آخرین وضعیت واردات ۱۴۰ هزار تن ذرت آلوده با حضور وزیر جهاد کشاورزی، رئیس سازمان ملی استاندارد، استاندار خوزستان و مسئولانی از سازمان بازرسی کل کشور، تعزیرات، گمرک و دیوان محاسبات در کمیسیون اصل ۹۰ مجلس بررسی شد.

به نقل از تسنیم، نشست روز یکشنبه (10 شهریور) کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی با حضور وزیر جهاد کشاورزی، رئیس سازمان ملی استاندارد، استاندار خوزستان و مسئولانی از سازمان بازرسی کل کشور، تعزیرات، گمرک و دیوان محاسبات با موضوع تعیین تکلیف 500 هزار تن ذرت آلوده به قارچ آفلاتوکسین تشکیل شد .
لزوم تعیین تکلیف 500 هزار تن ذرت آلوده توسط 9 شرکت دولتی
«امیر خجسته» نایب رئیس کمیسیون اصل نود در توضیح گزارش ذرتهای آلوده به سفر گروهی از نمایندگان کمیسیون به استان خوزستان اشاره کرد و گفت: براساس بررسیهای به عمل آمده 9 شرکت دولتی حدود 500 هزار تن ذرت آلوده به قارچ آفلاتوکسین در سال 1395 وارد بندر امام خمینی(ره) کردند که از این میزان 350 هزار تن ترخیص و 140 هزار تن هنوز در انبارهای بندر امام باقی مانده است، تکلیف این ذرتها باید هر چه سریعتر تعیین شود.
صادرات ذرتهای آلوده با شرایط خاص
محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی در توضیح این موضوع، گفت: به لحاظ مبنایی اختلاف نظرهایی بین وزارت جهاد کشاورزی و سازمان ملی استاندارد وجود دارد اما در عمل و انجام آزمایشها هیچ اختلاف نظری وجود ندارد، در خصوص صادرات 140 هزار تن ذرت آلوده نیز باید بر اساس شاخصهای بین المللی حفظ نباتات عمل شود، در صورتی که کشوری برای بازپروری یا محصول ثانویه به این ذرت نیاز داشته باشد میتوانیم، ذرتها را به آنها بدهیم اما طرف مقابل باید در جریان وضعیت آلودگی ذرتها قرار گیرد.
وزیر جهاد کشاورزی یادآور شد: وزارت ما محدودیتی برای متقاضیان واردات یا صادرات قائل نشده است اما با توجه به وضعیت بازار ارز، کسانی که برای سال اول بخواهند به امر واردات بپردازند تنها تا سقف 500 هزار دلار مجاز هستند.
اختلاف نظر استاندارد و قرنطینه در میزان آلودگی ذرتها
غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان نیز در توضیحاتی، تصریح کرد: متاسفانه مسئولان استاندارد و قرنطینه استان در خصوص میزان آلودگی ذرتها اختلاف نظر دارند به نوعی که در این خصوص مسئولان وزارت جهاد کشاورزی (قرنطینه) آلودگی ذرتها را تایید و مسئولان استاندارد رد کردند. لذا تیم مشترکی تشکیل دادیم تا فرایند را بررسی و نظر واحدی را اعلام کنند. متاسفانه این محموله 140 هزار تنی انبارهای ما را در استان اشغال کرده است.
استاندار خوزستان، ادامه داد: آقای رئیس جمهور به این موضوع ورود پیدا کرده و پاسخ صریحی را اعلام کردند؛ وی سه گزینه برگشت به کشور مبدإ ذرت، امحاء یا خروج به شرط عدم ورود به کشورمان را مطرح کردند که برای امحاء 600 تا 700 روز زمان و 200 میلیارد تومان هزینه لازم است. آقای روحانی تاکید کردند که با مشورت وزارت اطلاعات تصمیم نهایی اتخاذ شود.

گمرک به دنبال فروش 140 هزار تن ذرت آلوده تحت نظر وزارت اطلاعات
مسئولان گمرک در ادامه یادآور شدند: ذرتهای آلوده در منطقه ویژه اقتصادی است و هنوز وارد کشور نشده است، طبق مقررات کالا باید ترانزیت یا مرجوع شود، قرنطینه اجازه ترانزیت از خشکی را نمیدهد. خریداری که برای این ذرتهای آلوده پیدا شده گفته که به دنبال 2 کِشتی با ظرفیت بالاست تا کالای خریداری شده را از منطقه ما خارج کند اما با توجه به تحریمها به دنبال مقصد مناسب است. این اقدامات تحت نظر وزارت اطلاعات در حال انجام است.
مسئولان مذکور و اعضای کمیسیون اصل نود در توضیحات خود به مشکل ذرتهای آلوده به آزمایشهای صورت گرفته، انجام مقررات گمرک به صورت الکترونیکی، اظهارنامه شرکتها وارد کننده ذرتها، تاکید سازمان ملی استاندارد بر گواهی سلامت کالاهای وارداتی، تاثیر رطوبت هوا بر رشد قارچ آفلاتوکسین و عدم محدودیت برای متقاضیان واردات و صادرات اشاره کردند.
تاکید بر ارایه اسناد 350 تن ذرت آلوده ترخیص شده به کمیسیون اصل نود
داود محمدی در پایان این نشست تاکید کرد: نتایج آزمایشهای سازمان ملی استاندارد، وزارت جهاد کشاورزی و بهداشت و درمان از ذرتهای وارداتی توسط 9 شرکت باید به کمیسیون طی روزهای آتی ارایه شود. همچنین در رابطه با گواهی سلامت ذرتهای ترخیصی و انبار شده باید اسناد و مدارک موجود در اختیار کمیسیون قرار گیرد.
رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: در ارتباط با وضعیت مابقی ذرتهایی که اذعان شد آلودگی ندارد نیز باید مستندات لازم به کمیسیون ارسال شود، تکلیف 140 هزار تن ذرت آلوده ظرف یک ماه آینده باید تعیین و در صورت امحاء یا خروج از کشور یا بازگشت به کشور مبدإ به کمیسیون گزارش داده شود.
معاون دفتر بهداشت و مدیریت بیماریهای دامی سازمان دامپزشکی کشور:
با همکاری سازمان دامپزشکی و وزارت بهداشت، میزان مرگ و میر تب کریمه کنگو در کشور از ۵۰ درصد به کمتر از ۱۰ درصد کاهش یافت.

«دکتر کریم امیری» افزود: این بیماری در ۳۱ کشور از جمله کشور ایران بومی بوده و متاسفانه تمامی کشورهای همسایه به ویروس این بیماری آلوده هستند.
معاون دفتر بهداشت و مدیریت بیماریهای دامی سازمان دامپزشکی کشور در خصوص بیماری تب خونریزی دهنده کریمه- کنگو ضمن تشریح دستاوردهای حاصل اقدامات مشترک سازمان دامپزشکی کشور و وزارت بهداشت در کنترل این بیماری، نکاتی را جهت اطلاع قصابان، دامداران و کارگران کشتارگاهها و همچنین شهروندان مصرفکننده گوشت قرمز مطرح کرد.
به نقل از روابط عمومی سازمان دامپزشکی کشور، «دکتر کریم امیری»، معاون دفتر بهداشت و مدیریت بیماریهای دامی این سازمان، یکشنبه با بیان اینکه این بیماری از سال 1970 میلادی برابر با سال 1349 خورشیدی در ایران مورد شناسائی قرار گرفته و تاکنون در بیشتر استانهای کشور موارد قطعی انسانی تب کریمه - کنگو گزارش شده است، گفت: بیشترین موارد در استان سیستان و بلوچستان است، اما میزان مرگ و میر در بین مبتلایان متغیر بوده و از نظر افراد در معرض خطر نیز قصابان، دامداران و کارگران کشتارگاهها بطور معناداری بیشترین موارد بیماری را بخود اختصاص داده اند و افراد غیر ایرانی مقیم ایران نیز درصد بالایی از بیماران را به خود اختصاص داده اند.
وی افزود: طی سال گذشته تعداد مبتلایان انسانی 158 مورد بوده که 8 مورد آن منجر به مرگ شده است و در سال جاری تاکنون 96 مورد گزارش بیماری وجود داشته که 10 مورد آن فوت نموده و از این تعداد 8 مورد در استان سیستان و بلوچستان بوده است.
امیری با بیان اینکه این بیماری در 31 کشور از جمله کشور ایران بومی بوده و متاسفانه تمامی کشورهای همسایه به ویروس این بیماری آلوده هستند، تصریح کرد: از این 31 کشور سالانه بین 10 هزار تا 15 هزار مورد بیمار مبتلا به تب کریمه کنگو به سازمان جهانی بهداشت گزارش میشود که از این تعداد بین 50 تا 150 مورد در سال شامل گزارشهای کشور ما بوده است.
این مقام مسئول در سازمان دامپزشکی کشور در ادامه با توجه ماهیت ویروس عامل بیماری که بومی کشور است، مداخله دامپزشکی در کنترل کانونهای دامی در به حداقل رساندن تعداد مبتلایان انسانی را بسیار موثر دانست و افزود: همچنین با توجه به میزان کشندگی زیاد بیماری با اقدامات به موقع وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، میزان مرگ و میر از 50 درصد به کمتر از 10 درصد در سالهای اخیر کاهش داشته است.
معاون بهداشت و مدیریت بیماریهای دامی سازمان دامپزشکی کشور با اشاره به اینکه این بیماری یکی از بیماریهای خطرناک و با درصد کشندگی بالا در انسان است و علاوه بر انتقال مستقیم از انسان به انسان، معمولاً توسط کنهها ویروس عامل بیماری قابل انتقال به انسان و دام است، تصریح کرد: مخزن ویروس در طبیعت اصولاً کنهها هستند و گاو، گوسفند، بز و خرگوش نیز به عنوان مخزن مطرح هستند.
وی در مورد شیوه انتقال بیماری نیز اضافه کرد: این ویروس از طریق تماس مستقیم با خون یا ترشحات فرد بیمار و لاشه حیوان آلوده (انتقال به قصابها و سلاخها) به فرد سالم انتقال مییابد. بیماری بیشتر در مناطق صحرایی آفریقا، اروپای شرقی، خاورمیانه عراق، هند، افغانستان، پاکستان، ایران و غرب چین گزارش شده است و بیشتر در بین کارکنان بیمارستانها و اشخاصی که با دام سر و کار دارند مشاهده میگردد. بیماری در فصول گرم سال از اواخر فروردین تا اواخر شهریور (زمان رشد و تکثیر کنهها) بیشتر شایع است.
امیری در ادامه افزود: بیماری در حیوانات اهلی هیچ گونه علائم مشخصی ندارد و خطر انتقال بیماری در انسان طی ذبح حیوان آلوده یا یک دوره کوتاه پس از ذبح حیوان آلوده وجود دارد (به دنبال تماس با پوست یا لاشه حیوان).
همچنین تماس با خون و بافت بیماران بخصوص در مرحله خونریزی یا انجام هرگونه اعمالی که منجر به تماس انسان با خون، بزاق، ادرار، مدفوع و استفراغ آنها گردد باعث انتقال بیماری میشود.
معاون دفتر بهداشت و مدیریت بیماریهای دامی سازمان دامپزشکی کشور عامل این بیماری را ویروس عنوان کرد و خاطرنشان کرد: از آنجا که مقاومت این ویروس در برابر حرارت کم است و در دمای ۵۶ درجه سانتیگراد به مدت ۳۰دقیقه از بین میرود، بنابراین پختن گوشت یا پاستوریزه کردن شیرخام باعث از بین رفتن ویروس میشود. به گفته امیری، این ویروس به محیطهای اسیدی حساس بوده و سریع از بین میرود.
وی تصریح کرد: به دلیل اینکه در کشتارگاههای صنعتی لاشه دام به مدت حداقل ۲۴ ساعت در دمای 2 تا 8 درجه سانتیگراد نگهداری میشود و پس از این مدت لاشه حالت اسیدی پیدا میکند، بنابراین امکان زنده ماندن ویروس در لاشه غیر ممکن میشود.
تشریح اقدامات سازمان دامپزشکی در راستای کاهش خطر ابتلای انسانی
این مقام مسئول در سازمان دامپزشکی کشور با توجه به ماهیت شرح داده شده در خصوص این بیماری، اقدامات سازمان دامپزشکی را در راستای کاهش خطر ابتلای انسانی بشرح ذیل برشمرد .
1- ساماندهی کشتارگاههای دام از طریق احداث و راه اندازی کشتارگاههای صنعتی و به موازات آن جلوگیری از فعالیت کشتارگاههای سنتی
2- تاکید بر راه اندازی سالن پیش سرد در کشتارگاههای دامی
3- بازرسی مداوم لاشه دامهای کشتار شده در کشتارگاههای مجاز همراه با بازرسی قبل از کشتار دام
4- توصیه و اطلاعرسانی به مردم در خصوص عدم خرید گوشتهای بازرسی نشده فاقد مهر دامپزشکی
5- سمپاشی منازل و اصطبلهای روستایی در کانونهای بیماری جهت حذف ناقلین بیماری (کنه های آلوده)
6- آموزش و ترویج در روستانهای واقع در مناطق پرخطر و کانونهای مشکوک بیماری و همچنین آموزش کارکنان کشتارگاه ها در خصوص رعایت موازین بهداشتی و ایمنی زیستی در هنگام کار
7- با توجه به اینکه واکسن علیه این بیماری در انسان هنوز مطرح نشده است و در دام نیز بصورت تجربی واکسیناسیون در حال مطالعه است، در شرایط فعلی امکان مایهکوبی علیه این بیماری در دام وجود ندارد.

اسب آندلوسی که به عنوان اسب خالص اسپانیایی یا PRE (پورا راسا اسپانیولا) شناخته می شود نژادی از اسب است که در ایبرین پنینسولا پرورش یافته است. اجداد این اسب هزاران سال در ایبرین پنینسولا وجود داشتند.
اسب اندلوسی از قرن پانزدهم به عنوان یک نژاد خاص شناخته می شد، و ترکیب ظاهری آن با گذشت قرن ها تغییر زیادی نکرده است.
مهارت و توانایی اسب نژاد آندلوسی به عنوان اسب جنگی در طول تاریخ مشهور بوده و این نوع اسب همواره مورد توجه اشراف و نجیب زادگان قرار گرفته است. پادشاهان سراسر اروپا از اسب اسپانیایی برای سواری وو نگهداری استفاده می کردند و دولت اسپانیا از این اسب به عنوان ابزاری دیپلماتیک بهره می برد. در قرن نوزدهم میلادی تعداد این اسب ها به علت جنگ، بیماری و آمیزش با اسب های نژادهای دیگر به میزان چشمگیری کاهش پیدا کرد، و با اینکه در اواخر قرن نوزده تلاش هایی برای بازیابی این نژاد صورت گرفت اما این روند کاهشی تا اوایل قرن بیستم ادامه یافت. صادرات اسب آندلوسی تا دهه 1960 ممنوع شد، اما از آن زمان به بعد این نژاد در سراسر جهان گسترش یافت – اگرچه تعداد جمعیت این اسب هنوز محدود است. در سال 2003 بیش از 75000 راس اسب آندلوسی زنده در کل جهان به ثبت رسیده است.
اسب آندلوسی یال و دم پرپشت، بلند، محکم و ضخیم و در عین حال زیبا و با شکوهی دارد. رنگ غالب این نوع اسب خاکستری است، اگرچه به رنگ های متعدد دیگری هم دیده می شود. اسبهای آندلوسی به داشتن هوش زیاد، حساسیت فوق العاده و تعلیم پذیری معروفند. اسب های مختلفی تحت عنوان آندلوسی یا PRE با هم رقابت می کنند، اما از نظر تعریف نژاد آندلوسی و PRE، خلوص نژادی و مشروعیت مالکیت نسب نامه با هم تفاوت دارند. حداقل یک پرونده قضایی از سال 2010 برای تعیین مالکیت نژادنامه PRE اسپانیایی در حال فعالیت است.

اسب اندلوسی ارتباط نزدیکی با اسبهای لوسیتانوی پرتغالی دارد، و برای تولید بسیاری از نژادهای دیگر نیز، به ویژه در اروپا و آمریکا، مورد استفاده قرار گرفته است. نژادهایی که اجداد اندلوسی دارند شامل بسیاری از اسب های خونگرم اروپا و همچنین نژادهای نیمکره غربی مثل آزتک می باشند.
اسب نژاد اندلوسی در طول قرن های رشد و پرورش به خاطر قدرت و بنیه خوبش مورد توجه بوده است. این اسب ها در ابتدا برای درساژ کلاسیک، درایوینگ، گاوبازی، و کار مورد استفاده قرار می گرفتند. اسب های اندلوسی امروزی برای فعالیت های متعدد سوارکاری از جمله درساژ، پرش نمایشی و درایوینگ مورداستفاده قرار می گیرند. از این اسب به وفور در فیلم های سینمایی و به ویژه در عکس های تاریخی استفاده می شود و در آثار حماسی تخیلی نیز آنها را زیاد می بینیم.

ویژگی های اسب اندلوسی
اسبهای آندلوزین یا اندلوسی با قد بین 157 تا 168 سانتی متر اسبهایی زیبا با ترکیبی قدرتمند هستند. سر اسب اندلوسی طول متوسط و نیمرخی تقریبا صاف با اندکی برآمدگی دارد. نیمرخ های بیش از حد محدب و مقعر در مورد این نژاد مقبول نیست و در نمایشگاه های نژادهای اسب به عنوان یک نکته منفی در نظر گرفته می شود. گردن اسب اندلوسی بلند و پهن است و به سر کتف خوش تراشی ختم می شود. اسب اندلوسی سینه پهن، پشت کوتاه، ران های پهن و قدرتمند، و کفل کاملا گرد دارد. پاهای این نوع اسب معمولا تمیز است و احتمال وجود عیب و ایراد یا آسیب در ناحیه پاهایش نادر است. دم و یال اسب اندلوسی پرپشت و بلند است، اگرچه پاهایش موی اضافی ندارد. اسب های اندلوسی غالبا رام و مطیع اما در عین حال باهوش و حساس هستند. وقتی با احترام با آنها رفتار شود، سریع یاد می گیرند، به خوبی واکنش می دهند وهمکاری خوبی با انسان دارند.
وقتی برای اولین بار اسب اندلوسی پرورش داده شد بیشتر رنگ های معمول اسب در آن دیده می شد، از جمله حالت خالدار. اما امروزه حدود 80 درصد اسب های اندلوسی به رنگ خاکستری هستند. از 20 درصد باقیمانده، تقریبا 15 درصد کهر و 5 درصد مشکی، سمند، پالومینو (طلایی) یا کرنگ هستند. رنگ های دیگر مثل برنزه یال و دم مشکی (buckskin)، صدفی، یا بور (بدن کرم رنگ با پوست صورتی و چشمان آبی یا توسی) در اندلوسی ها به ندرت روی می دهد، اما رنگ هایی است که برای مرکز بین المللی اسب اندولزین و لوسیتانو مورد قبول است.
حرکات اسب اندلوسی وسیع، بلند، وزین و آهنگین و هماهنگ بوده، و حرکت رو به جلو و دایره وار کامل او با هم در تعادل است. استانداردهای ثبت این نژاد اسب، بلند نکردن کامل دست و پا، آهنگ نامنظم حرکات، و گوشه رفتن های اضافی (حرکات جانبی پاها از ناحیه زانو به پایین) را در مورد این نژاد مورد قبول نمی داند. اسب های اندلوسی به خاطر چابکی و سرعت یادگیری حرکات دشوار مثل مجموعه های حرکتی پیشرفته یا گرداندن کفل معروفند.
یک مطالعه در سال 2001 به مقایسه ویژگی های حرکتی اسب های اندلوسی، عرب و انگلو عرب در حالت یورتمه پرداخت. در این مطالعه معلوم شد که اسب های اندلوسی حرکت اُورترک را کمتر بکار می برند (میزان کمتر قرار گرفتن پای پشت در جلوی جای سم پای جلو) اما انعطاف بیشتری در مفاصل هر دو پای پشت و جلو نشان می دهند، و حرکات آنها با نحوه راه رفتن بلند و با وقار مخصوص این نژاد همخوانی دارد. مولفین این مطالعه اینگونه نظر دادند که این نحوه حرکت در حالت یورتمه اسب های این نژاد می تواند در موفقیت آنها به عنوان یک اسب مخصوص سوارکاری و درساژ تاثیرگذار باشد.
تاریخچه نژاد اسب اندلوسی
پرورش اولیه
“نجیب ترین اسب جهان، زیباترین اسبی که می تواند وجود داشته باشد. روحیه ای قوی و شوق فراوان دارد و بسیار مطیع است؛ باوقارترین یورتمه و بهترین حرکات را در یورتمه دارد، چهار نعلش شکوهمندترین است، و دوست داشتنی ترین و آرام ترین اسبهاست؛ مناسب ترین اسب برای یک پادشاه در روزهای شادی اش.
ویلیام کاوندیش، دوک نیوکاسل، 1667
نژاد اسب اندلوسی از اسب های ایبری اسپانیا و پرتغال به وجود آمده است و نامش از محل نشات گرفتن این نژاد، ناحیه اسپانیایی اندالوزیا (اندلوس)، برگرفته شده است. نقاشی های غارها نشان می دهد در منطقه ایبرین پنینسولا از 20000 تا 30000 سال قبل از میلاد اسب وجود داشته است. با اینکه رای دو آندرید، تاریخ شناس پرتغالی، این فرضیه را مطرح کرد که نژاد باستانی سورایا از اجداد نژادهای ایبریایی جنوبی و از جمله اسب اندلوسی بوده است، اما مطالعات ژنتیک با استفاده از DNA میتوکندری نشان می دهد اسب سورایا بخشی از شاخه ژنتیک است که از بیشتر نژادهای ایبریایی کاملا مجزاست.
در طول تاریخ نژادهای اسب ایبریایی تحت تاثیر افراد و فرهنگ های بسیار متنوعی قرار گرفته اند که منطقه اسپانیا را به اشغال درآورده بودند، از جمله اقوام سلت، قرطاجیان (حوالی تونس)، رومیان، قبیله های مختلف آلمانی و مغربی ها. اسب ایبرین از زمانهای قدیم (450 سال قبل از میلاد) به عنوان یک اسب جنگی توانمند شناخته می شد. بررسی هایی که روی DNA میتوکندری اسب اندلوسی امروزی ایبرین پنینسولا و اسب بارب آفریقای شمالی انجام شد شواهد متقاعد کننده ای مبنی بر این ارائه کرد که هردو نژاد از تنگه جبل الطارق عبور کرده اند و برای پرورش اسب ا هم آمیخته شده اند که باعث شده بر خط خونی یکدیگر تاثیر بگذارند. بنابراین نژاد اندلوسی می تواند اولین اسب “خونگرم” (warmblood) اروپایی بوده باشد؛ ترکیبی از اسب های سنگین اروپایی و اسب های سبکتر شرقی. بعضی از قدیمی ترین نسب نامه های تاریخ ثبت شده اروپا توسط راهبان کارتوزین حفظ شد که قرن 13 میلادی آغاز آن است. از آنجا که این راهبان می توانستند بخوانند و بنویسند، و بنابراین قادر بودند اطلاعات دقیقی را حفظ کنند، بعضی از نجیب زادگان – به ویژه در اسپانیا – مسئولیت پرورش اسب را به آنها می دادند. مزارع پرورش اسب اندلوسی در اواخر قرن 15 میلادی در صومعه های کارتوزین در شهرهای شری (شهری قدیمی در اندلوس)، سویل و کازلا شکل گرفت.
کارتوزی ها در اندلوس با استفاده از اسب های اصیل ژن اسپانیایی، اسب هایی قدرتمند و سنگین برای حکومت کاستیل تولید کردند. تا قرن 15 میلادی اسب اندلوسی تبدیل به یک نژاد مجزا شد، و برای تولید نژادهای دیگر اسب مورد استفاده قرار می گرفت. این اسب ها برای استفاده سواره نظام نیز مورد توجه ویژه بودند. با اینکه در قرن های 16 و 17 میلادی اسب های اسپانیایی هنوز به شکل نهایی اسب اندلوسی امروزی نرسیده بودند، ویلیام کاوندیش، دوک نیوکاسل، اسب اسپانیایی اندلس را “شاهزاده” دنیای اسب ها نامید، و اعلام کرد که این اسب ها “به طرز تکان دهنده ای باهوشند”. اسب ایبریایی تبدیل به “اسب سلطنتی اروپا” شد و در بسیاری از دربارها و آکادمی های سوارکاری، از جمله موسسات اتریش، ایتالیا، فرانسه و آلمان دیده می شد. در آغاز قرن 16 میلادی، در دوره های چارلز پنجم (1500-1558) و فیلیپ دوم (1556-1581)، اسب های اسپانیایی بهترین اسب های جهان دانسته می شدند. حتی در اسپانیا اسب های با کیفیت عمدتا تحت مالکیت طبقه ثروتمندان بودند. در طول قرن شانزدهم تورم و افزایش نیاز به اسبهای کاری و نظامی باعث شد قیمت اسب ها تا حد زیادی بالا رود. اسب های اندلوسی که همیشه گران قیمت بود حتی از این هم گران تر شد، و اغلب پیدا کردن اسب این نژاد برای خرید به هر قیمتی ناممکن بود.
انتشار نژاد اسب اندلوزین
دولت اسپانیا اسب های اسپانیایی را به عنوان ابزاری دیپلماتک نیز در حد گسترده پرورش و انتشار داد، که هم اسب ها و هم حقوق صادرات را برای شهروندان نظر کرده و همچنین برای دیگر اعضای سلطنتی به همراه داشت. در آغاز قرن 15 میلادی، اسب اسپانیایی در حد وسیعی در سرتاسر منطقه مدیترانه انتشار پیدا کرد و در کشورهای اروپای شمالی شناخته شد، اگرچه در آنجا داشتن این نوع اسب نامعمول تر و پرهزینه تر بود. با گذشت زمان پادشاهان سراسر اروپا، از جمله تک تک پادشاهان فرانسه از فرانسیس اول تا لویی شانزدهم، پرتره هایی سوار بر اسب های نوع اسپانیایی از خود تهیه کردند. پادشاهان فرانسه، از جمله لویی سیزدهم و لویی چهاردهم، علاقه خاصی به اسب اسپانیایی داشتند؛ مسئول اصطبل هنری چهارم، سالمون دو لا برو، در سال 1600 گفت: “من از میان بهترین اسبها مقام برتر را به اسب اسپانیایی می دهم، چون این اسب زیبا ترین، نجیب ترین، با وقارترین و جسورترین اسبهاست.”
در قرن 12 میلادی واردات اسب های جنگی از اسپانیا و پرتغال به انگلستان آغاز شد، و این واردات تا قرن پانزدهم ادامه داشت. تا سال 1576، اسب های اسپانیایی یک سوم اسب های پرورشی سلطنتی انگلیس را در مالمزبری و تاتبری تشکیل می دادند. قرن 17 میلادی اوج محبوبیت اسب های اسپانیایی در انگلستان بود؛ زمانی که اسب ها به صورت آزاد از اسپانیا وارد می شدند و تبادل آنها بین خانواده های سلطنتی به عنوان هدایا معمول بود. با پیدایش نژاد اسب توبرد، پس از نیمه دوم قرن 18 میلادی علاقه مردم به اسب اسپانیایی کاهش پیدا کرد. فاتحان اسپانیایی قرن شانزدهم اسب اسپانیایی سوار می شدند، به ویژه اسبایی که متعلق به اندلوس بودند، و اسب های اندلوسی امروزی از همین نژاد اصیل نشات گرفته اند. آغاز قرن 16 (سال 1500 میلادی) اسب های اسپانیایی در مزارع پرورش اسب سانتو دومینگو وجود داشتند، و این سرآغاز تولید نژادهایی از اسب اسپانیایی بود که در آمریکای شمالی و جنوبی وجود دارند. بسیاری از کاوشگران اسپانیایی قرن 16 به بعد، اسب های اسپانیایی را برای استفاده به عنوان اسب جنگی و بعدها نیز برای پرورش اسب با خود همراه می کردند. تا سال 1642، اسب اسپانیایی به اصطبل های شاهزاده جورج راکوزی ترنسیلوانیایی در مولداویا رسید.

دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ۹ شهریور ماه میزبان ۱۱ نفر از اعضا سندیکای دامپزشکی، نمایندگان مجلس، صنعت داروسازی و مدیران ارشد امور دامپزشکی از کشور سوریه بود. به نقل از روابط عمومی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، از این دیدار یک روزه با هیأت رئیسه و مسؤلین دانشکده دامپزشکی، در سالن شورای دانشکده برگزار شد و در ادامه از سایر بخش های دانشکده و مؤسسه پژوهشی امین آباد بازدید به عمل آمد.

در پایان این نشست، هر دو طرف خواستار همکاری دوجانبه در زمینه علمی پژوهشی و اجرایی رشته دامپزشکی شدند و مقرر شد در آینده نزدیک با انعقاد تفاهم نامه در زمینههای مورد بحث همکاری دو جانبه صورت پذیرد.

بیشترین کاهش جمعیت دانشجویان با ۴۷ درصد کاهش متعلق به رشته کشاورزی و دامپزشکی است!
در کنار تغییرات اندک گروه پزشکی بیشترین کاهش جمعیت دانشجویان محصل را میتوان در رشته کشاورزی و دامپزشکی با کاهش ۴۷ درصدی دید، پس از آن، گروههای فنی و مهندسی با ۳۴.۸ درصد، علوم پایه با ۲۵.۴ درصد و علوم انسانی با ۲۱.۱ درصد بیشترین کاهش را در گروههای جمعیتی خود تجربه کردهاند.
به نقل از نسیم آنلاین، از یکی از موضوعاتی که از ابتدای برنامه عصر جدید جلبتوجه کرد، درخشش محمد زارعی بود؛ نوجوانی که ترجیح داده به سمت علایقش برود تا آنکه بخواهد در سیستم آموزشی درگیر درسهایی شود که به قول او فایدهای برایش ندارند. حضور او در تلویزیون و درخشش او، دوباره نگاهها را به سمت سیستم آموزشی کشور سوق داد.
هرچند بیشتر انتقادات پس از دیدن زارعی به سمت آموزشوپرورش کشیده شد، اما آموزش عالی و وزارت علوم نیز از این انتقادات بیبهره نماندند، انتقاداتی که سالهاست به خاطر افزایش بیکاری و ناکارآمدی، دانشگاهها برای برطرف کردن مشکلات کشور با آن روبهرو هستند. به نظر میرسد بازار عرضه و تقاضا به هم خورده است و حال دیگر این داوطلبان ورود به دانشگاهها هستند که تمایلی برای ورود به سیستمی که امیدی به خروجی آن ندارند و ترجیح میدهند سرنوشت خود را در جایی جز رشتههای وزارت علوم دنبال کنند.
کاهش 35 درصدی دانشجویان فنی و مهندسی
آمار دانشجویان در سالهای اخیر نشاندهنده تغییرات مهمی در روند تحصیلات تکمیلی کشور است.
در سال تحصیلی 93-92 تعداد کل دانشجویان ایران در بیشترین حد خود یعنی چهار میلیون و 803 هزار و 37 نفر بوده است. از این جمعیت، تعداد 248 هزار و 802 نفر پزشکی، دو میلیون و 149هزار و 58 نفر علوم انسانی، 290 هزار و 668 نفر علوم پایه، یک میلیون و 577 هزار و 331 نفر فنی و مهندسی و 236 هزار و 973 نفر در رشتههای کشاورزی و دامپزشکی تحصیل کردهاند.
اما از سال تحصیلی 93-92 با کاهش جمعیت دانشگاهی روبهرو بودهایم، بهصورتی که جمعیت کل دانشجویان کشور در سال تحصیلی 97-96 به سه میلیون و 616 هزار و 114 نفر میرسد و در کمتر از پنج سال سیستم آموزشی کشور بیش از یک میلیون نفر از جمعیت دانشجویان درحال تحصیل خود را از دست داده است.
این کاهش جمعیت به صورت ناهمگون و بیشتر برای رشتههای غیرپزشکی رخ داده است. درحالی که جمعیت دانشجویی کشور در سال 97-96 نسبت به سال 93-92 بیش از هفت درصد کاهش داشته است، رشته پزشکی تنها کاهش 2.7 درصدی از دانشجویان را تجربه میکند.
این درحالی است که میتوان این تغییرات اندک را تنها نتیجه سیاستها یا تغییرات کوتاهمدت در تصمیمات دانشگاهی دانست، چراکه در سال تحصیلی 96-95 میزان جمعیت دانشجویی کشور حتی افزایش جمعیتی 1.1 درصدی را تجربه کرده و جمعیت آن به 251 هزار و 722 نفر یعنی بیشترین حد خود در 30 سال اخیر میرسد.
در کنار تغییرات اندک گروه پزشکی بیشترین کاهش جمعیت دانشجویان محصل را میتوان در رشته کشاورزی و دامپزشکی با کاهش 47 درصدی دید، پس از آن، گروههای فنی و مهندسی با 34.8 درصد، علوم پایه با 25.4 درصد و علوم انسانی با 21.1 درصد بیشترین کاهش را در گروههای جمعیتی خود تجربه کردهاند.
کاهش 24 درصدی جمعیت دانشجویان کشور در این سالها درحالی است که تنها 14 درصد از داوطلبان کنکور سراسری بین سالهای 92 تا 96 کاهش پیدا کرده است و این موضوع نشاندهنده تغییر علایق داوطلبان برای تحصیل در رشتههای وزارت علوم است، چراکه جمعیت دانشجویان وزارت بهداشت تغییر نکرده است.
بیکاری اولین دلیل فرار از رشتههای غیرپزشکی
اولین دلیل برای عبور از رشتههای فنیومهندسی، علوم پایه و علوم انسانی را میتوان ناشی از افزایش ناامیدی نسبت به آینده شغلی این رشتهها دانست. نگاهی به رشته فنی و مهندسی نشان میدهد طی 10 سال اخیر بیکاری در این گروه درسی 176 درصد رشد داشته و جمعیت بیکار فارغالتحصیلان فنیومهندسی از 117 هزار و 717 نفر بیکار در این رشته به 325 هزار و 437 نفر در سال 96 رسیده است.
این درحالی است که رشتههای علوم انسانی نیز وضعیت خوبی در این سالها نداشتهاند؛ برای مثال بیکاری در رشته حقوق، رشته پرطرفدار علوم انسانی در 10 سال اخیر رشدی 469 درصدی داشته است. همین موضوع باعث شده در کنار افزایش بیکاری، تمایل به تحصیل در رشتههای تحتنظر وزارت علوم کاهش یابد و به تبع افزایش بیکاران، درنتیجه داوطلبان از خیر درس خواندن در این گروههای درسی بگذرند.
تضعیف روند علمی با فرار نخبگان به علوم پزشکی
یکی دیگر از مشکلاتی که باعث قهر دانشجویان با وزارت علوم شده، اشکال در سیستم آموزشی این وزارتخانه است، جدایی صنعت و دانشگاه و تفکیک این دو از یکدیگر در کنار پرداختن صرف به مسائل نظری باعث شده رشتههای این دانشگاهها نتوانند بازار کار مطلوب خود را به وجود بیاورند و به دلیل فاصله این دانشگاه و جامعه از یکدیگر عملا سوالهای جامعه از دانشگاه بیپاسخ مانده است.
همین موضوع را میتوان نتیجه فرار نخبگان از دانشگاههای وزارت علوم به سمت وزارت بهداشت دانست. تغییر رشته دانشجویان دانشگاههای برتر و سرنوشت افرادی مانند محمد احمدی رتبه 2 منطقه 3 رشته ریاضی در کنکور 91 و دانشجوی مهندسی برق دانشگاه صنعتیشریف که درنهایت ترجیح میدهد پس از چهار سال به دنبال قبولی پزشکی، در کنکور تجربی شرکت کرده و رتبه اول این گروه را کسب کند؛ یکی از این نمونههاست. احمدی پیرامون سیستم آموزشی و جدایی دانشگاه و جامعه از یکدیگر در گفتوگویی میگوید: «انزوای مهندسی و ارتباط مردمی و اجتماعی محدود آن، برای من تا حدی عذابآور بود.» این نوع تصمیمگیری البته محدود به احمدی نبوده است و در این سالها بارها از شرکت نخبگان فنی کشور در رشتههای تجربی شنیدهایم.
گروههای علوم پایه نیز در این سالها با کاهش ۲۵.۴ درصدی جمعیت دانشجویی خود نگرانیهایی را برای کند شدن روند علمی کشور به وجود آورده است. علوم پایه که بهعنوان لوکوموتیو علم شناخته میشود در ایران به دلایل مشکلات دانشگاهها رشتهای بدون کارکرد شناخته میشود. نگرانیها از آینده علمی کشور به سبب کم شدن علایق دانشجویان برای تحصیل در رشتههای علوم پایه باعث شد رهبر انقلاب در 20 خردادماه سال 97 با ابراز نگرانی از سرنوشت رشتههای علوم پایه در دیدار با اساتید دانشگاه گفتند: «بعضی رشتهها در غربت قرار گرفتهاند. آماری که به من دادهاند، نشان میدهد که مثلا حدود 50 درصد داوطلبان کنکور رشته ریاضی که رشته بسیار مهمی است، کاهش پیدا کرده؛ این برای آینده کشور خطرناک است. ما این رشتههای مهم علوم پایه را- بهخصوص مثل ریاضی یا فیزیک را- برای آینده لازم داریم. اگر چنانچه داوطلبان اینها کم باشند و هجوم بشود به رشتههای درآمدزا که حالا یک پولی و شغلی بلافاصله در اختیار انسان میگذارد، این [موجب] مشکل است. عوارض این عدمتوازن را بایستی دستگاههای دانشگاهی حتما جبران و درست کنند.»
این نگرانیها زمانی اهمیت خود را نشان میدهد که در نظام ارزیابی شانگهای که مربوط به دانشگاههای جهان است، دانشگاه تهران هرچند توانسته رتبه نخست را بین دانشگاههای ایرانی کسب کند، اما کیفیت آموزشی این دانشگاه در این ارزیابی کاهش پیدا کرده است. این درحالی است که دانشگاههای علوم پزشکی در سایه جذب نخبگان کشور در همین بازه زمانی در این رتبهبندی موفقیت خوبی داشتهاند.
قهری که به ضرر کشور است.
تمایل بیش از 50 درصدی داوطلبان کنکور به رشتههای تجربی و بالاخص پزشکی و از طرفی دیگر کاهش جمعیت دانشجویان رشتههای فنی و مهندسی، علوم پایه و علوم انسانی، باعث نگرانیهایی برای آینده پژوهشی کشور شده است، اما این نگرانی را نه در تمایل داوطلبان بلکه باید در نظام آموزشی دانشگاههای وزارت علوم دید.
فاصله دانشگاههای تحتنظر وزارت علوم و فاصله این دانشگاهها نسبت به دانشگاههای حل مساله که بتوانند مسائل جامعه را برطرف کنند، تمایل داوطلبان به تحصیل در این دانشگاهها را کاهش داده است و برای حل این مشکل این دانشگاهها هستند که باید نظام آموزشی خود را تغییر دهند.