آتش‌سوزی در استرالیا؛ حدود ۴۸۰ میلیون حیوان تلف شده‌اند

بر اساس بررسی پژوهشگران دانشگاه سیدنی، تاکنون حدود ۴۸۰ میلیون حیوان از گونه‌های مختلف، در نتیجه‌ی آتش‌سوزی مناطق جنوب شرقی سوخته و تلف شده‌اند. پژوهشگران اعلام کرده اند که آمار تلفات حیوانات، افزایش خواهد یافت.

دولت استرالیا، از حدود صد هزار نفر از ساکنان مناطقی که با تهدید آتش‌سوزی روبه‌رو اند، خواسته است تا خانه‌های خود را ترک کنند.

دولت استرالیا، به دلیل آن که شعله‌های آتش در برخی از مناطق جنوب شرقی این کشور مهارناپذیر است، در ایالت نیوساوت‌ولز که پرجمعیت‌ترین منطقه است، وضعیت اضطراری اعلام کرده است.

آتش‌سوزی‌های جنگلی، بخش‌های وسیعی از استرالیا را در بر گرفته و وزش باد، خطر گسترش آن را در دو روز آخر هفته افزایش داده است.

خبرگزاری رویترز، گزارش داده است که ده‌ها هزار نفر از ساکنان مناطقی که در محاصره‌ی آتش اند، از روز شنبه (۱۴ جدی) منازل خود را ترک کردند و به سمت سایر شهرها رفتند.

تاکنون ۶ میلیون هکتار از جنگل‌های جنوب شرقی استرالیا، آتش گرفته است.

اسکات موریسون، نخست‌وزیر استرالیا، گفته است که بر اساس آخرین آمار، ۲۳ نفر در پی آتش‌سوزی جاری در این کشور جان باخته اند.

با این حال، بر اساس بررسی پژوهشگران دانشگاه سیدنی، تاکنون حدود ۴۸۰ میلیون حیوان از گونه‌های مختلف، در نتیجه‌ی آتش‌سوزی مناطق جنوب شرقی سوخته و تلف شده‌اند. پژوهشگران اعلام کرده اند که آمار تلفات حیوانات، افزایش خواهد یافت.

بر اساس گزارش رسانه‌های خارجی، تاکنون ۱۵۰۰ خانه در مناطق درگیر آتش‌سوزی، به خاکستر مبدل شده و امکان افزایش این آمار وجود دارد.

شدت تخریب آتش‌سوزی در جنوب شرق استرالیا، به حدی گزارش شده که تا پیش از آغاز سال‌نو میلادی، چند شهر در ایالت‌های نیوساوت‌ولز و ویکتوریا، با خاک یک‌سان شدند.

وضعیت وخیم استرالیا بعد از آتش سوزی

​انقراض بیش از سی گونه گیاهی و جانوری و مرگ بیش از نیم میلیون گونه مختلف حیوانی تنها گوشه‌ای از فاجعه ای‌ است که طی روز‌های گذشته در استرالیا رقم خورده است.

به گزارش اقتصاد نیوز و به نقل از تابناک، اکنون کافی است به این آمار و ارقام، کشته شدن ۲۳ تن بر اثر این حریق هولناک و همچنین از دست رفتن حدود ۶ میلیون هکتار جنگل را اضافه کنیم تا ابعاد فاجعه بیشتر برایمان مشخص شود؛ فاجعه‌ای که تنها مساحتی حدود وسعت کشور بلژیک یا گرجستان را از جنگل‌های کره خاکی حذف کرده است.

به این فهرست، رقم خوردن حریق در یکی از مناطق گرم و خشک کره خاکی را باید افزود که حالا نقش تشدید کننده بحران را ایفا می‌کند، چون حریق موجب شده دمای هوا در مناطق جنوبی استرالیا به شدت بالا رفته و به مرز ۴۸.۵ درجه هم برسد و هم اطفای حریق به شدت دشوارتر شود و هم استعداد بیشتری برای تداوم حریق و از بین رفتن گیاهان فراهم آید.

به این صورت که هوای گرم امکان سوختن گیاهان زنده را فراهم می‌کند و بعد حریق کارشان را یکسره می‌کند و مقابله با آن هم به دلیل شعله‌های سوزان و دشواری کار برای انسان در این گرمای تابستانی، به شدت دشوار می‌شود و چاره‌ای نمی‌ماند جز تخلیه مناطقی که آتش در حال سرایت به آنهاست.

البته قصه استرالیا و حریق هولناکی که به جانش افتاده محدود به این نکات نیست و می‌توان نکاتی مانند رایج بودن ساخت منزل با چوب در این خطه را هم مورد اشاره قرار داد یا حتی پا را فراتر از این کشور گذاشت و به آلودگی‌هایی که به کشور‌ها و جزیره‌های همسایه استرالیا رسیده و تنفس را برای مردم دشوار کرده هم اشاره نمود.

این نکته آنقدر مهم است که می‌شود به تصاویر گرفته شده از فضا اشاره کرد و یادآور شدریال دودی که ساکنان ایستگاه فضایی بر فراز قسمت‌های جنوبی استرالیا می‌بینند، به زودی روانه نقاط مختلف جهان خواهد شد و آثار سویی -ولو اندک- به دنبال خواهد داشت؛ بلایی که شاید در قیاس با حذف چندین میلیون هکتار جنگل از کره خاکی قابل اغماض باشد

البته همه این موارد تنها یک روی ماجرایی است که در کشور کوآلا‌ها و کانگورو‌ها در حال وقوع است و روی دیگر آن، بسیج همگانی و فراگیری است که برای مقابله با حریق گسترده صورت گرفته و می‌کوشد اگر اطفای حریق ممکن نیست، سرعت رشد آن را کند کرده و آسیب‌های ناشی از آن را کاهش دهد و در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذاری نمی‌کند.

از به کارگیری تکنولوژی‌های مختلف گرفته تا گسیل ارتش و نیروی انسانی به کانون‌های بحران و تلاش برای جلب توجه جامعه بین المللی به ماجرا و دریافت هرگونه کمک از ایشان برای پایان دادن به این فاجعه، از ساعات ابتدایی شکل گیری فاجعه، تکاپویی در استرالیا به راه افتاده که مرز‌های این کشور را در نوردیده و موجب شده مهار حریق این کشور به دغدغه‌ای جهانی بدل شود.

نکته‌ای که در نگارش این مطلب نیز متبلور شده، با این یادآوری که هدف از بازخوانی وضعیت این روز‌های استرالیا، یادآوری بلایی است که در کمین جنگل‌های کشورمان نشسته و هرساله برش‌های بزرگی از آن را می‌بلعد و نابود می‌کند، در حالی که تلاش مسئولان برای مهارش در بهترین حالت به توزیع بیل میان دلسوزانی که برای اطفا حریق پا پیش گذاشته اند محدود می‌شود!

قیاسی که دردناک‌تر می‌شود اگر به یادآوریم گونه‌های حیات وحش کشورمان به دلایلی ساده‌تر از چنین حریق‌هایی در حال نابودی و انقراض هستند؛ از شیوع یک ویروس تا هوس معاون رئیس جمهور برای تغییر قوانین و فروش پروانه شکار در مقیاس انبوه، آن هم بعد از چندین سال ممنوعیت شکار که برای رهاندن گونه‌ها از انقراض تصویب و اعلام شده بود!

تصمیمات عجیب و غریبی که موجب نمی‌شود هیچ مسئولی مورد بازخواست قرار گیرد، حتی اگر درباره عبور خط لوله عظیم از دل جنگل‌های ثبت جهانی و چندهزار ساله باشد و یا ساخت سدی که بخشی از این میراث کهن را غرق خواهد کرد یا فراتر از آنها، انتقال آب دریا به کویر و هر پروژه عجیب و غریب دیگری. پروژه‌هایی که برای رقم زدنشان اعداد و ارقام هنگفتی هزینه می‌شود، اما سهم جنگل‌ها از آن‌ها در مواقع حریق هم بیش از چند بیل نیست!

اتفاقاتی که رقم زننده آن‌ها مسئولانی هستند که بی شک در آینده بار‌ها و بار‌ها از وضعیت این روز‌های استرالیا برایمان خواهند گفت و تاکید خواهند کرد که اگر فلان گونه جانوری یا گیاهی منقرض شد، آب بهمان رود با چند دخل و تصرف شور شد، جنگل‌های وسیعی سوخت و یا غرق شد و یا به هر دلیل دیگر از بین رفت، آلودگی هوا اوج گرفت و جان شمار زیادی را ربود و...، همه ناگزیر بوده و حتی استرالیا هم نتوانسته مقابلشان بایستد و مانع از رقم خوردنشان شود!

مدیرانی که برایشان اهمیت ندارد آلودگی هوا از کجا نشات می‌گیرد یا منشا دیگر آسیب‌ها کجاست و این را بار‌ها و بار‌ها به اشکال مختلف ثابت کرده اند و با کمال تاسف قرار است در آینده از استرالیا برایمان سخن بگویند و یادآور شوند که قهر طبیعت بسیار جدی و قدرتمند است و بشر یارای مقابله با آن را ندارد؛ پس ما مردم باید مراقب باشیم گلی از باغچه نچینیم و خوب باشیم!

دنیا بدون حیوانات چه شکلی است؟

سیناپرس/ حیوانات نیز مانند انسان‌ها حق زندگی دارند اما ما این حق را از آنها گرفته‌ایم؛ گویا فقط خودمان باید از تمام نعمت‌های خداوند روی زمین بهره ببریم این تفکر خودخواهانه باعث شده تا حیوانات در سراشیبی شدید انقراض قرار گیرند.

هر چند از سال ۱۹۹۸ تعدادی از فعالان و کنشگران موفق شدند تا حقوق حیوانات را گوشزد کنند و در تقویم جهانی یک روز را به این موضوع اختصاص دهند اما شرایط کنونی حیوانات نشان می‌دهد که در عمل چندان هم موفق نبوده‌اند.

می توانید دنیا را بدون حیوانات و یا گیاهان تصور کنید؟ چنین دنیایی چه رنگی و چگونه خواهد بود؟ دنیایی بدون رنگ و صداهای جورواجور، تصورش هم ترسناک است؛ اما گویا برخی انسان ها ترسی از چنین دنیایی ندارند و یا شاید بهتر است بگوییم درکی از آن ندارند چون اگر غیر از این بود کمر به قتل و نابودی زیستمدان کره خاکی نمی بستند.

اواخر خردادماه امسال بود که فیلمی از کشته شدن یک قلاده توله خرس در سوادکوه در فضای مجازی پخش شد در این فیلم دیده می‌شود که توله خرسی مورد تهاجم عده‌ای از انسان‌ها قرار گرفته و آنها با پرتاب سنگ سعی در آزار و اذیت حیوان بی‌گناه دارند حیوانی که یا شاید راهش را گم کرده بود و یا شاید از بلندی لغزیده بود، حیوان زبان بسته تلاش می‌کرد خودش را نجات دهد اما در نهایت به دست این موجودات خودخواه سنگسار شد و جانش را از دست داد.

جالب‌تر اینکه چندی پیش دادگاه متخلفان را تبرئه کرد هر چند محیط زیست سوادکوه درخواست تجدیدنظر داد اما از همین حکم می‌توان فهمید که حیوانات در کشور ما چه حق و حقوقی دارند.

از سوی دیگر انقراض دامن حیوانات را گرفته که البته آنهم ریشه در رفتارهای انسان‌ها دارد، صندوق جهانی طبیعت( WWF) نرخ انقراض گونه ‌ها را سالانه معادل یک دهم تا یک صدم درصد تخمین زده است، اگر دست پایین این آمار یعنی یک صدم درصد رقمی واقعی باشد، به آن معنا خواهد بود که به عنوان مثال از مجموع تقریبی ۲ میلیون گونه مختلفی که بر روی کره زمین زیست می‌کنند، هر ساله بین ۲۰۰ تا ۲۰۰۰ گونه برای همیشه منقرض و از صفحه روزگار محو می ‌شوند.

این در حالی است که بسیاری از کارشناسان امر وضعیت سلامت روان یک جامعه را با وضعیت محیط زیست آن از جمله شرایط حیوانات و گیاهان مرتبط می‌دانند و معتقدند اگر مردم برای حیات حیوانات حرمت قائل شوند، قطعا به همدیگر نیز احترام می‌گذارند.

در این میان، عواملی مانند شکار بی‌رویه، جاده‌سازی، تخریب زیستگاه، قاچاق و حتی تغییر اقلیم نیز حیات حیوانات را تهدید می‌کند به طوری که بر اساس اعلام سازمان حفاظت محیط زیست به استناد گزارش اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)، حدود ۷۴ گونه از رده‌های مختلف جانوری در ایران در حال انقراض هستند و در فهرست قرمز این اتحادیه جهانی جای گرفته‌اند. مطابق همین گزارش، اگر برای حفاظت از گونه‌های ارزشمند و در معرض خطر ایرانی مانند گورخر، یوزپلنگ، خرس سیاه و گوزن زرد اقدام لازم صورت نگیرد به زودی و در آینده‌ای نه چندان دور شاهد انقراض آنها نیز خواهیم بود.

می‌دانیم که وضعیت گونه‌های حیوانی در جهان خوب نیست و با شتاب زیادی در سراشیبی انقراض قرار گرفته‌اند؛ با توجه به اهمیت موضوع سازمان ملل متحد دهم دسامبر برابر با ۱۹ آذرماه را روز جهانی حقوق حیوانات یا IARD نامگذاری کرد، این روز از سال ۱۹۹۸ توسط فعالان و کنشگران حقوق حیوانات گرامی داشته می‌شود.

نامگذاری یک روز به عنوان «حمایت از حقوق حیوانات» نشان می‌دهد که حیوانات در سراسر دنیا وضعیت خوبی ندارند و بنا به اعتقاد فعالان محیط زیست و کارشناسان امر این وضعیت در ایران بدتر است البته در ایران قانون حمایت از حیوانات تهیه شده اما به اعتقاد عبدالرضا باقری فردی که بیش از ۲۰ سال است در زمینه حقوق حیوانات فعالیت می‌کند؛ قوانین زیبایی در کشور وجود دارد اما یک گام آن طرف‌تر اجرای آنهاست که در کشور ما به خوبی انجام نمی‌شود.

وی روز سه‌شنبه در گفت و گو با ایرنا درباره وضعیت حقوق حیوانات در کشور گفت: اگر به حکم اخیر دادگاه برای مجرمانی که با سنگ‌پراکنی موجب تلف شدن یک توله خرس در سوادکوه شدند نگاه کنیم به حقوق حیوانات در ایران پی می‌بریم، در واقع تبرئه شدن مجرمان نشان می‌دهد که حیوانات چقدر حق و حقوق دارند.

وی افزود: با این حساب درباره حقوق حیوانات در جامعه ما تقریبا می‌شود گفت که هیچ حقوقی ندارند، البته امروزه تا حدودی به واسطه شبکه‌های اجتماعی و حرف‌هایی که زده می‌شود شاید اتفاقاتی در این زمینه افتاده و مردم تلاش می‌کنند با حیوانات مهربان‌تر باشند و حقوقشان را حفظ کنند، البته در بسیاری موارد این رفتارها حالت نمایشی دارد اما در هر حال می‌تواند تاثیر مثبتی داشته باشد.

وی با تاکید بر اینکه آموزش نقش بسزایی در آشنایی با حقوق حیوانات دارد، گفت: در بسیاری موارد می‌بینیم که صدا و سیما گاهی گزارش‌های محیط زیستی پخش می‌کند که صحیح نیست در حالی که می‌تواند با مشورت گرفتن از افراد مطلع آموزش نادرست نداشته باشد، به عنوان مثال چندی پیش گزارشی از آبگیری زاینده‌رود پخش می‌کرد که در آن گفته می‌شد « با آبدار شدن بستر رودخانه مرغ‌های دریایی یا همان کاکایی به آنجا آمدند و مردم مهربان به آنها غذا می‌دهند»، در حالی که این کار کاملا غلطی است زیرا غذا دادن به حیات وحش اشتباه است و حیوانات با مواد شیمیایی افزودنی به غذاهای ما سازگار نیستند و نباید به آدم نزدیک شوند.

این فعال محیط زیست افزود: اکنون با دو معضل مواجه هستیم؛ یکی اینکه اصلا آموزش در زمینه رفتار با حیوانات در کشور وجود ندارد و دوم اینکه اگر آموزش کوچکی هم باشد غلط است، صدا و سیما در پخش گزارش‌های خود باید حتما نظر دو فعال یا کارشناس در زمینه حیات وحش را بپرسد الفبای حفاظت و حمایت را به صورت مختصر و همه فهم در اختیار مردم قرار دهد که این اتفاق نمی‌افتد، به طور کلی اساس آموزش ما ایراد دارد متعاقب آن حقوق حیوانات هم رعایت نمی‌شود.

وی در ادامه به سگ‌هایی که در سطح شهر پراکنده هستند اشاره کرد و گفت: حقوق آنها از آنجایی رعایت نشده که بدون هیچ کنترلی زاد و ولد کردند و تعدادشان زیاد و بعد رها شدند به آنها «فرال داگ» گفته می‌شود، فرال داگ‌ها سگ‌های ولگردی هستند که وابستگی خود را به انسان از دست داده و وحشی شده‌اند، آنها نه تنها برای انسان بلکه برای محیط زیست و حتی سگ‌های دیگر نیز خطرناک هستند، اگر بخواهیم واقعا با این سگ‌ها از لحاظ محیط زیستی برخورد کنیم باید حذف شوند اما از این طرف عده‌ای که ادعای حقوق حیوانات را دارند می‌گویند چرا حذف می‌کنید، در واقع یک دوگانگی و تضادی وجود دارد که همه ناشی از نبود آموزش و آگاهی است.

باقری تاکید کرد: باید به آموزش بپردازیم آن‌هم از دوران کودکی یعنی از پیش دبستانی و دبستان باید قطعات کوچک آموزشی بگذاریم و برای بچه‌ها جا بندازیم همان‌قدر که ما حق زندگی داریم حیوانات نیز دارند، نه آنها می‌توانند وارد محیط ما شوند و نه ما می‌توانیم وارد محیط آنها شویم این حق برابری و مساوات باید از زمان کودکی آموزش داده شود که با همین فرهنگ رشد کنند غیر از این هیچ راهی وجود ندارد چون وقتی سن آموزش می‌گذرد دیگر جا انداختن یک موضوع سخت می‌شود، هزینه‌ای که برای آموزش بزرگسالان می‌شود خروجی آن چیزی کمتر از ۵ درصد است اما این هزینه زمانی که از کودکی گذاشته شود قطعا بالای ۷۰ درصد خروجی مثبت و خوب خواهد داشت.

وی درباره لایحه حمایت از حیوانات گفت: قوانین خوبی در کشور داریم اما مشکل در اجراست در واقع قوانین بسیار زیبا نوشته شده‌اند اما همین قوانین زیبا اجرا نمی‌شوند بنابراین به نظر می‌رسد تصویب لایحه حمایت از حیوانات هم می‌تواند یک حالت نمایشی داشته باشد اما میان تصویب قانون و اجرای آن فاصله زیاد است.

مقابله با صیادان به رشد مغزی ماهی‌ها کمک می‌کند

ایسنا/ بررسی جدید پژوهشگران آمریکایی حاکی از این است که مقابله با شکارچی می‌تواند به رشد سلول‌های مغزی جدید در ماهی‌ها کمک کند.

گاهی اوقات استرس می‌تواند برای ماهی‌ها مفید باشد. بررسی جدید پژوهشگران آمریکایی نشان می‌هد که رشد سلول‌های مغزی در نوعی ماهی موسوم به "کپوردندان‌های تخم‌گذار"(killifish) هنگام روبرو شدن با شکارچی، بیش از هنگامی است که با هیچ شکارچی روبرو نمی‌شود. بررسی‌های حاکی از این هستند که پرورش سلول‌های مغزی هنگام روبرو شدن با شکارچی، در بزرگسالی این ماهی نیز رخ می‌دهد.

"کنت دانلپ"، پژوهشگر "کالج ترینیتی" گفت: من از دیدن نتایج این پژوهش، شگفت‌زده شدم زیرا ما در بررسی‌های پیشین به این نتیجه رسیده بودیم که شکارچیان، تولید سلول‌های مغزی را سرکوب می‌کنند اما به نظر می‌رسد که ماجرای کپوردندان‌های تخم‌گذار، متفاوت است.

دانلپ و همکارانش، مغز کپوردندان‌های تخم‌گذار را که از سه رود متفاوت جمع‌آوری شده بودند، مورد بررسی قرار دادند. آنها از هر رود، حدود هشت ماهی بزرگسال را جمع‌آوری کردند که در ناحیه‌ای پر از شکارچی قرار داشتند و هشت ماهی دیگر را نیز جمع‌آوری کردند که در منطقه آنها، شکارچی کمی بود یا هیچ شکارچی وجود نداشت. پژوهشگران، بررسی خود را روی ماهی‌های نر انجام دادند زیرا پژوهش‌ پیشین آنها نشان داده بود که شکارچیان، مغز ماهی‌های نر را تحت تاثیر قرار می‌دهند نه ماهی‌های ماده.

پژوهشگران، اندازه مغز ماهی‌های نر و تراکم سلول‌های جدید را بررسی کردند و دریافتند اندازه مغز هر دو گروه ماهی، شبیه به یکدیگر است اما ماهی‌هایی که مجبور هستند با شکارچیان مقابله کنند، دو برابر بیش از ماهی‌های دیگر، سلول مغزی جدید دارند.

دانلپ اضافه کرد: براساس این نتایج می‌توان گفت شاید سلول‌های جدید مغز بتوانند رفتار واکنشی‌تری در برابر شکارچیان داشته باشند.

دانلپ و گروهش برای مشخص کردن این که آیا این تاثیر و واکنش نسبت به محیط اطراف، ژنتیکی است یا خیر، ماهی‌ها را از محیط زندگی بیرون آوردند و مغز آنها را در آزمایشگاه بررسی کردند.

دانلپ ادامه داد: ما در این پژوهش دریافتیم که وجود شکارچی موجب می‌شود که ماهی‌ها از نظر ژنتیکی متفاوت باشند. احتمال دارد که این الگو، در حیوانات دیگری که رشد سلول‌های مغزی آنها در بزرگسالی هم ادامه داد، دیده شود.

وی افزود: بدن و مغز پستانداران و پرندگان به محض رسیدن به بلوغ جنسی، دیگر رشد زیادی ندارد اما رشد مغز این ماهی طی عمر آن ادامه می‌یابد.

این پژوهش، در مجله Royal Society Proceedings B" " به چاپ رسید.

نهنگ‌ها ما را از مرگ نجات می‌دهند؛ حالا نوبت ماست

دیجیاتو/ فعالان محیط زیست سال‌هاست که می‌گویند باید فکری به حال نهنگ‌ها بکنیم. نجات نهنگ‌ها روی جلد مجله‌ها، لیوان‌ها و پیکسل‌های متعددی رفته است، ولی همچنان به دید یک جوک به آن نگاه می شود. هیچ کس به صورت جدی به فکر نجات جان و آن ‌ها نیفتاده است. اما چرا باید نهنگ را نجات دهیم؟

نهنگ‌های بزرگ، علاوه بر بزرگ و بامزه بودن، بخش کثیری از کربن هوا را نیز جذب می‌کنند. در عمر ۲۰۰ ساله خود، این نهنگ‌ها کربن هوا را جذب کرده و پس از مرگ، کربن را به اعماق دریا‌ها می‌برند. بر اساس گزارش صدوق بین‌المللی پول (IMF)، هر نهنگ میلیون‌ها دلار به سرمایه‌های ملی کمک می‌کند. یکی از تحلیلگران این سازمان می‌گوید:

پتانسل جذب کربن هر نهنگ خارق‌العاده است. اگر بخواهیم میزان میانگین جذب کربن توسط هر نهنگ در طول زندگی‌اش را ارزیابی کنیم، به بیش از ۲ میلیون دلار می‌رسد.

هر نهنگ در طول زندگی خود، بیش از ۳۳ تن کربن جذب می‌کند. برای مثال درختان، در زمان مشابه تنها ۳ درصد این میزان را جذب می‌کنند. این طور که به نظر می‌رسد، نهنگ‌ها در حال نجات دادن ما هستند. اما داستان نجات ما توسط نهنگ به این جا ختم نمی‌شود. شواهد نشان می دهند که مدفوع نهنگ‌ها هم به کمک ما می‌آید.

مدفوع این نهنگ‌ها، غنی از آهن بوده که در افزایش رشد فیتوپلانکتون‌ها بسیار تاثیرگذار است. فیتوپلانکتون‌ها، منبع اصلی جانداران دریایی هستند که خود تقریبا بیش از نیمی از اکسیژن را تامین و ۴۰ درصد از کرین کره زمین را جذب می‌کنند. در این گزارش می‌خوانیم که این مقدار برابر با کربن دی اکسید جذب شده توسط ۱.۷ تریلیون اصله درخت است (معادل ۴ برابر جنگل‌های آمازون)؛ یا ۷۰ برابر جذب تمامی درخت‌های پارک ملی ردوود آمریکا طی یک سال.

در ادامه این گزارش می‌بینیم که افزایش یک درصدی فیتوپلانکتون‌ها باعث جذب صدها میلیون کربن بیشتر می‌شود. یا به عبارتی انگار به یک باره ۲ میلیارد اصله درخت بالغ سر از زمین در آورد. با این حال این هفته در رابطه با تغییرات اقلیمی در مادرید اسپانیا جلسه‌ای برگزار می‌شود و شاید نجات نسل نهنگ‌ها هم بخشی از برنامه باشد.

در بخشی از این گزارش گفته شده که پیامدهای اقتصادی نهنگ‌ها، باید به صدر لیست جامعه تغییرات اقلیمی راه یابد، زیرا نقش نهنگ‌ها در از بین بردن یا جبران تغییرات اقلیمی، بسیار تعیین کننده است. حفاظت از وال، می‌تواند بسیار هزینه‌بر و طاقت‌فرسا باشد. در این گزارش به جمعیت نهنگ‌ها در مقابل صرفه‌جویی‌ها و دیگر بهره‌وری‌های آن‌ها ارزشی داده شده و گفته می‌شود که حتی بر صنعت توریسم هم تاثیر می‌گذارد. از همین رو دانشمندان ارزش کل جمعیت وال‌های را بالغ بر یک تریلیون دلار برآورد کرده‌اند.

با این حال با توجه به وابستگی شدید اقتصاد جامعه جهانی به سوخت‌های فسیلی، نمی‌توان تنها راه حل رهایی از کربن را در نجات نهنگ دانست. اما می‌توان این موجودات غول پیکر را به عنوان یکی از عناصر کلیدی در راه حفظ و پاکی دنیا از آلودگی‌ها در نظر گرفت.