مراقبت های بهداشتی لازم در خصوص سگها و گربه های میانسال ، سگ ها و گربهها نیز همانند انسان با افزایش سن به بیماری های خاصی مستعدتر می شوند. هرچند بسیاری از این موارد و توصیه ها در همه سنین نیازمند توجه هستند اما طبیعتا با افزایش سن می بایست با نگاه ویژه ای مورد توجه قرار گیرند.

یکی از موارد مهم که می بایست مدنظر قرار گیرد کنترل وزن است. به عنوان یک قاعده کلی عرض می کنم که بیماری ها و عوارضی که ناشی از افزایش وزن هستند بسیار متداولتر و خطرناک تر از بیماری های ناشی از لاغری و حتی سوء تغذیه هستند. در سنین قبل از بلوغ که سلولهای های چربی تکثیر می شوند با افزایش چربی و کالری غذا این تکثیر شدت می یابد و نتیجه آن استعداد بیشتر حیوان به چاقی در بزرگسالی است. علاوه بر این باید در نظر گرفته شود که با افزایش سن متابولیسم بدن کاهش می یابد و معمولا تحرک حیوان نیز کاهش می یابد که همه این موارد حیوان را به افزایش بیش از حد وزن مستعد می کند. این عارضه شدت اختلالات قلبی احتمالی، اختلالات مفصلی نظیر آرتروز، اختلالات ریوی و… را افزایش می دهد. بنابراین تنظیم صحیح رژیم غذایی همراه با تحرک مناسب نکته ای حیاتی در جلوگیری از چاقی حیوان خواهد بود.
نکته دیگر به حداقل رساندن استفاده از نمک در غذای حیوان است. توجه داشته باشید که سدیم موجود در نمک با افزایش فشار خون باعث آسیب های قلبی و کلیوی غیر قابل برگشت می شود. بنابراین در صورت استفاده از غذای خانگی این نکته را درنظر بگیرید و در خصوص میزان نمک موجود در غذاهای تجاری نیز حساس باشید و سعی کنید حداقل از غذاهای مخصوص حیوانات مسن استفاده کنید.
مورد بعدی جلوگیری از تشکیل جرم دندانی است. همانطور که قبلا عرض شد بعد از یک سالگی تدریجا جرم دندانی سطح دندانها را فرا می گیرد و بهترین راه پیشگیری از تشکیل جرم دندانی مسواک زدن روزانه است. در هر صورت اگر به هر دلیلی جرم دندانی تشکیل شد در اولین فرصت ممکن نسبت به جرمگیری دندان اقدام شود زیرا آنتی ژن های موجود در جرم دندان در مجاورت دائم با مویرگ های خونی لثه ها وارد عروق خونی می شوند و احتمال آسیب به دریچه های قلبی و گلومرول های کلیوی را افزایش می دهند.
یکی دیگر از مواردی که نیازمند توجه ویژه و بموقع است تغییرات غیر طبیعی در حالات عمومی حیوان است. به عنوان مثال افزایش اشتها خصوصا زمانی که با کاهش وزن همراه باشد، پرنوشی و پرادراری، سرفه، تغییرات خلق و خو (خصوصا افزایش پرخاشگری همراه با کاهش وزن و افزایش اشتها در گربهها)، افزایش وزن با وجود کاهش اشتها، اسهال یا استفراغ مزمن، سرفه مزمن، قرمزی ناگهانی چشم و… همگی مواردی هستند که نیازمند توجه سریع و بموقع می باشند. چه بسا بتوان با تشخیص زودهنگام یک بیماری از آسیب های احتمالی بعدی جلوگیری نمود.
مورد دیگر اهمیت دادن به چک آپ های دوره ای حیوان است. حداقل از میانسالی به بعد (یعنی حدود ۵ سالگی) سالی یک بار آزمایش خون کامل و آزمایش ادرار انجام شود. همچنین توصیه می شود سونوگرافی از محوطه شکمی و عکس رادیولوژی از قفسه سینه سالانه انجام شود. متاسفانه بسیاری از توده های بدخیم در ابتدا فاقد هرگونه علامتی هستند و با سونوگرافی دقیق محوطه شکمی و رادیوگرافی از قفسه سینه می توان قبل از اینکه توده های احتمالی افزایش اندازه پیدا کرده یا گسترش یابند این عوارض را تشخیص داد. توجه داشته باشید که تومورهای اولیه ریه و تومورهای بدخیم محوطه شکمی عوارض شایعی هستند که بعد از میانسالی احتمال وقوع آنها وجود دارد.
توجه به این نکات تا حدود زیادی میتواند به افزایش کمیت و کیفیت زندگی حیوانات خانگی کمک کند.
دکتر کمیلیان
متخصص نگهداری و بیماری های حیوانات خانگی (سگ و گربه)
حکیم مهر: معاون بهداشتی و پیشگیری سازمان دامپزشکی کشور خروج ناظران بهداشتی از کشورهای واردکننده گوشت قرمز را رد کرد و گفت: ناظران بهداشتی ایران همچنان در کشورهای مبدا وارداتی گوشت حضور فعال دارند.

به گزارش حکیم مهر به نقل از ایرنا، «دکتر علی صفر ماکنعلی» درباره شایعاتی مبنی بر حضور نداشتن ناظران بهداشتی در کشورهای مبدا واردات گوشت، افزود: به دلیل اهمیت مسائل بهداشت دام و نحوه کشتار آن تاکنون هیچ یک از ناظران بهداشتی جمهوری اسلامی ایران که در کشورهای مبدا واردات حضور دارند، به ایران بازنگشته اند.
وی تصریح کرد: اکنون بیش از ۴۰ ناظر بهداشتی کشور در کشورهای صادرکننده گوشت قرمز به ایران از جمله برزیل، افغانستان، پاکستان، قزاقستان و رومانی فعال هستند.
پژوهشی جدید نشان میدهد که دلفینها مشابه شامپانزهها، سگها و فیلها میتوانند در کارهای گروهی با هم همکاری کرده و رفتارشان را با یکدیگر هماهنگ کنند.

پژوهشگران، قابلیتهای همکاری دلفینها را مورد مطالعه قرار دادهاند و دریافتند که دلفینها برای مشارکت در یک کار گروهی، رفتار خود را هماهنگ میکنند. بهطور خاص، دلفین اول منتظر رسیدن سایرین میشود و دلفینهای دنبالکنندهی او، سرعت شنای خود را مطابق با رفتار دلفین اول هماهنگ میکنند. همکاری و مشارکت، یکی از مهمترین قابلیتهای گونههای اجتماعی به حساب میآید که در فعالیتهای مختلف از شکار و تولیدمثل گرفته تا پرورش فرزندان، امکان بقا و رشد را به بسیاری از حیوانات و انسانها داده است.
کار گروهی دلفین ها
پژوهشگران برای اینکه درک بهتری از جزئیات نحوهی همکاری حیوانات با یکدیگر پیدا کنند، تمرکز خود را روی میزان همکاری و تواناییهای شناختی لازم برای انجام چنین فعالیتی، قرار داده بودند. با این حال بخش اعظمی از این گزارشها راجع به مشاهدات حیوانات خشکی بود و در مقابل اطلاعات گونههای آبزی بسیار ناچیز بود. یکی از این حیوانات قابلتوجه، دلفینها هستند که بهخاطر فعالیتشان در گروههای اجتماعی معروفند، گروههایی که با هم ادغام و با گذر زمان از هم جدا میشوند.
پژوهشهای پیشین نشان میداد که دلفینها احتمالاً میتوانند نقش شریک خود در کارهای گروهی را درک کنند. هرچند بهخاطر فرایند پیچیدهی آزمایشات رایج، تعیین اینکه این رفتار چطور در دلفینها شکل میگیرد، دشوار بود. پژوهشگرانی از مؤسسهی پژوهشی Primate در دانشگاه کیوتو، دانشگاه کیندای و آکواریوم شهر کاگوشیما تصمیم گرفتند که با سادهسازی شرایط آزمایشگاهی پیشین، چنین رفتارهایی را مورد بررسی قرار دهند. نتیجهی پژوهش آنها در ژورنالPeerJ منتشر شد. چیساتو یاماموتو (Chisato Yamamoto) از نویسندگان پژوهش مذکور توضیح میدهد: در این پژوهش میخواستیم بفهمیم که دلفینهای پوزهبطری معمولی، چطور رفتار مشارکتی خود را با هم هماهنگ میکنند. برنامهی ما، وظیفهی طنابکشی هیراتا بود، که در آن دو دلفین برای گرفتن جایزه، دو انتهای یک طناب را بهطور همزمان میکشیدند.
هماهنگی دلفین ها

وظیفهی هیراتا یا پارادایم کشیدن تعاونی، با این هدف استفاده شده است که مشخص شود تعداد قابلتوجهی از حیوانات از جمله شامپانزهها، سگها و فیلها دارای قابلیتهای همکاری هستند. به نظر میرسد که دلفینها نیز به همان اندازه از این توانایی همکاری برخوردارند. پژوهشگران برای آزمایش دلفینها، ابتدا دلفینهای آغازگر را بهسمت این وظیفه فرستادند و پس از چند ثانیه، دنبالکنندهها ارسال شدند. آنها مشاهده کردند که دلفین آغازگر منتظر دلفین همکارش میماند تا به وظیفهی هیراتا برسد و دلفین دنبالکننده سرعت شنای خود را طوری تنظیم میکند که با رفتار دلفین آغازگر هماهنگی داشته باشد. یاماموتو میگوید: پیشتر همکاری آغازگر و دنبالکننده برای انجام یک وظیفه، در شامپانزهها و اورانگوتانها بررسی شده بود؛ اما به نظر میآید که دلفینها در همکاری خود، انعطاف بیشتری دارند و میتوانند بسته به محل قرارگیری شریک خود، رفتارشان را تغییر دهند.
ماساکی توموناگا که هدایت این تیم پژوهشی را برعهده داشت، توضیح میدهد که همکاری بین دلفینها احتمالاً ریشه در الگوهای رفتار مشارکتی آنها دارد، یک نوع تعامل اجتماعی که به منظور تقویت پیوندهای اجتماعی با گروه انجام میشود. او ادامه میدهد: شنای هماهنگ، یکی از این رفتارهای مشارکتی است. اینکه ویژگیهای اجتماعی چطور بر سیستمهای همکاری اثر میگذارند، شاید یکی از مهمترین سؤالاتی باشد که میتواند از تکامل همکاری در پستانداران پرده بردارد.
منبع: SCIENCEDAILY
نزدیک به ۴ هزار سال قبل بر روی جزیره ی دور افتاده ای در قطب شمال، زندگی آخرین ماموت سیاره زمین به پایان رسید.
ماموت ها که شکل و اندازه ای فیل مانند داشتند، به مدتی نزدیک به ۹۰ هزار سال در زمان آخرین عصر یخبندان کره زمین، نیمکره ی شمالی سیاره ی ما را تحت تسلط خود داشتند، اما همه ی این ها پیش از آن بود که تغییرات آب و هوایی و انسان های شکارچی انقراض این موجودات را رقم بزنند.

دانشمندان در نقاط مختلفی از دنیا از اسپانیا گرفته تا سیبری، اسکلت ها و اجساد یخ زده ای از ماموت ها یافته اند. آن ها از این کشفیات به این نتیجه رسیدند که این موجودات تا حدود ۱۱ هزار سال قبل به طور کلی منقرض شده بودند.
اما تعدادی از ماموت ها بر روی دو جزیره ی کوچک و دورافتاده به زندگی خود ادامه دادند. این جزایر میان روسیه و آلاسکا قرار داشتند و به دلیل بالا آمدن آب دریا از سرزمین اصلی جدا شده بودند. به اعتقاد دانشمندان، یکی از این پناهگاه ها یعنی جزیره ورانگل، سنگرگاه آخرین ماموت های دنیا بوده. این موجودات عظیم الجثه قبل از آنکه به طور کامل منقرض شوند، به مدتی نزدیک به ۷ هزار سال بیشتر از همنوعان شان در آمریکای شمالی و اروپا، به زندگی ادامه دادند.
این بدان معنی است که گونه ی ماموت ها بسیار بیشتر از آنچه که پیش از این تصور می شد، تداوم داشته. وقتی زندگی آخرین ماموت کره زمین به پایان رسید، هرم بزرگ جیزه در مصر دیگر ساخته شده بود.
طبق تحقیق جدیدی که در نشریه ی Quaternary Science Reviews منتشر شده، ماموت های ساکن جزیره ورانگل به همان دلایلی از بین نرفتند که باعث مرگ ماموت های دیگر شده بودند. بلکه به گفته ی پژوهشگران این تحقیق، این ماموت های جدا افتاده، به جفتگیری با خویشان خود روی آوردند و این مسأله باعث تضعیف تنوع ژنتیکی آن ها شد. این ماموت های تضعیف شده دیگر توانایی سازگاری با وقایع آب و هوایی غیر معمول را نداشتند، مسأله ای که احتمالاً علت نابودی ناگهانی و غیر منتظره ی این ماموت ها بوده است.

انقراضی اسرار آمیز و «کاملاً ناگهانی»
جزیره ی ۷،۷۷۰ کیلومتر مربعی ورانگل در فاصله ی ۱۳۸ کیلومتری شمال شرقی چوکوتکا واقع در منطقه ی سیبری و در دریای چوکچی قرار دارد. این جزیره حدود ۱۰ هزار سال قبل از قاره ی آسیا جدا شده. گروهی از ماموت ها از قرار معلوم زیر بار انقراض جهانی گونه ی خود نرفتند و به زندگی خود ادامه دادند، تا حدود ۴ هزار سال قبل که سرانجام همگی به کلی منقرض شدند.
بررسی های انجام شده روی اسکلت های به دست آمده از جزیره ورانگل نشان داده انقراض این گروه از ماموت ها «کاملاً ناگهانی» و بدون هیچ نشانه ی هشدار دهنده ای رخ داده بود.
اما علت این نابودی ناگهانی روشن نبود.
پیشتر تحقیقی نشان داده بود ماموت های ساکن دیگر جزیره ی دور افتاده ی آن منطقه که جزیره سنت پل نام دارد، بر اثر عوامل زیست محیطی از میان رفته بودند. این جزیره در فاصله ی ۱،۶۰۹ کیلومتری جنوب جزیره ورانگل در قلب دریای برینگ واقع شده و تنها ۱۰۹ کیلومتر مربع مساحت دارد. دانشمندان با بررسی دی ان ای فسیلی و فسیل های گرده ها و هاگ ها پی بردند احتمالاً خشک شدن منابع آب شیرین جزیره ی کوچک سنت پل، ماموت های ساکن آن را از آب محروم ساخت و آن ها سرانجام ۵،۶۰۰ سال قبل منقرض شدند.
این اتفاق در ترکیبات استخوان های ماموت های جزیره سنت پل نمود پیدا کرده بود، به طوری که بعضی از عناصر استخوان های این موجودات، پیش از منقرض شدن آن ها، تحلیل رفته بود.

به دنبال سرنخ هایی در استخوان های ماموت ها
به همین دلیل محققان دست اندر کار در پژوهش جدیدتر تصمیم گرفتند در استخوان های ماموت های جزیره ورانگل به دنبال همان سرنخ ها بگردند تا معلوم شود که ماموت های این جزیره هم همان سرنوشت ماموت های جزیره سنت پل را داشتند یا نه.
آن ها کلاژن موجود در استخوان ها و دندان های ماموت های ۴ هزار ساله ی جزیره ورانگل را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند و نتایج آن را با استخوان های ماموت هایی که ۴۰ هزار سال قبل در دیگر نقاط دنیا مثل آلاسکا و سیبری از دنیا رفته بودند، مورد مقایسه قرار دادند.
این دانشمندان به دنبال نشانه هایی از افت کربن، نیتروژن و ایزوتوپ های گوگرد در استخوان های جزیره ورانگل بودند، چون کاهش در سطح این عناصر به معنای بروز تغییر در رژیم غذایی ماموت ها بر اثر تغییرات زیست محیطی بود.
نتایج بررسی ها نشان داد ترکیبات فسیل های جزیره ورانگل، برخلاف هم نوعان شان در سرزمین های اصلی، از ۱۰ هزار سال قبل که آب و هوای زمین گرم شد هیچ تغییری نکرده بود، یعنی از زمانی که عصر یخبندان پایان یافت و تقریباً همه ی دیگر ماموت های کره زمین منقرض شدند.

حتی هیچ اثر و نشانه ای در استخوان های ماموت های جزیره ورانگل وجود نداشت که از وارد آمدن فشار غذایی یا زیست محیطی درست قبل از انقراض این موجودات حکایت داشته باشد، یعنی این موجودات زمانی از میان رفتند که جزیره ی محل سکونت شان تحت تأثیر هیچ تغییر آب و هوایی ای نبود و از منظر بوم شناختی وضعیتی اگر نه مطلوب، اما نامتغیر داشت.
در حقیقت، به گفته ی این پژوهشگران، تحقیق آن ها نشان می دهد جزیره ورانگل شرایط زیست محیطی مناسب برای زندگی ماموت ها را شاید تا به امروز داشت.
پس اگر تغییرات زیست محیطی آن ها را از بین نبرد، علت نابودی آن ها چه بود؟
با توجه به اینکه بعید به نظر می رسید ماموت های جزیره ورانگل بر اثر تشنگی یا تغییرات آب و هوایی تلف شده باشند، محققان سراغ دیگر دلایل احتمالی انقراض این موجودات رفتند.
به گفته ی این محققان، بعید بود که شکار انسان ها در نابودی ناگهانی آن ها نقش داشته باشد، چون انسان ها فقط در یک نقطه از جزیره ورانگل سکونت داشتند و طبق شواهد باستان شناختی، از آنجا برای شکار پستانداران دریایی و غاز ها استفاده می کردند. به علاوه قدمت این سکونتگاه به چند صد سال بعد از نابودی آخرین ماموت دنیا برمی گردد.
پیشتر آنالیز ژنتیکی بعضی از ماموت های جزیره ورانگل نشان داده بود این موجودات با خویشان خود جفتگیری داشتند و این مسأله باعث تضعیف شدید تنوع ژنتیکی آن ها شده بود.
تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۷ نشان داد ماموت های این جزیره تا زمان انقراض شان، ۴۳ برابر کوچک تر از ماموت های سرزمین های اصلی شده بودند. دیگر نتیجه گیری این تحقیق آن بود که این ماموت ها دچار جهش های ژنتیکی مخربی شده بودند که توانایی نجات از بیماری ها، قحطی ها یا بلایای طبیعی ای را از آن ها گرفته بود که می توانستند جمعیت زیادی را یکباره از پا در آورند.
در نهایت، دانشمندان هنوز مطمئن نیستند دلیل قطعی انقراض این ماموت ها چه بود، اما وقوع یک بحران کوتاه مدت را محتمل ترین علت آن می دانند.
به گفته ی این محققان، بعید نیست که این ماموت ها که به دلیل زوال ژنتیکی، دیگر تضعیف شده بودند بعد از چیزی مثل یک واقعه ی آب و هوایی غیر معمول تلف شده باشند.
یکی از احتمالاتی که این دانشمندان مطرح کرده اند بارش باران بر روی برف بوده که در اثر آن لایه ی غیر قابل نفوذی از یخ بر روی انبوه برف تشکیل شده و مانع از دسترسی ماموت ها به گیاهانی شده که برای ادامه ی زندگی به آن ها نیاز داشتند.
در سال ۲۰۰۳، بارش شدید باران بر روی برف به تلف شدن ۲۰ هزار رأس از گاومیش های جزیره بنکس در شمال کانادا انجامید و ۲۵ درصد از جمعیت آن ها را از بین برد. در طول یک قرن گذشته، هزاران گوزن شمالی در جزیره ورانگل امروزی بر اثر وقایع آب و هوایی مشابه از میان رفته اند.
به گفته ی محققان، چنین وقایعی می تواند برای موجودات زنده ویرانگر باشد و از قرار معلوم هم این اتفاقات زیاد رخ می دهند.
شاید بارش باران بر روی برف باعث مرگ ماموت ها هم شده بود.
منبع: businessinsider
بسیاری از افراد انتظار دارند که از گربهها رفتاری مانند سگ ببینند و رفتار آنها را به بیتفاوتی و سردی تعبیر میکنند، درحالیکه چنین چیزی درست نیست.
گربهها تنها حیوانات غیراجتماعی هستند که ما آنها را با موفقیت اهلی کردهایم. اغلب، ما از این موضوع دلسرد میشویم که چرا نمیتوانیم مانند سگها با آنها ارتباط برقرار کنیم اما در این میان از مسائل مهمی غفلت کردهایم.
بهنظر میرسد که سگها ازنظر بیولوژیکی قادر به پنهانکردن حال و هوای درونی خود نیستند و هرچند در نقاشیهای معروف سگهای پوکرباز (اثر کاسیوس کولیج)، سگها درحال این بازی هستند، درواقع اگر سگها قرار بود پوکر بازی کنند، بازیگران وحشتناکی بودند چرا که ما سریعا متوجه علامتهای آنها میشدیم.
گربهها دارای زبان بدن پیچیدهای هستند؛ آنها درمورد حالت درونی خود ازطریق جمعکردن دم، موجدار کردن خز، موقعیت گوشها و سبیل سیگنال میدهند. صدای خرخر گربه معمولا (اما نه همیشه) نشانهای از دوستی یا رضایت است. این رفتارها معمولا روش قابل اطمینانی در این مورد هستند که آیا یک گربه در حالت دوستانه قرار دارد یا بهتر است به حال خود رها شود.
ما میتوانیم از پیوند خود با یک سگ اطمینان داشته باشیم، با اینکه سالها از اهلیشدن گربهها و نزدیکشدن آنها به ما میگذرد، اما تصویر عمومی بدی درمورد آنها وجود دارد. استقلالی که بسیاری افراد آن را بهعنوان یک امتیاز میبینند، از سوی برخی دیگر بهعنوان بیتفاوتی یا خودخواهی تعبیر میشود. بدگویان ادعا میکنند که گربهها تنها زمانی از خود محبت نشان میدهند که ظرف غذا خالی باشد. اما صاحبان گربهها ادعا میکنند که این حرفها بیمعنی است و پیوند آنها با گربه بهشدت همان پیوندی است که صاحب یک سگ با حیوان خود ایجاد میکند. اما چرا این تصویر کنارهگیر و غیردوستانه از گربه باقی مانده است؟ آیا حقیقتی دربارهی آن وجود دارد؟

برخی از مردم بر این باورند که گربهها تنها بهخاطر گرفتن غذا از خود عاطفه نشان میدهند.
البته تصویر گربهی مستقل، آسیب چندانی به محبوبیت گربهها بهعنوان یک حیوان خانگی وارد نکرده است. تصور میشود که فقط در بریتانیا ۱۰ میلیون گربهی اهلی وجود داشته باشد. در زمان انجام مطالعهای در سال ۲۰۱۲، حدود ۲۵ درصد از خانوارها حداقل یک گربه داشتند.
شاید این تصویر از گربهها با نحوهی اهلیشدن آنها ارتباط داشته باشد. فرایند اهلیشدن گربهها نسبتبه فرایند اهلیشدن سگها بسیار آهستهتر بوده است و آنها بهمدت بیشتری بهشکل وحشی زندگی کردهاند. اولین گربههای اهلی در دهکدههای نوسنگی منطقهی خاورمیانه و در حدود ده هزار سال پیش ظاهر شدند. آنها بهخاطر غذا به میزبانهای انسانی خود وابسته نبودند، بلکه ترغیب میشدند که غذا را خودشان بهدست آورند و از محصولات کشاورزی و غذاها دربرابر گزند موشها و دیگر جانوران موذی حفاظت کنند. رابطهی ما با آنها از همان آغاز ولی کمی فاصلهدارتر از رابطه با سگها بود که به ما در شکار کمک میکردند و برای دریافت سهمی از غنایم به انسانها متکی بودند.
گربهای که ممکن است هماکنون در اطراف شما بچرخد یا از ارتفاعی به شما خیره شده باشد، بسیاری از غرایز اجداد پیش از اهلی شدن خود را دارد: تمایل به شکار، گشتزنی در قلمرو و محافظت از آن دربرابر گربههای دیگر. آنها نسبتبه سگها، به اجداد قدیمی خود نزدیکترند. ما در فرایند اهلیکردن گربهها، فقط تاحدودی آنها را از طبیعت خارج کردهایم. کارن هیستند، دامپزشک و متولی سازمان خیریهی International Cat Care میگوید: موضوع فقط درک اشتباه انسان درمورد این گونه است. سگها و انسانها بسیار شبیه هم هستند و برای مدت طولانی در کنار هم زندگی کردهاند؛ آنگونه که با هم تکامل پیدا کردهاند. درمورد گربهها این اتفاق خیلی دیرتر رخ داده است. آنها از جدی مشتق شدهاند که یگ گونهی اجتماعی نیست.
گربهی وحشی آفریقایی که گربههای اهلی از آن مشتق شدهاند، یعنی Felis lybica، تمایل به زندگی انفرادی دارد و تنها زمانیکه میخواهد جفتگیری کند، با دیگر گربهها ارتباط برقرار میکند. گربه تنها حیوان غیراجتماعی است که اهلی شده است. تمام حیوانات دیگری که ما آنها را اهلی کردهایم، دارای نوعی پیوند اجتماعی با دیگر اعضای گونهی خود هستند.

وقتی نیازهای اساسی گربهها برآورده شود، احتمال بیشتری وجود دارد که به سمت دوستی با انسان پیش آیند.
باتوجه به اینکه گربهها از این نظر با دیگر حیواناتی که در کنار ما زندگی میکنند، تفاوت دارند، عجیب نیست که سیگنالهای آنها را اشتباه درک کنیم. هیستند میگوید: از آنجایی که آنها خودمختار بوده و میتوانند از خود مراقبت کنند، روزبهروز محبوبتر میشوند. اما سؤال دیگر آن است که آیا این سبک زندگی برای آنها مناسب است؟ انسانها انتظار دادند که گربهها مانند ما و نیز سگها باشند، درحالیکه آنها اینچنین نیستند.
برای مدتها، تمرکز بیشتر مطالعات مرتبط با قابلیت معاشرت حیوانات خانگی روی سگها بوده و گربهها سهم ناچیزی از اینگونه پژوهشها داشتند. اما اخیرا نوع مطالعات مربوط به گربهها افزایش پیدا کرده است. بسیاری از این پژوهشها در مراحل اولیه قرار دارند اما پژوهشهایی که تاکنون انجام شده، نشان داده که معاشرتپذیری گربهها نسبتبه انسان کاملا پیچیده بوده و یکنواخت نیست. این قابلیت بسیار متغیر است و تحتتأثیر ژنتیک و محیط قرار میگیرد. معاشرتپذیری میتواند حاصل چیزی باشد که گربه طی ۶ تا هشت هفتهی اول زندگی خود تجربه میکند. اگر آنها در اوایل زندگی تجارب مثبتی داشته باشند، احتمالا به انسانها و برقراری ارتباط با آنها تمایل خواهند داشت.
حتی اهلیکردن گربهها دامنهای دارد. گربههای ولگرد اغلب از انسان فرار کرده یا پنهان میشوند و بیشتر مانند اجداد وحشی خود رفتار میکنند. در مناطقی مانند مدیترانه و ژاپن، در دهکدههای ماهیگیری، مکانهایی برای گربهها ایجاد شده است که در آن افراد محلی به گربهها غذا داده و با آنها ارتباط برقرار میکنند. بهعنوان مثال در استانبول، محلیها از گربههای نیمهولگرد مراقبت کرده و به آنها غذا میدهند. آنها بخشی از هویت این شهر شدهاند. در این رابطه فیلم مستندی نیز تهیه شده است.
گربههایی که با ما زندگی میکنند نیز طیفی دارند: برخی از آنها یک فاصلهی نسبی را رعایت میکنند درحالیکه برخی دیگر به انسان نزدیکتر شدهاند. پس اگر ما بهدنبال پیوند قوی با گربههای خود هستیم، باید چه چیزی را دنبال کنیم؟
درست مانند سگها، گربهها نیز از زبان ارتباطی بدن استفادهی زیادی میکنند. کریستین ویتاله، پژوهشگری که رفتار گربهها را مورد مطالعه قرار میهد، میگوید:
من فکر میکنم درک زبان بدن گربهها، نسبتبه درک زبان بدن سگها برای انسان دشوارتر باشد. این مسئله تقصیر گربه نیست.

چشمان سگها طوری تکامل پیدا کرده است که موجب جلب توجه انسان شود.
یک ویژگی مهم ممکن است موجب ارتباط عمیقتر سگها با ما شده باشد. مطالعهی پژوهشگران دانشگاه پورتسموث نشان داده است که سگها از حالات نوزادان تقلید میکنند و این امر موجب ایجاد تمایلی در انسان برای نگهداری از آنها میشود. بهنظر میرسد طی تکامل، عضلهای در آنها توسعه پیدا کرده است که خط داخلی ابرو را به سمت بالا میبرد. این حالت در اجداد گرگی آنها دیده نمیشود. درواقع این حالت چشم در سگها یک ترفند تکاملی است که موجب جلب توجه انسان به آنها شده و پیوند بین انسانها و سگها را تقویت کرده است (انسانها سگهایی را دارای این ویژگی بودهاند، مورد توجه قرار داده و از آنها مراقبت کردهاند).
گربهها این عضله را ندارند. درنتیجه، نگاه خیره گربهها ممکن است بهنظر سرد و غیردوستانه بیاید و نگاه خیرهی دو گربه بههم، میتواند مقدمهای برای مشتزنی باشد. البته نگاه خیره و همراهبا چشمک زدن آهستهای که مثلا گربه از سوی دیگر اتاق به شما منتقل میکند، چیز کاملا متفاوتی است؛ این رفتار راهی برای ابراز دوستی است. حتی چرخش سر به یک طرف لزوما نشانهی بیزاری و دوری نبوده بلکه نشانهی راحتی آنها است.

چشمک زدن آرام نشانهای از محبت از سوی گربهها است.
در مطالعهای دیگر که پژوهشگران دانشگاه ایالتی اورگن انجام دادند، گربهها و سگها بههمراه صاحب خود در اتاقی ناآشنا وارد شدند و پس از مدتی صاحب آنها آنجا را ترک کرده و مجددا پس از مدتی به اتاق بازمیگشت. پژوهشگران دریافتند که ۶۴/۳ درصد از گربهها نشانههای دلبستگی ایمن را نشان میدادند و وقتی صاحب آنها باز میگشت، آرامتر شده و زمان خود را به کسب توجه صاحب خود و نیز بررسی فضای اطراف تقسیم میکردند. سگها نیز همین کار را کردند. پژوهشگران این وضعیت را «دلبستگی ایمن» نامیدند: آرامش در هنگام بازگشت صاحب که نشاندهندهی وجود یک پبوند عاطفی قوی است.
انتظار بیجای انسان از حیوان روی رفتارهای آنها تأثیر میگذارد. با تلاش درجهت اینکه گربهها را مجبور کنیم مانند سگها رفتار کنند (ما را سرشار از توجه کنند)، در تلاش هستیم تا آنها را از رفتار طبیعی دور کنیم.
هیستند میگوید: عدم توانایی تاریخی ما برای دیدن این موضوع که خلقوخوی گربهها با سگها فرق دارد، بخشی از این مسئله است. حتی کارشناسانی که سالها تجربه دارند نیز از این مسئله غفلت میکنند. من در سال ۲۰۰۷ به کنفرانسی رفتم و در آنجا متوجه شدم که یک احمق هستم. آنجا تمام این اطلاعات اولیه درمورد گربهها وجود داشت ولی من درمورد آن چیزی نمیدانستم، مثلا اینکه آنها میخواهند آب و غذایشان در مکان جداگانهای باشد. این پژوهشها هنوز کاملا جدید است اما وقتی این تواضع را داشته باشید که بپذیرید طرز تفکر شما درمورد گربهها اشتباه بوده، میتوانید چیزهای جالب جدیدی یاد بگیرید.

اگر گربهها در اوایل زندگی ارتباط مثبتی را با انسان تجربه کنند، تمایل آنها به برقراری ارتباط پیوند با انسان بیشتر میشود.
این رفتار گربهها را در نظر بگیرید که خود را به صاحب خود میمالند. چنین رفتاری قبلا بهعنوان یک روش برای تعیین قلمرو درنظر گرفته میشد، مانند همان کاری که گربههای وحشی روی درختان یا سایر نشانههای موجود در قلمرو خود انجام میدهند. اما وقتی آنها این کار را با انسان انجام میدهند، معمولا نشانهی وابستگی است؛ گربه درحال انتقال بوی خود به پوست شما است و درهمان زمان بوی شما را به خز خود منتقل میکند. این همان کاری است که گربههای وحشی با گربههای دیگری که با آنها متحد میشوند، انجام میدهند. این رفتار راهی برای ایجاد یک بوی مشترک برای تشخیص دوست از دشمن است.
درنهایت، هیستند میگوید توجه به یک مسئله مهم است: احتمال تمایل برقراری ارتباط در گربههایی که در وضعیت آرامی زندگی میکنند، بیشتر است. اگر وضعیت آب، غذا و بستر مناسب باشد، آنها میتوانند درجهت ایجاد این روابط اجتماعی تلاش کنند. بنابراین، بار دیگر وقتی که به خانه رفتید و دیدید گربهای بهآرامی از روی نیمکت به شما نگاه میکند یا با بیحالی و خمیازهکشان مسیر راهرو را طی میکند، دلسرد نشوید؛ او درواقع به روش خود میخواهد به شما بگوید که از دیدنتان خوشحال است.