل، مردم سیستان و بلوچستان علاقه خاصی به «گاندو» دارند و می گویند هر جا این موجود دیده شود بی آبی در آنجا ریشه کن می شود.

خفاش دم دراز

عجیب و غریب های وطنی


برای دیدن این گونه خفاش باید کوله پشتی و ساک خود را ببندید و راهی «غارت خفاش» شوید. این غار در سه کیلومتری شمال شرقی شهر دهلران در دامنه کوهی مشرف به دره و چشمه های آبگرم دهلران واقع شده است.
این غار به علت زندگی میلیون ها خفاش در داخل آن به «غار خفاش ها» معروف شده اما خفاش هایی که در این غار زندگی می کنند، هیچ شباهتی به خفاش های دیگر غارهای جهان ندارند.
این گونه خفاش را در ایران فقط در این غار می توان دید. آنها جثه بزرگ و دم درازی دارند و می توان به راحتی گفت دو برابر دیگر خفاش ها هستند. در غارهای این منطقه، کف زمین غار پر است از فضله های این گونه خفاش که کشاورزان این منطقه از این فضله ها برای زمین های کشاورزی شان استفاده می کنند و اعتقاد دارند که فضله این خفاش ها به زمین شان جان می دهد.

فیلوش مارخور

عجیب و غریب های وطنی


طول این پرنده 56 سانتیمتر است. نرها در این گونه از پرندگان، دمی بلند و مشکی دارند، سر و گلوی «فیلوش» قهوه ای پر رنگ و سینه اش سفید رنگ است و از کنار گردن پرنده یک نوار سفید رنگ تا صورتش کشیده شده و در زیر دمش یک لکه زردرنگ دارد.
این پرنده از مار تغذیه می کند. یکی از رازهای زیبای خلقت این پرنده این است که او در اردیبهشت ماه لانه خود را روی زمین می سازد و بین 7 تا 11 تخم می گذارد و در آب های شیرین کم عمق نسبتا راکد دیده می شود. تالاب عشق آباد و بند علی آباد از جمله زیستگاه های این پرنده عجیب و غریب است.

زاغ بور

عجیب و غریب های وطنی


این پرنده تنها پرنده بومی انحصار (اندمیک) ایران است. می توان گفت زیستگاهش فقط در ایران است و در بیابان ها و حاشیه های مرکزی در استان های سمنان، یزد و کرمان دیده شده است.
البته این پرنده فقط در دشت های وسیع در مناطق بیابانی دیده می شود و با دشت های کوچک کاری ندارد. هر دشتی که در آن گیاه قیچ (درختچه ای بیابانی) دیده شود می تواند زیستگاه این پرنده باشد. این پرنده تفاوت های زیادی با هم خانواده های معروف خود یعنی زاغ و کلاغ دارد.
یکی از تفاوت ها زمین زی بودن این پرنده است. این پرنده برعکس دیگر پرنده ها حتی زمانی که احساس خطر می کند دویدن را به پرواز کردن ترجیح می دهد و بیشتر شبیه هدهد و چکاوک است.
محققان اعتقاد دارند این پرنده بسیار شگفت انگیز با شروع بهار تا اواخر ماه اردیبهشت بیشتر در فضای دشت ها دیده می شود و بعد از اتمام اردیبهشت فعالیت این پرنده کمتر شده و به سختی آن را می توان دید. صدای این پرنده یکی دیگر از ویژگی های شاخص آن است که محققان بیشتر با صدای این پرنده، محل زندگی و یا مکانی که آنجاست را نشانه گذاری می کنند.

پلنگ 90 کیلویی

عجیب و غریب های وطنی


شاید نام «پلنگ مازندران» را بارها و بارها از زبان گزارشگران کشتی شنیده باشید اما مطمئنا نمی دانید که این پلنگ یکی از عجیب و غریب ترین پلنگ های دنیاست. این پلنگ نسبت به دیگر پلنگ ها یک شاخصه دارد: «پلنگ ایرانی» که در منطقه شمال کشور زندگی می کند بیش از 90 کیلو وزن دارد. این در صورتی است که پلنگ های هندوستانی و آفریقایی که موفق شدند کلی شهرت جهانی کسب کنند، کمتر از 60 کیلو وزن دارند.
محققان دلیل بزرگ بودن جثه پلنگ ایرانی را استخوان بندی و عضله قدرتمند می دانند. گفته می شود که پلنگ مازندران، درشت اندام ترین پلنگ دنیاست. «پارک ملی گلستان» و «پارک ملی تندوره» در خراسان رضوی از جمله مناطقی است که این پلنگ عظیم الجثه در آنجا دیده شده است.

خرس سیاه آسیایی

عجیب و غریب های وطنی


«خرس سیاه آسیایی» نیز یکی دیگر از این شگفت انگیزهای وطنی است که در کوهستان های شهرستان نیکشهر در جنوب سیستان و بلوچستان زندگی می کند. نسل این گونه خرس در دنیا در حال انقراض است.

سفره ماهی برقی

عجیب و غریب های وطنی


«سفره ماهی برقی» در عمق آب های جزیره قشم و کیش دیده شده است. این موجود خارق العاده زمانی که احساس ترس کند، برقی با ولتاژ بیش از 200 ولت تولید می کند که این برق می تواند اندام یک مرد 100 کیلویی را تا ساعت ها بی حس کند.


منبع: bartarinha

کمپین خلاقانه ی سازمان WWF برای پیشگیری از عواقب ناشی از ذوب شدن یخ‌ها

فیلیپین تقریباً ۵۷۰۰ کیلومتر با قطب شمال فاصله دارد. مشکل ذوب شدن یخ ها برای کشورهای گرمسیری مانند فیلیپین تهدید فوری محسوب نمی شوند، با این وجود مطالعات نشان داده که سطح دریا در فیلیپین به طور متوسط   ۱۴.۷ میلی متر در سال افزایش یافته است. در نتیجه، خشکی‌های ارزشمند به آرامی در حال رفتن به زیر آب هستند. زمینی که برای موجودات زنده، مواد غذایی و زیستگاه به ارمغان می‌آورند.

هدف این کمپین سازمان WWF، آگاهی از عواقب ناشی از ذوب شدن یخ‌ها است. اگر چه این اتفاق هزاران کیلومتر دورتر در حال وقوع است، اما آثار ویرانگر آن اکنون به سواحل فیلیپین رسیده و بر زندگی موجودات نواحی گرمسیری هم تاثیر گذاشته. این کمپین، حیواناتی را نشان می‌دهد که در آب غرق شده‌اند و فقط دهانشان به شکل کوه یخ از آب بیرون مانده است!

 پس از یک دوره دو ماهه، آگاهی از موضوع این کمپین در مدارس ۲۲٪ و در سطح جامعه ۱۴٪ اندازه گیری شد و ترافیک وب سایت WWF فیلیپین که اطلاعات بیشتری در این مورد ارایه می‌داد، افزایش یافت.