ایسنا/ بررسی جدید پژوهشگران آمریکایی حاکی از این است که مقابله با شکارچی میتواند به رشد سلولهای مغزی جدید در ماهیها کمک کند.

گاهی اوقات استرس میتواند برای ماهیها مفید باشد. بررسی جدید پژوهشگران آمریکایی نشان میهد که رشد سلولهای مغزی در نوعی ماهی موسوم به "کپوردندانهای تخمگذار"(killifish) هنگام روبرو شدن با شکارچی، بیش از هنگامی است که با هیچ شکارچی روبرو نمیشود. بررسیهای حاکی از این هستند که پرورش سلولهای مغزی هنگام روبرو شدن با شکارچی، در بزرگسالی این ماهی نیز رخ میدهد.
"کنت دانلپ"، پژوهشگر "کالج ترینیتی" گفت: من از دیدن نتایج این پژوهش، شگفتزده شدم زیرا ما در بررسیهای پیشین به این نتیجه رسیده بودیم که شکارچیان، تولید سلولهای مغزی را سرکوب میکنند اما به نظر میرسد که ماجرای کپوردندانهای تخمگذار، متفاوت است.
دانلپ و همکارانش، مغز کپوردندانهای تخمگذار را که از سه رود متفاوت جمعآوری شده بودند، مورد بررسی قرار دادند. آنها از هر رود، حدود هشت ماهی بزرگسال را جمعآوری کردند که در ناحیهای پر از شکارچی قرار داشتند و هشت ماهی دیگر را نیز جمعآوری کردند که در منطقه آنها، شکارچی کمی بود یا هیچ شکارچی وجود نداشت. پژوهشگران، بررسی خود را روی ماهیهای نر انجام دادند زیرا پژوهش پیشین آنها نشان داده بود که شکارچیان، مغز ماهیهای نر را تحت تاثیر قرار میدهند نه ماهیهای ماده.
پژوهشگران، اندازه مغز ماهیهای نر و تراکم سلولهای جدید را بررسی کردند و دریافتند اندازه مغز هر دو گروه ماهی، شبیه به یکدیگر است اما ماهیهایی که مجبور هستند با شکارچیان مقابله کنند، دو برابر بیش از ماهیهای دیگر، سلول مغزی جدید دارند.
دانلپ اضافه کرد: براساس این نتایج میتوان گفت شاید سلولهای جدید مغز بتوانند رفتار واکنشیتری در برابر شکارچیان داشته باشند.
دانلپ و گروهش برای مشخص کردن این که آیا این تاثیر و واکنش نسبت به محیط اطراف، ژنتیکی است یا خیر، ماهیها را از محیط زندگی بیرون آوردند و مغز آنها را در آزمایشگاه بررسی کردند.
دانلپ ادامه داد: ما در این پژوهش دریافتیم که وجود شکارچی موجب میشود که ماهیها از نظر ژنتیکی متفاوت باشند. احتمال دارد که این الگو، در حیوانات دیگری که رشد سلولهای مغزی آنها در بزرگسالی هم ادامه داد، دیده شود.
وی افزود: بدن و مغز پستانداران و پرندگان به محض رسیدن به بلوغ جنسی، دیگر رشد زیادی ندارد اما رشد مغز این ماهی طی عمر آن ادامه مییابد.
این پژوهش، در مجله Royal Society Proceedings B" " به چاپ رسید.
آنفلوانزای فوق حاد طیور یک بیماری ویروسی پرندگان می باشد. ویروسهای آنفلوانزا دارای 3 نوع تیپ C,B,A می باشند. در طیور فقط تیپ A می تواند ایجاد بیماری نماید. این تیپ علاوه بر طیور، سایر حیوانات از جمله خوک، اسب و همچنین انسان را درگیر می نماید.

مخازن بیماری:
پرندگان وحشی و آبزی می توانند بدون اینکه خود مبتلا به بیماری شوند، ویروسهای آنفلوانزای طیور را با خود جابجا کنند. خوک به عنوان میزبان واسط ویروس های آنفلوانزای طیور و پستانداران می باشد.
میزبان ها ( پرندگان حساس به بیماری):
مرغ و خروس، بوقلمون، مرغ شاخدار، پرندگان زینتی، پرندگان وحشی و شتر مرغ از پرندگان حساس به بیماری می باشند.
علائم بیماری در طیور:
1. شروع ناگهانی تلفات با روند افزایش در گله.
2. انتشار ناگهانی بیماری در گله.
3. بیحالی شدید، پژمردگی و دور هم جمع شدن گله.
4. کاهش شدید مصرف دان.
5. افت ناگهانی و شدید تولید تخم مرغ روزانه.
6. علائم تنفسی حاد.
7. سیاه شدن و خونریزی تاج، ریش و ساق پا.
نحوه انتقال بیماری:
1. تماس با پرندگان وحشی و پرندگان آبزی آلوده.
2. تماس با طیور آلوده.
3. از طریق کفش، لباس، خودرو، آب، دان و مدفوع و بستر آلوده.
4. سگ و گربه به عنوان ناقلینن مکانیکی.
5. تهیه دان از منابع غیر مطمئن بخصوص کانونهای آلوده.
6. پراکنده شدن کود مرغداری به محیط اطراف.
7. عدم پاکسازی و ضد عفونی کامل محل نگهداری مرغ و لوازم و تجهیزات قبل از پرورش جوجه.
راههای پیشگیری از بیماری:
1. جلوگیری از ورود پرندگان وحشی به محل نگهداری مرغ از طریق نصب توری و ترمیم خرابیهای آن.
2. رعایت اصول بهداشتی و امنیت زیستی در مرغداری های صنعتی.
3. ضد عفونی کامل محل پرورش مرغ و تجهیزات آن قبل از جوجه ریزی.
4. ممانعت از ورود حیوانات دیگر به عنوان ناقلین مکانیکی به محل پرورش مرغ.
5. اعلام هر نوع کاهش شدید مصرف دان، کاهش شدید تولید یا افزایش تلفات به نزدیکترین پست دامپزشکی.
توصیه های مهم بهداشتی:
1. خودداری از شکار و نگهداری پرندگان مهاجر و بومی آبزی.
2. اهالی روستاها از رها نمودن مرغهای بومی و دیگر ماکیان بصورت چرای آزاد خودداری و آنها را در مکانهای سر پوشیده نگهداری نمایند چون امکان انتقال بیماری به طیور بومی از طریق تماس با پرندگان وحشی وجود دارد.
3. صاحبان طیور بومی در صورت مشاهده تلفات در طیور، مراتب را سریعا به نزدیکترین پست دامپزشکی اعلام نمایند.
4. عدم تهیه گوشت مرغ از مراکز غیر مجاز و عرضه کنندگان و کشتار کنندگان دوره گرد.
5. گوشت مرغ مصرفی خود را بصورت بسته بندی شده تازه یا منجمد و از مراکز مجاز تهیه نمائید.
جنگلها در سرتاسر جهان در حال قطعهقطعهشدن هستند و دراثر آن، جانوران مناطق گرمسیری هزینهی سنگینی پرداخت خواهند کرد.

در سرتاسر جهان، انسانها در حال تجزیهی جنگلهای وسیع هستند. بزرگراهها در میان جنگلهای بارانی آمازون میخزند و اندونزی قصد دارد شبکهی حملونقل گستردهای در بورنئو و میان برخی از بزرگترین قطعات جنگلی دستنخورده ایجاد کند. براساس نتایج مطالعهای جدید، اگر بهطور تصادفی با چتر نجات در یکی از جنگلهای زمین فرود آیید، احتمالا در فاصلهی یک مایلی یا کمتر از لبهی جنگل فرود خواهید آمد.
زیستشناسان حفاظت بهطور جدی دربارهی خطرهایی بحث کردهاند که قطعهقطعهکردن جنگلها بر حیوانات تحمیل میکند. درحالیکه بسیاری از مطالعات نشان دادهاند انقراض در محیطهای قطعهقطعهشده رایجتر است، مطالعات دیگر اثر چندانی نشان ندادهاند. مطالعهای که بهتازگی منتشر شده، ممکن است بتواند به این مناظره پایان و نشان دهد چرا بسیاری از گونهها دربرابر قطعه قطعه شدن جنگل حساس هستند؛ درحالیکه برخی دیگر چنین نیستند.
پژوهشگران دریافتند حیواناتی که در جنگلهایی زندگی میکنند که سابقهی طولانی آشفتگی دارند، نسبتا انعطافپذیر هستند. گونههایی که هزاران سال در زیستگاههای پایدار زندگی کردهاند، بسیار حساستر هستند. آنا هارگریوز، بومشناس تکاملی از دانشگاه مکگیل مونترال میگوید:
دانشمندان در حال ایجاد رویکردی جدید در مقیاس جهانی هستند که از دیدگاه من قانعکننده است.
اولین شواهد دربارهی تأثیر نامطلوب حاصل از جداشدن زیستگاهها بر تنوع زیستی، در دههی ۱۹۶۰ بهدست آمد؛ یعنی زمانیکه پژوهشگران دریافتند جزایر بزرگتر از جزایر کوچکتر گونههای بیشتری دارند. دانشمندان بهتازگی دربارهی جنگلها نیز مانند جزیرهها فکر میکنند. وقتی یکی از شرکتهای چوببُری خط پیوستهی درختان جنگلی را قطع میکند، دو جزیرهی کوچکتر تشکیل میشود که هرکدام ممکن است درمقایسهبا جنگل دستنخوردهی اولیه از گونههای کمتری حمایت کنند.

بهنظر میرسد پرندهی استلرز جی که در غرب آمریکا دیده میشود، دربرابر قطعهقطعهشدن جنگلها انعطافپذیری بیشتری داشته باشد.
دانشمندان در جنگلهای سرتاسر جهان شواهدی برای حمایت از این فرضیه پیدا کردهاند. جداسازی هر قطعه از جنگل جمعیتی از جانوران را درمعرض خطر انقراض قرار میدهد. برای مثال، آنها ممکن است ازنظر یافتن غذا با مشکل مواجه شوند؛ اما برخی از پیامدهای آن ممکن است کمتر مشهود باشد. کریستینا بنکسلیته، زیستشناس کالج سلطنتی لندن و نویسندهی مطالعهی جدید، هزاران پرنده را در جنگلهای برزیل بررسی کرده است. او گونههای کمتری در تکههای کوچک جنگل پیدا کرده و حتی در نزدیکی این قطعات تعداد گونهها کمتر بوده است. این امر نشان میدهد مرزهای جدید دلیل کاهش گونهها هستند.
آیا پرندگان نمیتوانند از قطعهای از جنگل به قطعهی دیگر پرواز کنند؟ مشخص شده است که آنها در جنگلهای گرمسیری بهندرت این کار را میکنند. بنکسلیته میگوید شاید نور آفتاب یکی از دلایل این موضوع باشد. جنگلهای گرمسیری بهدلیل پوشش متراکم تاج درختان همیشه کمنور هستند. برای پرندگانی که به نور کم عادت کردهاند، ممکن است نور مستقیم خورشید آزاردهنده باشد.
بومشناسان در شرق آمریکا شواهد متناقضی پیدا کردهاند. آنجا حیوانات اغلب در نزدیکی لبههای جنگل شکوفا میشوند و شواهد زیادی هم وجود ندارد که نشان دهد قطعهقطعهکردن جنگلها به وقوع انقراضهای زیادی منجر شده باشد. در ابتدا، بومشناسان دراینباره بحث کردند که کدام نتایج اهمیت بیشتری دارند. درنهایت، تعدادی از پژوهشگران تصمیم گرفتند نتایج خود را رویهم بریزند و به تصویر بزرگتر حاصل از آن توجه کنند.
در سال ۲۰۱۴، بنکسلیته و همکارانش پایگاه دادهی جنگلهای قطعهقطعهشده بهنام بیوفرگ را رونمایی کردند. دانشمندان مشاهدههای خود را به این پایگاه دادهها افزودند و خلاصهای تهیه کردند که حاوی صدها گونه از پرندگان، پستانداران، عنکبوتها و دیگر جانوران بود.
جنگلی سوخته در اورگان. در دوران باستانی، آتشسوزیها و یخچالهای طبیعی اغلب دلیل شکستهشدن تودههای جنگلی بودند.
پژوهشگران بهدنبال فرضیهای بودند که بتواند توضیح دهد چرا برخی از پژوهشگران تأثیر ناشی از قطعهقطعهشدن جنگلها را درخورتوجه برآورد کردهاند؛ در حالیکه دیگران چنین تأثیری مشاهده نکردهاند. آنها از ایدهای الهام گرفتند که در سال ۱۹۹۶، اندرو بالمفورد، بومشناس دانشگاه کمبریج انگلیس، مطرح کرده بود. او چنین پیشنهاد کرده بود که میزان خطری که امروز یک گونه با آن روبهرو میشود، ممکن است وابسته به تجربیاتی باشد که گونهی مذکور در گذشته داشته است. بهعنوان مثال، در بسیاری از جزایر، پرندگان درمعرض خطر انقراض قرار میگیرند. یکی از تهدیدها این بوده موشهایی که از کشتیها به جزایر وارد میشدند، به تخمهای پرندگان حمله میکردند و پرندگان دربرابر آن خطر نمیتوانستند کاری انجام دهند. بالمفورد مشاهده کرد برخی از جزایر هزاران سال است که از گونههای بومی از جانوران جوندگان برخوردار هستند. او چنین حدس میزد که پرندگان آن جزایر ممکن است دربرابر تهدید ناشی از جوندگان جدید نیز انعطافپذیر باشند. این ایده فرضیهی «فیلتر انقراض» خوانده میشود. گونههایی که امروزه شاهد آنها هستیم، در طول زمان، از میان مشکلات زیادی گذشتهاند. حیواناتی که نتوانستند با این تهدیدها مقابله کنند، منقرض شدند.
نویسندگان مقالهی جدید استدلال میکنند ممکن است فیلتر انقراض در قطعات جنگلی در حال فعالیت باشد. برخی از جنگلها تا دهههای اخیر نسبتا دستنخورده باقی مانده بودند؛ درحالیکه برخی دیگر در زمانهای قدیم درمعرض قطعهقطعهشدن قرار داشتند. در قسمتهایی از اروپا و آسیا، کشاورزان از هزاران سال پیش در حال جداکردن جنگلها بودهاند. حتی پیشازآن، برخی از جنگلها را مرتبا طوفان یا آتشسوزیها تخریب میکردند. در عصر یخبندان، کمربندهای شمالی درختان به بخشهایی جدا تبدیل میشد.
پژوهشگران در مطالعهی جدید که در مجلهی Science منتشر شده است، ۴،۴۹۳ گونه را در ۷۳ منطقهی جنگلی در سرتاسر جهان بررسی کردند. آنها از روشهای مختلفی برای تعیین میزان حساسیت هرگونه دربرابر قطعهقطعهشدن جنگلها استفاده کردند. برای مثال، این موضوع را مطالعه کردند که آیا گونهها در مرزهای جنگل یا در مرکز قطعه حفظ شده بودند. برخی از گونهها مانند باللاکی سدری آمریکایشمالی و مرغمگس دمحنایی آمریکایمرکزی بهنظر نمیرسید تحتتأثیر این موضوع قرار گرفته باشند؛ درحالیکه برخی از گونهها مانند مانند خرس آفتاب در بورنئو و دارکوب کرکی آمریکایشمالی در مرکز قطعهی جنگلی و دور از مرزهای جنگل باقی مانده بودند.

سسکپهلو بلوطی که در شرق آمریکا و کانادا دیده میشود، به لبههای جنگل جذب میشود. شاید این گونه با تکهتکهشدن محیط سازگار شده باشد.
پژوهشگران دریافتهاند در مناطق خاصی مانند بورنئو، بسیاری از گونهها در مرکز جنگل میمانند و در برخی مناطق دیگر مانند نیواینگلند، بسیاری از گونهها در لبهها راحت هستند. بنکسلیته میگوید:
این موضوع نشان میداد همه درست میگفتند.
بنکسلیته و همکارانش فرضیهی فیلتر انقراض را آزمودند. آنها به این مسئله توجه کردند که چه تعدادی از هرکدام از گونهها (حساس یا غیرحساس) در جنگلهای دارای سابقهی آشفتگی و در جنگلهای دستنخورده دیده میشوند. تفاوت آشکار بود. درحالحاضر، بیش از نیمی از گونههای جانوری در جنگلهای دستنخورده به قطعهقطعهشدن حساساند و تنها ۱۸ درصد از گونههایی که در جنگلهایی با تاریخچهی آشفتگی زندگی میکردند، تحتتأثیر قرار میگیرند.
نتایج پژوهش مذکور نشان میدهد گونههای آسیبپذیر در مکانهایی مانند نیواینگلند، وقتی از بین رفتهاند که طوفانها و یخچالها جنگلها را تکهتکه کرد. در مناطقی مانند آمازون، گونههای شکننده تابهامروز در آنها پناه گرفتهاند. بخش اعظم تنوع زیستی جهان در جنگلهای دستنخورده قرار دارد. پژوهشگران برآورد کردهاند ۴۰ گونه از پرندگان در جنگلهای آمریکایشمالی دربرابر قطعهقطعهشدن جنگلها آسیبپذیر هستند؛ اما در جنگلهای بکرتر آمریکای مرکزی و جنوبی، ۹۰۰ گونه از پرندگان درمعرض خطر قرار دارند.
براساس پژوهش جدید، در مکانهایی که جانوران هزاران سال است از آشفتگیها جان سالم بهدر میبرند، حمایت از قطعات جنگلی ممکن است راهبرد حفاظتی مطلوبی باشد؛ اما ممکن است دستکارینشدن جنگلهای دستنخورده مهمتر باشد؛ زیرا احتمال آسیبدیدن گونههایی که در آنجا زندگی میکنند، بیشتر است. پژوهشگران هشدار دادهاند برنامههای دولت اندونزی برای ایجاد راهآهن و جاده در بورنئو ممکن است جنگلها و بهتبع آن، تنوع زیستی موجود در آنها را بهشدت تخریب کند. ازآنجاکه مناطق مذکور این نوع قطعهشدن را هرگز تجربه نکردهاند، این طرحها ممکن است برای گونههای آسیبپذیری مانند خرس آفتاب فاجعهبار باشد. هارگریوز میگوید:
اگر با همکاری هم اقدام نکنیم، راه برگشت ممکن است بسیار طولانی شود.
ایسنا/ پژوهشگران استرالیایی تلاش کردند با بررسی کرم الگانس، روش جدیدی برای درمان بیماریهای عصبی ارائه دهند.
پژوهشگران سعی دارند روش جدیدی برای درمان بیماریهایی مانند هانتینگتون و پارکینسون ارائه دهند.

گروهی از پژوهشگران "دانشگاه موناش" استرالیا به سرپرستی پروفسور "دیوید روبینزشتاین" در بررسی جدید خود دریافتند که ریز آرانایها، نقش مهمی در کنترل تراکم پروتئینها دارند.
ریز آرانایها که رشتههای کوتاهی از ماده ژنتیکی را تشکیل میدهند، مولکولهایی کوچک اما قوی هستند که ژنهای متفاوتی را به صورت همزمان تنظیم میکنند. دانشمندان سعی دارند ریز آرانایهای خاصی را شناسایی کنند که برای تنظیم تراکم پروتئین و قرار گرفتن آن در نوعی ریز آرانای موسوم به miR-1"" مهم هستند و در افراد مبتلا به بیماریهایی مانند هانتینگتون و پارکینسون وجود دارند.
پروفسور "راجر پوکوک"، از پژوهشگران این پروژه گفت: ما دریافتیم توالی miR-1 در انسان، همان توالی موجود در کرم الگانس است. ما توالی miR-1 را از بدن کرمها حذف کردیم و اثرات آن را در یک مدل پیشبالینی از بیماری هانتینگتون مورد بررسی قرار دادیم و دریافتیم که با حذف این ریز آرانای، تهاجم بیشتری رخ خواهد داد. این نشان میدهد که توالی miR-1، نقش مهمی در حذف تراکم هانتینگتون دارد.
پژوهشگران نشان دادند که miR-1 میتواند با کنترل بیان پروتئینی موسوم به "TBC-7"، به محافظت از بدن در برابر تراکم پروتئینهای سمی کمک کند. این پروتئین، به تنظیم فرآیند خودخواری که روش بدن برای حذف و بازیابی سلولهای آسیبدیده است، کمک کند؛ در نتیجه نقش مهمی در پاکسازی پروتئینهای سمی از سلولها دارد.
پوکوک افزود: با حذف miR-1، فرآیند خودخواری به درستی انجام نمیشود و تجمع پروتئینهای هانتینگتون پیش میآید.
روبینزشتاین و همکارانش در این بررسی نشان دادند که miR-1، مسیر مرتبط با کنترل درشتخواری را در سلولهای انسان کنترل میکند.
پوکوک ادامه داد: بیان بیشتر miR-1، تراکم هانتینگتون را در سلولهای انسان حذف میکند. مسیری که ما در این پژوهش نشان دادیم، مسیر جدیدی است که میتواند پروتئینهای مستعد تجمع را کنترل کند و راهی برای تسکین بیماریهای عصبی باشد.
بررسیها نشان داد هنگامی که سلولهای انسان، مولکولی موسوم به "اینترفرون بتا-۱ای" را داشته باشند، مسیر miR-1 برای کنترل آن تنظیم میشود.
پوکوک اضافه کرد: بررسیهای ما، اهمیت بنیادین این کشف را در درمان بیماریها نشان میدهند.
پژوهشگران، یافتههای خود را به صورت موقت ثبت کردهاند و در حال مذاکره با شرکتهای دارویی هستند تا این پژوهش را ارائه دهند. آنها قصد دارند روش جدید خود را روی مدلهای پیش بالینی بیشتری از بیماری هانتینگتون و پارکینسون آزمایش کنند.
این فرآیند، در مجله eLife""به چاپ رسید.
ایسنا/ محققان استرالیایی موفق به تولید دستگاهی شدند که میتواند تعداد قورباغهها را شناسایی کند.
میزان جمعیت قورباغهها یک شاخص کلیدی در سنجش سلامت محیط زیست است. یکی از بهترین راهها برای این سنجش برآورد تعداد قورباغهها است که در یک زمان انجام میشود.
حال محققان یک دستگاه ساختهاند که میتواند انجام این کار را آسانتر کند.
به طور معمول، زیستشناسان باید برای سنجش تعداد قورباغهها در زیستگاه دوزیستان منتظر بمانند و هر کدام را به طور تکی کنترل کنند.
انجام این کار نه تنها زیاد منطقی نیست، بلکه ممکن است حضور دانشمندان در زیستگاه این حیوانات سبب ترس آنها شود و باعث شود که ساکتتر از حد معمول باشند.
در این راستا محققان دانشگاه "دانشگاه نیو ساوت ولز" و "کانبرا" در همکاری با دانشگاه ملی استرالیا یک دستگاه به نامFrogPhone" " ساختهاند که در سکونتگاه قورباغهها تعبیه میشود.
این دستگاه میکروفن هم دارد و ضد آب است و با حسگرهای حرارتی خود میتواند دمای آب و هوا را اندازهگیری کند.
باطری دستگاهFrogPhone" " قدرت بالایی دارد که نیروی آن توسط انرژی خورشیدی تامین میشود.
کاربران میتوانند از راه دور و با استفاده از تلفنهای هوشمند خود از دستگاه FrogPhone"" استفاده کنند و با استفاده از اینترنت ۳G یا ۴G دمای آب و هوا و یا میزان شارژ دستگاه را دریابند.
علاوه بر آن به تلفن قورباغهها در زمان واقعی هم گوش کنند.
برآورد شده که دستگاه FrogPhone میتواند در شعاع ۱۰۰ تا ۱۵۰ متری، حضور قورباغهها را تشخیص دهد.
احتمالا بروزرسانیهای دستگاه در آینده شامل میکروفنهایی چند جهته باشد که مناطق بزرگتری را پوشش میدهند.
محققان پروژه معتقدند که دستگاه مذکور میتواند در هزینهها کاهشی چشمگیر ایجاد کند و خطرات ناشی از بررسی از راه دور این حیوانات را کم کند.