مرکز جامع دامپزشکی ایران
مرکز جامع دامپزشکی ایران

مرکز جامع دامپزشکی ایران

iranvetmed.ir

تحلیل اکوسیستمی بر ارتباطات شیلات و دامپزشکی

دکتر حسین یاوری / دامپزشک، متخصص بهداشت و بیماری‌های آبزیان

از عمر واژه اکوسیستم نزدیک به هشت دهه می‌گذرد. حدود سال‌های 1930 بود که یک گیاه‌شناس انگلیسی به‌نام «روی کلافام» برای نخستین بار این واژه را خلق کرد و به کار برد. او در تعریف اکوسیستم چنین گفت: مجموعه عناصر فیزیکی و بیولوژیک که در کنار هم قرار می‌گیرند و در رابطه با یکدیگر، یک سیستم را خلق می‌کنند.

این تعریف بعدها کامل‌تر شد و به نظر می‌رسد یکی از کامل‌ترین و پذیرفته شده‌ترین تعاریف اکوسیستم تعریفی باشد که «رابرت کریستوفرسون» در کتاب خود با عنوان  Elemental Geosystems ارائه داد: اکوسیستم، یک سیستم طبیعی شامل گیاهان، حیوانات و میکروارگانیسم‌ها (مجموعه موجودات زنده) است که در یک ناحیه مشخص با همه عوامل و اجزای فیزیکی غیر زنده محیط در تعامل هستند.

بحث اکوسیستم به تدریج در قالب زیرمجموعه‌های دیگری نیز توسعه یافت که از جمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- رشد، بلوغ و مرگ اکوسیستم‌ها

- تنوع گونه‌های زیستی در اکوسیستم‌ها

 - مدیریت اکوسیستم

- اقتصاد اکوسیستم‌ها

- اکوسیستم اقتصادی

- اکوسیستم وب

- اکوسیستم کارآفرینی

اگر به برخی از اصطلاحات بالا با دقت بیشتری بنگرید، در می‌یابید امروزه اصطلاحاتی همچون اکوسیستم وب یا اکوسیستم کارآفرینی مورد استفاده قرار می گیرند که معنای اکوسیستم را از تعریف اولیه آن که مشتمل بر تعامل موجودات زنده و غیرزنده در محیط مشخص بود، به میزان قابل توجهی فاصله داده اند. طبیعتا وقتی یک واژه یا اصطلاح در نوشتارمان به کار می‌بریم، انتظار داریم به ما کمک کند که دنیا را به شکلی بازتر و عمیق‌تر ببینیم و تحلیل کنیم.

اما اتفاقات جالب و سیگنال‌هایی که در روزهای اخیر از سوی مخالفان و موافقان درخصوص دامپزشکی و شیلات به گوش رسید، این قلم را بر آن داشت با این سبک، یعنی تحلیل اکوسیستمی، جوهرش را بر روی کاغذ روان سازد. البته باید بگویم بنده در این جستار سعی در ابراز مخالفت یا موافقت نسبت به این مسئله ندارم؛ چون اولا فکر نمی‌کنم در جایگاهی باشم که بخواهم چنین کاری بکنم و دوم اینکه می‌خواهم دقیقا به همین مسئله بپردازم که این گونه حکم قطعی دادن درباره حذف یا ابقای یک دانش‌آموخته آکادمیک از یک زنجیره تولیدی، واقعا از کدام منطق و استدلال برمی‌خیزد؟

متعجبم ما ایرانی ها در عصر فرا اطلاعات که به مدد تکنولوژی، همگی ساکنان قاره ششم شده‌ایم و بنا به عقیده صاحب‌نظران، در ازای یک قرن برای ساکنان این قاره از منظر دانش داده ها، دیگر صد سال نیست و به یک دهم قرن دنیای واقعی، یعنی ده سال کاهش یافته است؛ چرا و چگونه هنوز به دنبال اثبات ندانسته های یکدیگر هستیم؛ آن هم نه با این هدف که مشکلی را حل کنیم، بلکه به هم بخندیم! هرچند قبلا هم در مطلبی آورده بودم طول عمر شرکت‌ها در سال 2025 به بعد را 12 سال تخمین می‌زنند. پس اگر در این اکوسیستم هوشمند نباشیم، خود به خود حذف خواهیم شد. با این حال، از این جهت از واژه اکوسیستم استفاده کردم، چرا که طرف دوم این گفت‌وگو، یعنی فعالان شیلاتی کاملا به آن اشراف دارند. کافیست به روایات و سوالاتی که در ادامه خواهد آمد، از منظر انصاف بنگریم و هوشمندانه‌تر به آنها بیندیشیم و صد البته خیلی زود هم در پی پاسخی در تایید یا رد مطلب برای تک تک آنها نباشیم.

معتقدم همین اعتماد به نفس کاذب ما ایرانیان یکی از مهم‌ترین عوامل ناپایداری مدیریت بر مبنای اکوسیستم هاست. مثلا کافیست یکی از دوستان قدیمی‌تان که از قضا او را کاملا می شناسید، بعد از چند سال به موبایل شما زنگ بزند و بر حسب اتفاق، شماره او را در دفترچه تلفن‌تان نداشته باشید که بتوانید همان ابتدا نام او را به زبان آورید؛ چه ایراداتی که این دوست قدیمی بر شما نخواهد گرفت! حال این که اگر با نحوه مکالمه تلفنی دو انگلیسی‌زبان تا حدودی آشنا باشیم، می‌دانیم که بعد از سلام، هر دو خودشان را معرفی می‌کنند تا از اتلاف وقت پرهیز شود. هدف از این روایت بیشتر این بود تا به طنز تلخ و مشهور دانش‌آموختگانی برسیم که به انحای مختلف در پی سنجش ندانسته‌های آن‌ها هستیم تا دانسته‌هاشان! که البته نه فقط دامپزشکی بلکه در همه رشته‌های دانشگاهی روایتی از آن نقل شده است. هنوز که هنوز است، بارها برای سنجش همین کمینه، مزرعه‌دار به‌جای شرح تاریخچه‌ی مشکل  مزرعه، بالاخص در حوزه‌ی ماهیان آکواریومی، نام ماهی را می‌پرسد!

اکنون می‌خواهم در این پرسش‌ها تامل کنید:

- می‌پرسم: اگر ماهی کوبیا (cobia ) یعنی همان ماهی سکن یا سوکلای را که اتفاقا بومی خلیج همیشه فارس است، همین فردا به یک یا چند دانش‌آموخته باتجربه شیلات با مدارج عالیه دانشگاهی بدهیم و بخواهیم تا سه ماه آینده 100 هزار لارو آن را برای پرورش آزمایشی در یک مزرعه تحویل دهند، چند نفر توان تولید آن را در کشور دارند؟

- می‌پرسم: آیا سال 1385 هنگام معرفی میگوی وانامی را به کشور به یاد دارید؟ وقتی وانامی جایگزین میگوی ایندیکوس در مراکز تکثیر شد، با اینکه تجربه 20 ساله تکثیر میگو را داشتیم، چند درصد مراکز تکثیر در کشور توانستند در آن سال فقط یک میلیون پست لارو گونه جدید را به مزارع پرورش معرفی کنند؟ در حالی که هم کارشناسان خارجی و هم کارشناسان داخلی حضور داشتند و همه به علوم پایه شیلاتی اشراف کامل داشتند؟  

 - می‌پرسم: آیا جای تعجب نیست با اینکه در تولید قزل آلا رتبه جهانی داریم، ولی اگر از صد پرورش‌دهنده بپرسیم کدام لارو ماهی را برای پروش انتخاب می‌کنید، آیا نام‌هایی که بر زبان می آورند، غیر از برند اسپانیایی، دانمارکی، آمریکایی، فرانسوی و جدیداً آفریقایی، نامی دیگر خواهیم شنید؟

چرا این‌گونه است؟! بی‌تعارف بگویم این چه انتظاری است که از هم داریم؟ منظورم همین سوالات بالاست؛ اما چه کنیم که چون نگاه و رفتارمان به روش های مختلف بر حذف یکدیگر در این اکوسیستم بنا نهاده شده، معمولا برای اثبات ندانسته ها، از این تاکتیک در تمام مباحث و گفت و گوهایمان استفاده می کنیم تا با حداکثر توان تیشه به ریشه این اکوسیستم ارتباطی بزنیم!

اما به قول سهراب سپهری: «چشم ها را باید شست؛ جور دیگر باید دید». این نکته را برای این اکوسیستم در نظر داشته باشید تا بگویم:

یک دانش آموخته شیلات بیش از 60 واحد دانشگاهی در خصوص شناخت سیستم‌های مختلف آب و پروش گونه‌های مختلف آبزی گذرانده است و بعد از فارغ التحصیل شدن و حتی بعد از تجربه چند ساله، به محض تغییر گونه پرورش نیاز است به او وقت دهیم تا خود را با تاکتیک و تکنیک جدید آن سیستم سازگار کند؛ هرچند او از 20 هزار گونه ماهی شناخته شده، تکنولوژی تکثیر و پرورش تعداد اندکی از آن ها را آموخته باشد، اما بر این باورم با  دادن فرصت به او قطعا خواهد توانست برای تولید انواع گونه های پرورشی معرفی شده به کشور اعلام آمادگی کند.

دانش ٱموخته دامپزشکی هم در خصوص بهداشت و مدیریت بیماری‌ها قبل از اینکه وارد حیطه تخصصی مدیریت بهداشت دام از قبیل طیور، آبزیان، دام، زنبور عسل و... شود، بیش از 100 واحد دروس پایه و بنیادی مورد نیاز تشخیص بیماری‌ها را از قبیل میکروبیولوژی شامل ویروس شناسی، باکتری شناسی، قارچ شناسی، انگل شناسی و... گذرانده است؛ بگذریم که فرایند تشخیص و بررسی بیماری ها را از پاتولوژی، سم شناسی و بیماری های متابولیک فرا گرفته تا داروشناسی. پس اینکه گاه گفته می شود تعداد واحد درسی بهداشت و بیماری‌های آبزیان یک دانش‌آموخته بسیار اندک است، آیا واقعا به دیده‌ی انصاف به موضوع می‌نگریم؟

اگر نگاه ما اکوسیستمی باشد، به جای خندیدن به هم و نظاره‌گری به اجرای سناریوهایی تلخ و طنزگونه همچون «زیر همکف» که خواسته یا ناخواسته سیگنال حذف این رشته بنیادی تاثیر گذار در اقتصاد و بهداشت کشور را مخابره می کند، طور دیگری رفتار می کنیم. معتقدم اگر با هم از منظر اکوسیستمی وارد کارزار تعامل و عمل نشویم و در این بازی و تحلیل اکوسیستمی همانند چهار سازمان بین‌المللی مهم یعنی کشاورزی و خواروبار جهانی (FAO )، تجارت جهانی (WTO )، بهداشت جهانی (WHO ) و سازمان جهانی بهداشت دام (OIE)، ندانیم جایگاه‌مان کجاست، بی‌شک حلقه های زنجیره تولید از مزرعه تا سفره نه فقط از هم جدا می شود، بلکه حذف نیز خواهد شد.

خلاصه این که تولید و رونق تولید و بهره وری در تولید، درست مانند یک اکوسیستم است؛ اگرچه با تعریف منطقی قوانین و مقررات می توان جلوی اشتباه و سوء استفاده ها را گرفت، اما با حذف هیچ عنصر و مولفه ای نمی توان به بقای اکوسیستم کمک کرد. مهم نیست در کجای این بازی باشیم؛ باید الگوهای درست رفتاری در گروه خود را بشناسیم و به فرصت و تهدیدهای ناشی از بازی سایر بازیگران هم توجه داشته باشیم؛ تا دیگر شاهد نباشیم مقاله‌ای منتشر شود با عنوان: «در حسرت فهم درست دامپزشکی!»

دانشمندان چینی از سلول های تخمدان موش تخمک بارور ساختند

دیجیاتو/ دانشمندان چینی در محیط آزمایشگاه سلول موجود درون تخمدان موش را به تخمک تبدیل کرده و از آنها نوزاد موش عمل آوردند.

تیم پژوهشگران چینی با تزریق نوعی ماده شیمیایی به سلول های گرانولوزا که در تخمدان یافت می شود موفق شدند این سلول ها را به تخمک تبدیل کنند.

در ادامه از این تخمک ها نیز بعد از باروری نوزادان موش سالمی درست شد که خود آنها نیز توانایی باروری داشتند و نوزادان خود را به وجود آوردند.

با در نظر داشتن این امر که در محیط پیرامونی هر تخمک هزاران عدد از این سلول ها وجود دارد، به لطف این دستاورد امکان ایجاد چندین تخمک بارور با روش مذکور افزایش می یابد.

با این حال طبق گفته دانشمندان انتقال این دانش از موش ها به انسان هنوز مسیری طولانی را پیش رو دارد هرچند که بالاخره روزی، می توان از این متد برای حفظ باروری جانداران زنده استفاده نمود.

تخمدان ها به شکلی طراحی شده اند که می توانند از فولیکول ها تخمک بسازند. این اندام ها مملو از تخمک های نابالغی به نام oocyte هستند که توسط سلول های گرانولوزا احاطه شده اند. سلول های گرانولوزا بعد از جدا شدن از فولیکول ها دچار مرگ می شوند.

حالا دانشمندان چینی با تزریق مواد شیمیایی به سلول های گرانولوزا آن را تبدیل به سلول های نابالغ کاربردی در موش کردند. این سلول ها بعد از بارور شدن توانستند نوزادان سالمی را به وجود آوردند که تفاوتی با نوزادان طبیعی نداشتند.

وقتی این تخمک ها درون رحم موش های بزرگسال ماده قرار داده شدند به نوزادان سالم تبدیل شدند. این موش ها که حالا یکسال دارند می توانند تولید مثل کنند.

دکتر لین لیو از کالج علوم حیات دانشگاه Nankai در این باره گفته است:

این نخستین باری است که ما سلول های گرانولوزا را به oocyte تبدیل کرده ایم. تنها نکته در رابطه با لقاح آزمایشگاهی این است که دانشمندان صرفا از oocyte برای این منظور استفاده می کنند. بعد از بازیابی تخمک سلول های گرانولوزا در فولیکول نابود می شوند.

همین مسئله این فکر را در ذهن ما ایجاد کرد که اگر می توانستیم از خود سلول های گرانولوزا استفاده کنیم چه؟ از آنجایی که هر تخمک توسط هزاران گرانولوزا احاطه شده اگر می توانستیم آنها را به سلول های پرتوان تبدیل نماییم و بعد این سلول ها را به oocyte تغییر دهیم آنوقت با یک تیر دو نشان زده ایم.

البته برای اجرای این متد روی انسان به سال ها مطالعه نیاز است اما امید می رود که تکنیک یاد شده بیشتر در حفظ باروری موثر واقع شود تا درمان ناباروری.

رهاسازی کرکس در پناهگاه حیات وحش لوندویل آستارا

یک قطعه کرکس وحشی مصدوم از نوع بال دال که توسط یکی از دوستداران محیط زیست و طبیعت به اداره حفاظت محیط زیست شهرستان مرزی آستارا تحویل داده شده بود، ظهر سه شنبه در محل محدوده ۶۰ هکتاری پناهگاه حیات وحش لوندویل آستارا رهاسازی شد.

تولد دو خوک با استفاده از مهندسی ژنتیک سلول‌ میمون؛ کایمراها آینده پیوند اعضا در انسانی

برای اولین بار در جهان، در چین و بعد از ایجاد تغییرات ژنتیکی در سلول های بنیادین سینومولگوس میمون در طبیعت، دو خوک بدنیا آمدند. کایمراهای میمون-خوک بدنیا آمده که حیوانات جدیدی با سلول هایی از دو حیوان مختلف هستند- تنها یک هفته زنده ماندند.

کایمرا به موجودی اطلاق می شود که ترکیبی از دو یا چند جانور متفاوت باشد. تانگ های، یکی از محققان چینی این پروژه که در آزمایشگاه کلیدی دولتی سلول های بنیادین و زیست شناسی زایشی در پکن کار می کند در این باره چنین گفته است: «این اولین گزارش از کایمراها خوک-میمون است که با طی دوره بارداری کامل به دنیا می آیند».

برای اولین بار در جهان، در چین و بعد از ایجاد تغییرات ژنتیکی در سلول های بنیادین سینومولگوس میمون در طبیعت، دو خوک بدنیا آمدند.

اوایل سال جاری، محققان ژاپنی موفق به رشد پانکراس انسان در یک موش شدند که گامی بزرگ در زمینه مطالعه کایمراها یا ارگانیسم هایی که سلول های از دستکم دو گونه زیستی متفاوت داشته باشند به شمار می آمد. این هیبریدهای ژنتیکی مورد آزمایش و بررسی قرار می گیرند زیرا هدف نهایی رشد تمامی ارگان های بدن در درون بدن دیگر حیوانات است تا بعدها بتوان این اندام ها را به بدن انسان پیوند زد و بدین ترتیب مشکل پیوند اعضا در انسان به طور کامل رفع شود. در مورد کایمراهای میمون-خوک، محققان تغییراتی ژنتیکی را در سلول های میمون در مرحله بارورسازی آزمایشگاهی اعمال کردند و در ادامه موفق به ساخت پروتئینی به نام GFP شدند.

برای اولین بار در جهان، در چین و بعد از ایجاد تغییرات ژنتیکی در سلول های بنیادین سینومولگوس میمون در طبیعت، دو خوک بدنیا آمدند.

این پروتئین دارای نور فلوئورسنت شده و به محققان اجازه می داد که سلول های میمون و دیگر سلول های منشعب شده از آن را ردیابی کنند. در ادامه تیم تحقیقاتی موفق شد که سلول های بنیادین جنینی را جداسازی کرده که بعدها در جنین خوک هایی که تنها ۵ روز از باروری آن ها می گذشت تزریق شدند. در مجموع، ۴٫۰۰۰ از این جنین ها در رحم خوک های ماده کاشت شد. در نهایت ۱۰ نوزاد خوک متولد شده که تنها دو نمونه کایمرا بوده و دارای سلول های میمون بودند. در این کایمراها، بافت های قلب، کبد، ریه و طحال دارای مقادیری از سلول های میمون بودند اگر چه این درصد بسیار کم بوده و در حدود یک در هزار و یک در ده هزار برآورد شد.

برای اولین بار در جهان، در چین و بعد از ایجاد تغییرات ژنتیکی در سلول های بنیادین سینومولگوس میمون در طبیعت، دو خوک بدنیا آمدند.

تنها بعد از یک هفته، تمامی بچه خوک ها مردند، اعم از کایمرا و غیرکایمرا. محققان گفتند که در حال حاضر اطلاعات دقیقی از علت مرگ این بچه خوک ها ندارند اما احتمال می دهند این موضوع در اثر عوارض فرآیند بارورسازی در آزمایشگاه و نه ماهیت کایمرایی بودن آن ها بوده باشد. این مشکل بدان دلیل رخ می دهد که بارروری آزمایشگاهی در خوک ها به خوبی و موفقیت این رویکرد در مورد انسان ها و دیگر حیوانات نیست. به گفته های، این تیم تحقیقاتی در ادامه قصد دارد حیوانات سالمی را با سهم بیشتری از سلول های میمون تولید کند. اگر این تحقیق با موفقیت همراه شود، آن ها سعی خواهند کرد خوک هایی تولید کنند که با یک ارگان کامل ساخته شده از سلول های یک نخستی (مانند میمون) بدنیا آمده باشد. البته صحبت در این مورد آسان تر از انجام و موفقیت آن است.

برای اولین بار در جهان، در چین و بعد از ایجاد تغییرات ژنتیکی در سلول های بنیادین سینومولگوس میمون در طبیعت، دو خوک بدنیا آمدند.

در سال ۲۰۱۷، یک تیم تحقیقاتی دیگر در کالیفرنیا با موفقیت یک کایمرای خوک-انسان تولید کرد اما تعداد سلول های انسان در کایمرای نهایی تنها ۱ در ۱۰۰٫۰۰۰ سلول بود. و به دلایل اخلاقی، جنین ها تنها برای یک ماه رشد داده شند زیرا نگرانی هایی در این مورد وجود داشت مبنی بر اینکه ممکن بود مغز نوزاد خوک نهایی نیمه انسانی باشد. همچنین منتقدانی نسبت به این رویکرد نیز وجود دارند. پل نوپفلر، یک زیست شناس سلول های بنیادین در دانشگاه کالیفرنیا، بر این باور است که رشد ارگان های انسانی مناسب پیوند در بدن کایمراهای انسانی-حیوانی غیرممکن است. وی در این باره چنین می گوید: «با توجه به کارآمدی بسیار پایین کایمرایی و مرگ تمامی این حیوانات، من حقیقتاً این موضوع را بسیار ناامید کننده می بینم».

از نظر شما آیا خلق کایمراها و رشد اندام های انسانی در بدن حیوانات اخلاقی است و می تواند عواقب ناخوشایندی در پی داشته باشد یا خیر. نظرات خود در این مورد را با ما و دیگر مخاطبان روزیاتو در میان بگذارید.

ماهی قرمز چگونه با محیط آکواریوم کنار می‌آید؟

مجله ایلیاد/ برای بیشتر موجودات زنده، به ویژه آن‌هایی که تنفس متفاوتی دارند، زندگی بدون منبع اکسیژن خوب، چندان جالب نیست. ماهی قرمز، استثنای عجیب و غریبی است. ماهی‌های گونه‌یCarassius  در زمان‌های نامطلوبی که محیط اطراف دچار کمبود اکسیژن می‌شود، روشی شسته و رفته دارند که منجر به بقای آن‌ها می‌شود؛ آن‌ها الکل درست می‌کنند. اکنون می‌دانیم چگونه این کار را انجام می‌دهند.

در کتاب زیست شناسی ۱۰۱ یاد می‌گیریم که اکسیژن با «گلوکز کربوهیدرات» ترکیب می‌شود تا «دی‌اکسیدکربن» و آب تولید کند و برای ما انرژی فراهم کند. آب نسبتأ سودمند است، درحالی‌که دی‌اکسیدکربن محصولی فرعی است، در محیط‌زیست رها می‌کنیم. گاهی اوقات، بافت‌های ما از منبع اکسیژن محلی‌شان خالی می‌شوند، مثل زمانی که سخت ورزش می‌کنیم یا زمانی‌که محیط‌زیست موقتأ دچار کمبود اکسیژن می‌شود.

برای غلبه بر این کمبود، بیشتر حیوانات مثل ما مسیرهای آنزیمی دارند که می‌توانند کمی انرژی از گلوکز بدون اکسیژن به‌دست آورند. متأسفانه، این کار ما را با ماده‌ای تند و زننده به‌نام «لاکتیک اسید» تنها می‌گذارد. لاکتیک اسید، در نهایت در کبد به گلوکز تبدیل می‌شود، اما این فرآیند نیز به اکسیژن نیاز دارد. به عبارت دیگر، این فقط یک راه حل کوتاه مدت است. اگر لاکتیک اسید همچنین ایجاد شود، باعث «اسیدوز لاکتیک» می‌شود؛ وضعیتی که pH بافت‌ها را پایین می‌آورد و همه‌ی مشکل را ایجاد می‌کند.

ماهی قرمز، نباید نگران این قضیه باشد. به‌مدت چندین دهه، مشخص شده که این حیوان خانگیِ چندین ساله استعداد دارد لاکتیک اسید را به مولکولی کم‌خطرتر، یعنی الکل تبدیل کند. برخلاف لاکتیک اسید، اتانول به آسانی به آب تبدیل می‌شود، از میان آبشش ماهی عبور می‌کند.

هیچ مهره‌دار دیگری این توانایی را ندارد و در نتیجه دانشمندان در دانشگاه‌های اوسلو و لیورپول تصمیم گرفتند اسرار ماهی کپور را کشف کنند. قضیه به ۸ میلیون سال پیش بر می‌گردد؛ زمانی که اجداد ماهی قرمز و کپور نسخه‌هایی از ژن‌های مسئول مجموعه‌ای چند آنزیمی «دهیدروژناز پیرووات» را ایجاد کردند.

ژن‌های اصلی، وظیفه‌ی اصلی‌شان برای تهیه‌ی مشتقی از گلوکز به‌نام پیرووات را حفظ کردند تا وارد چرخه‌ی متابولیکی شوند که انرژی‌زا است. در عین حال، نسخه‌های این ژن‌ها در طول زمان به آسانی تغییر کردند و تکامل پیدا کردند تا آنزیمی شبیه به آنزیم موجود در مخمر آب‌جو بسازند که «اسید پریکوئیک» را به «استالدئید» یا اتانال تبدیل کند و سپس به اتانول تبدیل شود. این ماهی نیز همانند مهره‌داران دیگر معمولأ از همین مسیر استفاده می‌کند و اکسیژن را از طریق آبشش‌هایش جذب می‌کند تا در تنفس هوازی استفاده کند.

وقتی اکسیژن کم باشد، این مسیر تغییر می‌کند تا اتانول تولید کند. اکسیژن کافی نیست، اما ماهی کپور می‌تواند به‌مدت چندین ماه در اعماق باقی بماند تا وضعیت بهتر شود. محقق ارشد، «کاترین الیزابت فاگرنس» از دانشگاه اوسلو گفت: «این تحقیق بر نقض تکثیر کل ژنوم در تکامل نوآوری بیولوژیکی و سازگاری گونه‌ها با محیط‌های غیرقابل سکونت تأکید دارد.»

ماهی قرمز، در خانه‌ی شما به نظر به دور قلعه‌ای شنی درون آکواریوم می‌چرخد، اما اجداد وحشی‌اش باید با دوره‌‌های زمستان طولانی در آب‌های تقریبأ یخ‌زده کنار می‌آمدند. محقق «مایکل برنبریک»، فیزیولوژیست تکاملی در دانشگاه لیورپول، گفت: «در آب‌هایی با اکسیژن آزاد در استخرهایی پوشیده از یخ که به مدت چندین ماه در زیستگاه‌های شمال اروپا طول می‌کشید، غلظت الکل در خون ماهی‌های کپور می‌تواند به بیش از ۵۰ میلی‌گرم در ۱۰۰ میلی‌لیتر برسد که این مقدار بالای محدوده‌ی شیرجه در آب آشامیدنی در این کشورها است.»

وی افزود: «هرچند این وضعیت هنوز خیلی بهتر از مواجهه با لاکتیک اسید است که محصول نهایی متابولیکی مهره‌داران دیگر از جمله انسان‌ها در زمان از دست دادن اکسیژن است. همچنین می‌تواند توضیح دهد که چرا ماهی قرمز در مخازن آب سرد و کم‌ اکسیژن در اکواریوم‌ها می‌تواند، دوام بیاورد. آن‌ها به حدی الکل مصرف می‌کنند که چیزی متوجه نمی‌شوند! جدا از درک تغییر بیولوژیکی ناگهانی خارق‌العاده‌ی این ماهی‌ها، تحقیقات نوعی تغییرِ تکاملی در عملکرد یک صفت را از طریق تکثیر نشان می‌دهد.»

معمولأ عملیات مهمی مثل تنفس نمی‌توانند وظایف خود را تغییر دهند. در این صورت، داشتن نسخه‌ای واقعأ مفید است.