زمانی که شایعه هورمونی بودن مرغ‌ها و یا شایعه مصرف تریاک در مرغ‌ها در جامعه منتشر می‌شود، چه اتفاقی می‌افتد؟

شایعه مرغ‌های تریاکی و عدم وجود بستگی‌های اجتماعی سازمان دامپزشکی کشور؛ داستان وام‌های اعتباری که از سوی مردم به سازمان پرداخت می‌گردد ولی پس زده می‌شود

شایعه مرغ‌های تریاکی و عدم وجود بستگی‌های اجتماعی سازمان دامپزشکی کشور؛ داستان وام‌های اعتباری که از سوی مردم به سازمان پرداخت می‌گردد ولی پس زده می‌شود.

همان‌گونه که همکاران اخیراً در جریان رخدادهای حرفه دامپزشکی قرار دارند، دغدغه‌های بهداشتی بسیاری برای مردم ایران در حوزه بهداشت عمومی دامپزشکی مطرح گردیده است که اگر بخواهیم چند سرفصل آن را نام ببریم، می‌توانیم به موضوعات شایعه مصرف هورمون در مرغ‌ها، عضله سبز در مرغ‌ها، مرغ‌های تریاکی!، آفلاتوکسین در شیر، رخداد پرندگان مهاجر میانکاله، عدم شست‌وشوی مرغ‌ها قبل از مصرف و شاه‌بیت کنونی آن گسترش ویروس کرونا در چین اشاره مجملی بنماییم. شاید پیش خود بگویید که سازمان دامپزشکی است دیگر! مشغول وظایف محوله است و بد یا خوب و کم یا زیاد در حال رسیدگی به موضوعات مطروحه در حد توان می‌باشد. چند سطر آتی را با من همراه باشید تا بدانیم داستان به سادگی‌ها که من و شما فکر می‌کنیم هم نیست.

در علوم ارتباطات امروزی هرگونه توجه مردم به یک موضوع، به نوعی اعتبار جایگاهی برای سازمان متولی آن موضوع در جامعه محسوب می‌شود که در صورتی که سازمان مزبور به این امر رسیدگی ننماید و یا دیر رسیدگی نماید و یا در قدم آخر بد رسیدگی نماید، همه و همه موجب می‌شوند که به مرور زمان آن سازمان اعتبار جایگاه خود را از دست می‌دهد و به تدریج جامعه‌ی هدف برای به دست آوردن اطلاعات رو به منابع غیر رسمی و حتی گاهی شایعات و اطلاعات غیرعلمی آورده و مشکل دیگری به مشکلات سازمان‌های متولی امور بهداشتی اضافه می‌نماید که آن‌هم تلاش برای اثبات دروغ بودن یک شایعه می‌باشد؛ به عبارت دیگر مردم برای به دست آوردن اطلاعات مورد نیازشان منتظر سازمان دامپزشکی نخواهند ماند و از منابع مختلف این نیاز را تامین خواهند نمود و عملکرد نامناسب در خصوص پاسخ مناسب به نیازهای اطلاعاتی مردم، آنها را به سمت منابع نادرست سوق خواهد داد.

قبل از اینکه به بحث اصلی بپردازیم، نیاز است تا توافق اولیه‌ای را در خصوص جامعه داشته باشیم. در تعاریف آکادمیک جامعه عبارت است از «گروهی از مردم با علایق و وابستگی‌های مشترک که با یکدیگر در اجتماع بزرگی زندگی می‌نمایند و یا بدنه‌ی افراد یک ملت که تاریخچه مشترک و وابستگی‌های اجتماعی، اقتصادی و یا سیاسی با یکدیگر دارند». پس بر این اساس، سازمان دامپزشکی کشور که مسئول بهداشت عمومی جامعه (حداقل قسمتی از آن بر پایه برخی تعاریف) ایران می‌باشد، با چند نوع از این جوامع روبروست و در قبال آنها مسئولیت دارد:

1. جامعه مردم ایران (حوزه جغرافیای سیاسی کشور ایران)

2. جامعه حرفه دامپزشکی (کلیه شاغلان حوزه علم دامپزشکی در سطح مختلف آن)

 3. جامعه تولیدکنندگان و دامداران و مرغداران و یا فعالان حوزه محصولات خام دامی

 4. تجار و بازرگانان شاغل در حوزه علم دامپزشکی؛ همچنین حوزه تحت مدیریت سازمان دامپزشکی کشور

سخن گفتن با هر یک از این جوامع آداب و رسوم و شرایط خاص خود را می‌طلبد؛ نمی‌توانید ادعا کنید که به عنوان مثال مطلبی که برای دامپزشکان در حوزه علم دامپزشکی منتشر می‌سازید، برای مردم عادی جامعه نیز کارایی داشته باشد. از سوی دیگر عکس آن نیز صادق است و نمی‌توان با عبارات عامه‌پسند با شاغلان تخصصی حرفه دامپزشکی سخن گفت و انتظار داشت که آنان نیز اقناع شوند. از سوی دیگر با توجه به اینکه به عنوان مثال شاغلان حرفه دامپزشکی خود عضوی از اجتماع بزرگ مردم کشور ایران می‌باشند، اقناع مناسب یک جامعه‌ی تخصصی تاثیر چشمگیری بر روی اقناع جامعه اصلی خواهد داشت و بالعکس.

مسلّم بدانید که وقتی در حوزه‌ی رخدادهای بهداشتی ارتباط مناسبی با مردم برقرار گردد، به میزان بسیار زیاد و قابل توجهی از هزینه‌های مربوط به مقابله با رخدادهای بحرانی بهداشتی کاسته خواهد شد، به عنوان مثال صیادان میانکاله و محمودآباد و فریدونکنار را در نظر بگیرید که اگر در طی این سال‌ها با این جامعه کوچک از جامعه مردم شمال ایران ارتباط موثر تعاملی برقرار شده بود، سازمان محیط زیست و سازمان دامپزشکی کشور کار راحت‌تری برای حل مشکلات مربوط به رخدادهای بهداشتی داشتند و هزینه‌های دولت در این اوضاع سخت بودجه‌ای که گریبان‌گیر کل کشور است، کمتر می‌گردید.

اشاره به ارتباط تعاملی نمودیم؛ اگر به نحوه برقراری ارتباط سازمان دامپزشکی کشور با دامپزشکان، جامعه مردم عادی و تولیدکنندگان نگاهی بیاندازید، این ارتباط همیشه یک‌سویه بوده است؛ سازمان دامپزشکی برنامه‌ای را طراحی نموده و برای اجرا اگر صلاح بداند اعلام عمومی می‌کند و در این بین بقیه افراد نیز موظف به اجرای آن هستند، فارغ از اینکه در این خصوص توجیه شده باشند یا خیر. به عبارت دیگر سازمان دامپزشکی متکلم وحده بوده است و گوش شنوایی برای سخنانی که دامپزشکان یا مردم عادی جامعه دارند نداشته است. شاید بگویید خوب سازمان دامپزشکی سامانه 1512 را راه‌اندازی نموده است، ولی آزمایش آن بسیار ساده است؛ هم‌اکنون گوشی تلفن را بردارید و به این سامانه زنگ بزنید، اگر احیاناً کسی پاسخگو باشد، فقط و فقط نقش همدرد را برای شما ایفا خواهد نمود و به هیچ عنوان شکل و شمایل سامانه را در خود ندارد که عبارت است از قابلیت پیگیری توسط مراجعان و قابلیت پایش توسط مدیران. تا کنون هیچ گزارشی از حتی تعداد تماس‌های برقرار شده با این شماره تلفن نه در سایت سازمان و نه در هیچ جای دیگری منتشر نشده است. البته باید عنوان کرد که تنها متضررین این وضعیت فقط مردم نیستند بلکه بسیاری از ضررها متوجه تولیدکنندگان نیز می‌باشد، به چه شکل؟ به مثال زیر توجه کنید:

زمانی که شایعه هورمونی بودن مرغ‌ها و یا شایعه مصرف تریاک در مرغ‌ها در جامعه منتشر می‌شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ مردم ابتدا با تعجب به مطلب می‌نگرند، سپس آن را دست به دست در رسانه‌های اجتماعی و مجازی منتشر می‌کنند، مدتی از خریدن مرغ از بازار امتناع می‌کنند و در اصل چرخه تولید را به دلیل یک نگرانی بهداشتی بی‌جا دچار سکته می‌نمایند. تا زمانی که این سکته ناقص درمان شود و چرخه تولید به جای اول خود بازگردد، بسیاری از تولیدکنندگان ما دچار ضررهای هنگفتی شده‌اند، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر ارتباطی و این مهم تنها معلول یک علت است و آن فقدان ارتباط مستقیم و دوسویه بدنه متولی بهداشت مردم با افراد جامعه است؛ یا در حالت دیگر این ارتباط برقرار می‌شود ولی دیر و بصورت ناقص برقرار می‌شود و این عکس‌العمل دیرهنگام موجب لوث شدن موضوع می‌گردد و اگر به‌سان آن تولیدکننده لبنیات که فرموده بود: «با شرافتم خلوص محصولاتم را تضمین می‌کنم» سازمان بارها و بارها تریاکی نبودن و هورمونی نبودن مرغ‌ها تضمین کند، جز با ناباوری مردم روبرو نخواهد بود.

پیشنهاد عملی نگارنده به سازمان دامپزشکی در حوزه علم دامپزشکی صراحتاً شامل موارد ذیل است:

1. برقراری ارتباط دوسویه متقابل و تعاملی با مردم و البته در مدت زمان معقول از رخداد حادثه بهداشتی و یا پخش شدن شایعات در جامعه که این رویه موجبات بازگشت و تقویت اعتماد مردم به بدنه سازمان دامپزشکی و همچنین بخش خصوصی آن را فراهم خواهد ساخت.

 2. اطلاع‌رسانی علمی و حرفه‌ای به فعالان حرفه دامپزشکی و واگذاری برخی مسئولیت‌ها به همکاران دامپزشک بخش خصوصی در زمینه ارتباط با جامعه و اقناع اجتماعی مردم و حتی هزینه نمودن اعتبارات دولتی در این زمینه.

 3. همکاری بخش تولید تحت نظارت سازمان دامپزشکی کشور در خصوص سرمایه‌گذاری در سیاست‌های اطلاع‌رسانی مورد نظر سازمان دامپزشکی کشور و سازمان نظام دامپزشکی، چرا که بهره‌بردار این سرمایه‌گذاری فقط و فقط خودشان خواهند بود (چنانکه به اذعان عزیزان تولیدکننده لبنیات در کشور، مصرف شیر در اثر یک شایعه 35 درصد کاهش داشته است؛ به داستان پالم نمی‌پردازیم که خود داستان مفصلی است).

 4. احترام به ارزش‌ها و تفکرات مردم: تمامی مردم در صورتی‌که احساس کنند به آنها احترام گذاشته شده است، نقش فعالی در حل مشکلات مشترک از خود نشان می‌دهند و بالعکس؛ به عبارت دیگر با دیدگاه حاکمیتی و همچنین دستوری نمی‌توان به مقابله با شایعات پرداخت و از مردم انتظار داشت که این لحن از بالا به پایین را درک نموده و به آن اعتماد کنند.

 5. خوداتکایی مردمی: بسیاری از مردم به محض روبرو شدن با یک رخداد، برنامه‌ریزی فردی برای این مشکلات می‌نمایند و همین نخریدن مرغ و شیر و یا لبنیات یکی از این برنامه‌ریزی‌ها می‌باشد (فارغ از درست یا غلط بودن آن) و در صورت مشارکت داده نشدن مردم در حل این رخدادها معمولاً تلاش‌های سازمانی به نتیجه دلخواه نخواهند رسید.

 6. استفاده از باور سه‌گانه (Technical Assistance Approach, Conflict Approach, Self-Help Approach) و اعطای قدرت به جوامع کوچک داخلی در جوامع بزرگ برای تسریع در حل مشکل و همچنین استفاده از قدرت مردم برای حل  و کنترل رخدادهایی که تاثیر چند وجهی مخرب دارند و به‌کارگیری مراحل ده‌گانه برای نیل به هدف: شناخت جامعه، گوش کردن به نیازهای اعضای جامعه، ایجاد همگرایی در جامعه، ارزیابی موجودیت‌ها و منابع، کمک به جامعه برای شناخت خطر اصلی، پیاده‌سازی برنامه اجتماعی مورد نظر، ارزیابی برنامه پیاده شده و بازنگری آن، مقابله با رخداد بهداشتی، تقویت بهداشت عمومی و ازدیاد طول عمر و کیفیت زندگی مردم جامعه.

 7. جلوگیری از قطع ارتباط اطلاع‌رسانی: شاید بجز خط ارتباطی غیر موثر 1512 که پیاده‌سازی آن بدون برنامه رها گردیده است، تنها منبع اطلاعاتی سازمان دامپزشکی کشور وب‌سایت اطلاع‌رسانی آن باشد که دست کمی از 1512 ندارد؛ به عبارت دیگر این وب‌سایت که اکنون بسیاری از قسمت‌های آن بجز صفحه اول به مدت بیش از یک سال در حال ساخت می‌باشد تا کنون بیش از چندین بار در مدیریت‌های مختلف سازمان دچار تغییر سیستم عامل خود شده است ولی سازمان فخیمه دامپزشکی به این موضوع توجه ننموده است که به‌روزرسانی تکنولوژی هرچند امری پسندیده است ولی نباید موجبات قطع ارتباط اطلاع‌رسانی و از میان رفتن مبانی ساخته شده قبلی را فراهم آورد و در بسیاری از موارد با همان تکنولوژی‌های ده سال قبل نیز می‌توان هنوز به نتیجه رسید و به نظر می‌رسد سازمان در این خصوص دست به یک به‌روزرسانی تمام‌نشدنی غیرضروری در خصوص پرتال اطلاع‌رسانی خود زده است.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.