نزدیک به ۴ هزار سال قبل بر روی جزیره ی دور افتاده ای در قطب شمال، زندگی آخرین ماموت سیاره زمین به پایان رسید.
ماموت ها که شکل و اندازه ای فیل مانند داشتند، به مدتی نزدیک به ۹۰ هزار سال در زمان آخرین عصر یخبندان کره زمین، نیمکره ی شمالی سیاره ی ما را تحت تسلط خود داشتند، اما همه ی این ها پیش از آن بود که تغییرات آب و هوایی و انسان های شکارچی انقراض این موجودات را رقم بزنند.
دانشمندان در نقاط مختلفی از دنیا از اسپانیا گرفته تا سیبری، اسکلت ها و اجساد یخ زده ای از ماموت ها یافته اند. آن ها از این کشفیات به این نتیجه رسیدند که این موجودات تا حدود ۱۱ هزار سال قبل به طور کلی منقرض شده بودند.
اما تعدادی از ماموت ها بر روی دو جزیره ی کوچک و دورافتاده به زندگی خود ادامه دادند. این جزایر میان روسیه و آلاسکا قرار داشتند و به دلیل بالا آمدن آب دریا از سرزمین اصلی جدا شده بودند. به اعتقاد دانشمندان، یکی از این پناهگاه ها یعنی جزیره ورانگل، سنگرگاه آخرین ماموت های دنیا بوده. این موجودات عظیم الجثه قبل از آنکه به طور کامل منقرض شوند، به مدتی نزدیک به ۷ هزار سال بیشتر از همنوعان شان در آمریکای شمالی و اروپا، به زندگی ادامه دادند.
این بدان معنی است که گونه ی ماموت ها بسیار بیشتر از آنچه که پیش از این تصور می شد، تداوم داشته. وقتی زندگی آخرین ماموت کره زمین به پایان رسید، هرم بزرگ جیزه در مصر دیگر ساخته شده بود.
طبق تحقیق جدیدی که در نشریه ی Quaternary Science Reviews منتشر شده، ماموت های ساکن جزیره ورانگل به همان دلایلی از بین نرفتند که باعث مرگ ماموت های دیگر شده بودند. بلکه به گفته ی پژوهشگران این تحقیق، این ماموت های جدا افتاده، به جفتگیری با خویشان خود روی آوردند و این مسأله باعث تضعیف تنوع ژنتیکی آن ها شد. این ماموت های تضعیف شده دیگر توانایی سازگاری با وقایع آب و هوایی غیر معمول را نداشتند، مسأله ای که احتمالاً علت نابودی ناگهانی و غیر منتظره ی این ماموت ها بوده است.
انقراضی اسرار آمیز و «کاملاً ناگهانی»
جزیره ی ۷،۷۷۰ کیلومتر مربعی ورانگل در فاصله ی ۱۳۸ کیلومتری شمال شرقی چوکوتکا واقع در منطقه ی سیبری و در دریای چوکچی قرار دارد. این جزیره حدود ۱۰ هزار سال قبل از قاره ی آسیا جدا شده. گروهی از ماموت ها از قرار معلوم زیر بار انقراض جهانی گونه ی خود نرفتند و به زندگی خود ادامه دادند، تا حدود ۴ هزار سال قبل که سرانجام همگی به کلی منقرض شدند.
بررسی های انجام شده روی اسکلت های به دست آمده از جزیره ورانگل نشان داده انقراض این گروه از ماموت ها «کاملاً ناگهانی» و بدون هیچ نشانه ی هشدار دهنده ای رخ داده بود.
اما علت این نابودی ناگهانی روشن نبود.
پیشتر تحقیقی نشان داده بود ماموت های ساکن دیگر جزیره ی دور افتاده ی آن منطقه که جزیره سنت پل نام دارد، بر اثر عوامل زیست محیطی از میان رفته بودند. این جزیره در فاصله ی ۱،۶۰۹ کیلومتری جنوب جزیره ورانگل در قلب دریای برینگ واقع شده و تنها ۱۰۹ کیلومتر مربع مساحت دارد. دانشمندان با بررسی دی ان ای فسیلی و فسیل های گرده ها و هاگ ها پی بردند احتمالاً خشک شدن منابع آب شیرین جزیره ی کوچک سنت پل، ماموت های ساکن آن را از آب محروم ساخت و آن ها سرانجام ۵،۶۰۰ سال قبل منقرض شدند.
این اتفاق در ترکیبات استخوان های ماموت های جزیره سنت پل نمود پیدا کرده بود، به طوری که بعضی از عناصر استخوان های این موجودات، پیش از منقرض شدن آن ها، تحلیل رفته بود.
به دنبال سرنخ هایی در استخوان های ماموت ها
به همین دلیل محققان دست اندر کار در پژوهش جدیدتر تصمیم گرفتند در استخوان های ماموت های جزیره ورانگل به دنبال همان سرنخ ها بگردند تا معلوم شود که ماموت های این جزیره هم همان سرنوشت ماموت های جزیره سنت پل را داشتند یا نه.
آن ها کلاژن موجود در استخوان ها و دندان های ماموت های ۴ هزار ساله ی جزیره ورانگل را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند و نتایج آن را با استخوان های ماموت هایی که ۴۰ هزار سال قبل در دیگر نقاط دنیا مثل آلاسکا و سیبری از دنیا رفته بودند، مورد مقایسه قرار دادند.
این دانشمندان به دنبال نشانه هایی از افت کربن، نیتروژن و ایزوتوپ های گوگرد در استخوان های جزیره ورانگل بودند، چون کاهش در سطح این عناصر به معنای بروز تغییر در رژیم غذایی ماموت ها بر اثر تغییرات زیست محیطی بود.
نتایج بررسی ها نشان داد ترکیبات فسیل های جزیره ورانگل، برخلاف هم نوعان شان در سرزمین های اصلی، از ۱۰ هزار سال قبل که آب و هوای زمین گرم شد هیچ تغییری نکرده بود، یعنی از زمانی که عصر یخبندان پایان یافت و تقریباً همه ی دیگر ماموت های کره زمین منقرض شدند.
حتی هیچ اثر و نشانه ای در استخوان های ماموت های جزیره ورانگل وجود نداشت که از وارد آمدن فشار غذایی یا زیست محیطی درست قبل از انقراض این موجودات حکایت داشته باشد، یعنی این موجودات زمانی از میان رفتند که جزیره ی محل سکونت شان تحت تأثیر هیچ تغییر آب و هوایی ای نبود و از منظر بوم شناختی وضعیتی اگر نه مطلوب، اما نامتغیر داشت.
در حقیقت، به گفته ی این پژوهشگران، تحقیق آن ها نشان می دهد جزیره ورانگل شرایط زیست محیطی مناسب برای زندگی ماموت ها را شاید تا به امروز داشت.
پس اگر تغییرات زیست محیطی آن ها را از بین نبرد، علت نابودی آن ها چه بود؟
با توجه به اینکه بعید به نظر می رسید ماموت های جزیره ورانگل بر اثر تشنگی یا تغییرات آب و هوایی تلف شده باشند، محققان سراغ دیگر دلایل احتمالی انقراض این موجودات رفتند.
به گفته ی این محققان، بعید بود که شکار انسان ها در نابودی ناگهانی آن ها نقش داشته باشد، چون انسان ها فقط در یک نقطه از جزیره ورانگل سکونت داشتند و طبق شواهد باستان شناختی، از آنجا برای شکار پستانداران دریایی و غاز ها استفاده می کردند. به علاوه قدمت این سکونتگاه به چند صد سال بعد از نابودی آخرین ماموت دنیا برمی گردد.
پیشتر آنالیز ژنتیکی بعضی از ماموت های جزیره ورانگل نشان داده بود این موجودات با خویشان خود جفتگیری داشتند و این مسأله باعث تضعیف شدید تنوع ژنتیکی آن ها شده بود.
تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۷ نشان داد ماموت های این جزیره تا زمان انقراض شان، ۴۳ برابر کوچک تر از ماموت های سرزمین های اصلی شده بودند. دیگر نتیجه گیری این تحقیق آن بود که این ماموت ها دچار جهش های ژنتیکی مخربی شده بودند که توانایی نجات از بیماری ها، قحطی ها یا بلایای طبیعی ای را از آن ها گرفته بود که می توانستند جمعیت زیادی را یکباره از پا در آورند.
در نهایت، دانشمندان هنوز مطمئن نیستند دلیل قطعی انقراض این ماموت ها چه بود، اما وقوع یک بحران کوتاه مدت را محتمل ترین علت آن می دانند.
به گفته ی این محققان، بعید نیست که این ماموت ها که به دلیل زوال ژنتیکی، دیگر تضعیف شده بودند بعد از چیزی مثل یک واقعه ی آب و هوایی غیر معمول تلف شده باشند.
یکی از احتمالاتی که این دانشمندان مطرح کرده اند بارش باران بر روی برف بوده که در اثر آن لایه ی غیر قابل نفوذی از یخ بر روی انبوه برف تشکیل شده و مانع از دسترسی ماموت ها به گیاهانی شده که برای ادامه ی زندگی به آن ها نیاز داشتند.
در سال ۲۰۰۳، بارش شدید باران بر روی برف به تلف شدن ۲۰ هزار رأس از گاومیش های جزیره بنکس در شمال کانادا انجامید و ۲۵ درصد از جمعیت آن ها را از بین برد. در طول یک قرن گذشته، هزاران گوزن شمالی در جزیره ورانگل امروزی بر اثر وقایع آب و هوایی مشابه از میان رفته اند.
به گفته ی محققان، چنین وقایعی می تواند برای موجودات زنده ویرانگر باشد و از قرار معلوم هم این اتفاقات زیاد رخ می دهند.
شاید بارش باران بر روی برف باعث مرگ ماموت ها هم شده بود.
منبع: businessinsider
بهمنظور تولد فرزند در شرایط مناسب یا داشتن رویانی بهعنوان پشتیبان، برخی از پستانداران میتوانند رشد رویان را بدون اثرات جانبی بهطور موقت متوقف کنند.
قرار دادن بارداری در حالت وقفه تا زمانیکه زمان مناسب به دنیا آوردن فرزند فرا برسد، مانند داستانهای علمیتخیلی به نظر میرسد؛ اما در بسیاری از پستانداران، پدیدهای که دیاپوز رویانی نامیده میشود، قسمتی حیاتی از روند پرورش فرزند است. اگرچه دانشمندان از دههی ۱۸۵۰ درمورد وجود چنین قابلیتی در برخی از حیوانات، آگاه بودند، اکنون مشخص میشود که شناخت این پدیده چگونه میتواند به ما درسهای ارزشمندی درمورد بارداری انسان، سلولهای بنیادی و سرطان بدهد.
کدام حیوانات توانایی دیاپوز رویانی را دارند؟
بیش از ۱۳۰ گونه از پستانداران میتوانند بارداری خود را بهحالت دیاپوز درآورند. در بیشتر گونهها (بهجز برخی از خفاشها که این کار را کمی دیرتر انجام میدهند)، این وضعیت زمانی اتفاق میافتد که رویان یک توپ کوچک تقریبا ۸۰ سلولی است، یعنی قبل از اینکه به رحم بچسبد. فقط یک گروه از پستانداران نیستند که چنین کاری را انجام میدهند. بهنظر میرسد که گونههای مختلفی از پستانداران برای افزایش موفقیت تولیدمثلی قابلیت یادشده را کسب کردهاند.
بیشتر گوشتخواران میتوانند بارداری خود را به حالت وقفه درآورند ازجمله تمامی خرسها، بیشتر فُکها، بسیاری از جوندگان، گوزنها، آرمادیلوها و مورچهخوارها. بیش از یکسوم از گونههای دارای این توانایی از استرالیا هستند، شامل برخی از صاریغها، کانگوروها و والابیها. رکورددار ایجاد وقفه در بارداری، والابی تامار است که به دلیل توانایی آن برای توقف فرایند بارداری بهمدت ۱۱ ماه، بهطور گسترده مورد مطالعه قرار دارد.
مزیت وقفه در بارداری چیست؟
مزیت اصلی وقفه در بارداری به جداسازی جفتگیری و تولد بازمیگردد. جانوران به دو روش اصلی این کار را انجام میدهند. در روش نخست باید سریعا پس از زایمان جفتگیری کنند، برای اینکه درصورت اتفاق افتادن حادثهای برای نوزاد متولد شده، یک بارداری پشتیبان داشته باشند. استرس شیردهی موجب آغاز مکثی میشود که در جریان مکیدن شیر ادامه دارد و وقتی توله دیگر از شیر تغذیه نکرد، بارداری مجددا آغاز میشود. راه دوم، توقف بارداری برای رسیدن زمان مناسب است. این امر معمولا به فصل بستگی دارد. بهعنوان مثال، مینکها درحوالی آغاز ماه مارس جفتگیری میکنند؛ اما رویان خود را تا زمان اعتدال بهاری (۲۱ مارس) به حالت توقف قرار میدهند تا زمانیکه روزها در نیمکرهی شمالی طولانیتر شود. بدین ترتیب بهدنیا آمدن تولهها در وضعیت آبوهوایی بهتر باشد و نه در زمستان تضمین خواهد شد.
والابی تامار دو روش یادشده برای ایجاد وقفه در بارداری را با هم ترکیب میکند (مکیدن شیر در نیمهی اول سال، روزهای کوتاه در نیمهی دوم سال) و پس از توقفی یک ساله، در ماه ژانویه زایمان میکند. این امر موجب میشود که توله بهجای وسط تابستان داغ استرالیا، در بهار کیسهی خود را ترک کند.
از دیاپور چه چیزی میتوان آموخت؟
دیاپوز نخستین بار در سال ۱۸۵۴، پس از اینکه شکاچیانی در اروپا متوجه شدند که بارداری در گوزن ماده بسیار طولانیتر از حالت طبیعی است، کشف شد. از آن زمان، دانشمندان مجذوب این فرایند شدند و این امر به ما کمک کرد تا دانش بیشتری درمورد فرایندهای تولیدمثلی در پستانداران کسب کنیم. اما تا سال ۱۹۵۰ طول کشید تا دانش ما از بارداری به اندازهای افزایش پیدا کند که بتوانیم آنچه را تأیید کنیم که شکارچیان صد سال پیش مشاهده کرده بودند.
اما چگونگی فرایند دیاپوز در سطح مولکولی همچنان یک معما است. تا همین اواخر، بهنظر میرسید که ارتباطی بین گونههایی که از این روش استفاه میکنند و گونههایی که از این روش استفاده نمیکنند، وجود نداشته باشد و بهنظر نمیرسید که مکانیزم واحدی برای ایجاد وقفه در بارداری در گونههای مختلف وجود داشته باشد. حتی هورمونهای کنترلکنندهی دیاپوز بین گروههای مختلف پستانداران تفاوت دارند. پژوهشها، اکنون نشان میدهند که بدون توجه به هورمونهای تأثیرگذار روی رحم، فرایندهای سیگنالدهی مولکولی بین رحم و جنین در بین گونههای مختلف یا حداقل در موش، مینک و والابی تامار حفظ شده است. علاوهبراین، پژوهشگرانی از کشور لهستان توانستند رویانهای گوسفند را که گونهی دارای قدرت دیاپوز نیست، با انتقال به رحم موش به حالت وقفه درآورند و آنها را بدون بروز اثرات جانبی به گوسفند برگردانند. بدین ترتیب احتمالا دیاپوز را بتوان در تمام پستانداران و ازجمله انسانها عملی کرد.
آیا انسان نیز بارداری خود را به حالت وقفه درمیآورد؟
بعید است که توقف رشد جنین در بارداری در انسان عادی شود. برای آغاز، باید بتوان زمان دقیق باروری را تشخیص داد تا این زمان را با زمانیکه بیشتر گونهها در آن دیاپوز را آغاز میکنند، تطبیق داد.
درک چگونگی ایجاد وقفه در بارداری در پستانداران نتایج چشمگیری ازنظر افزایش دانش ما مورد چگونگی ایجاد رویان سالم دارد. زمانیکه رویان وارد دیاپوز میشود، همان زمانی است که در لقاح آزمایشگاهی، رویان به رحم منتقل میشود. دیاپوز میتواند به ما کمک کند تا رشد رویان در محیط کشت را بهبود دهیم و بهترین رویان را برای انتقال شناسایی کنیم.
دیاپوز میتواند به ایجاد سلولهای بنیادی بهتر و یافتن درمانهای جدید سرطان نیز کمک کند. اولین سلولهای بنیادی که دانشمندان آنها را جدا کردند، از رویان موشی بهدست آمد که در مرحلهی دیاپوز بود، یعنی وقتی که چرخهی سلولی رویان متوقف میشود. سلولهای بنیادی شبیه رویانی هستند که در حالت دیاپوز قرار گرفته است. بنابراین درک سازوکار دیاپوز در سطح مولکولی میتواند منجر به توسعهی درمانهای جدیدی برای توقف تقسیم سلولی یا شناسایی مارکرهایی برای سلولهای بنیادی تومور شود. تصور میشود که این سلولها مسئول متاستاز در سرطان باشند.
منبع: SCIENCE ALERT
کارشناسان هشدار دادند: عکس سلفی گرفتن در حیاتوحش به حیوانات آسیب میزند.
به گزارش اولین مرجع دامپزشکی ایران به نقل از ایسنا، کارشناسان با ابراز نگرانی از عکس گرفتن با پنگوئنها و دیگر گونههای جانوری بر تاثیر منفی این کار روی تغذیه، تولید مثل و نرخ باروری آنها تاکید کردند.
در کنفرانس بینالمللی پنگوئن که در نیوزیلند برگزار شده، کارشناسان اظهار داشتند: در میان بحثهای حساس در مورد مخاطرات بحران آب و هوایی و از بین رفتن زیستگاههای طبیعی موضوع سلفی گرفتن در حیاتوحش مطرح شد که میتواند روی رفتار و الگوی زندگی جانوران تاثیر بگذارد.
یکی از محققان این مطالعه از دانشگاه اوتاگو در نیوزیلند گفت: ما انسانها غالبا احترامی برای حیاتوحش قائل نیستیم و هیچ درکی از اهمیت آن نداریم. عادی نشان دادن سلفی در حیاتوحش بسیار خطرناک است و به حیوانات آسیبهای جدی وارد میکند که از آن جمله میتوان به استرسهای روانی، جسمی، اختلال در نوع تغذیه و رفتارهای تولید مثلی آنها اشاره کرد که در نهایت به کاهش نرخ زاد و ولد منجر میشود.
به گفته محققان مشکل با سلفی گرفتن در حیاتوحش این است که این تصاویر اغلب بدون هیچ مفهوم مشخص و زمینهسازی مناسب منتشر میشوند و بنابراین حتی اگر انگیزه این کار، انتقالِ پیامی درباره بهبود و حفظ محیط زیست باشد اما اغلب این پیام به مخاطب نمیرسد و مخاطبان صرفا تصویری از فردی را میبینند که حیوانی را بغل گرفته و بقیه نیز به انجام رفتارهای مشابه ترغیب میشوند.
به گزارش روزنامه گاردین، شبکههای اجتماعی مختلف از قبیل اینستاگرام میزبان صدها هزار نمونه سلفی در حیاتوحش است که بیشتر آنها "سلفی بد" محسوب میشوند. عکس سلفی خوب در حیاتوحش تصویری است که در آن تماسی بین انسان و حیوان نباشد و نباید حرکت حیوان را محدود یا او را در قفس زندانی کرد.