
کوکسیدیوئیدومیکوز
انسان و حیوانات در اثر استنشاق هاگ قارچ کوکسیدیوئیدیس ایمی تیس که در زمین رشد می کند مبتلا به بیماری می شوند. علایم بیماری در اسب عبارت است از لاغری، تب متغیر، خیز در پاها، کم خونی و ازدیاد گلبولهای سفید خون که در بعضی از موارد دل دردهای متناوب نیز وجود دارد. پارگی کبد در بعضی مواقع دیده می شود که به تلف شدن حیوان منجر می گردد.
کچلی
کچلی از بیماریهای قارچی پوستی می باشد که این قارچ به بافتهای پوششی و شاخی و الیاف مو حملخ می کند. در اسبها بیماری با ایجاد لکه های گردی در پوست شروع می شود و پس از چند روز موها فاسد شده و می ریزند. سطح پوست خاکستری رنگ و شوره های ریزی در پوست ظاهر می شود. سپس پوسته پوسته شده و خارش شدید در حیوان ایجاد می کند. در صورتیکه مراقبتهای لازم انجام شود پس از مدت 25 تا 30 روز بهبود حاصل می شود. در صورتیکه محل کچلی در زیر زین یا تنگ اسب باشد در اثر تحریک بهبودی به تاخیر می افتد و ممکن است به سایر نقاط بدن نیز سرایت کند.
بیشتر کچلی های انسان از حیوانات سرایت می کند، به خصوص در نقاط روستایی و جاهاییکه تماس نزدیک با اسب و گاو وجود دارد.
لنفانژیت واگیر(مشمشه کاذب)
لنفانژیت واگیر از بیماریهای مزمن اسب بوده که توسط یکی از انواع قارچها به نام هیستو پلاسمافارسی می نوزوم به حیوان سرایت می کند. این قارچ از راه خراشهای پوستی و از طریق لوازم آلوده مثل زین، عرق گیر و لوازم تیمار وارد بدن اسب می شود. زمانیکه این قارچ به بافتهای زیر پوست می رسد، قرحه هایی در امتداد عروق لنفی به وجود می آورد. این قرحه ها کم کم ضخیم شده و سرباز می کند. جراحات و ورم بیشتر در اطراف مفصل خرگوشی و یا در تمام قسمتهای پا مشاهده می شود، که اغلب بدون درد می باشد. این عوارض ممکن است در سایر نقاط بدن و یا مخاط بینی نیز دیده شود که در این صورت با بیماری مشمشه قابل اشتباه می باشد ولی باید توجه داشت که در این بیماری تست مالیین منفی است. این بیماری قابل سرایت به انسان و گاو می باشد.
جرب
جربهای مختلفی در اسب ایجاد بیماری می کنند که مهمترین آنها عبارتند از جرب دمودکس اکویی، جرب سارکوپتیک، جرب پزوروپتیک و جرب کوریوپتیک می باشد.
جرب پزوروپتیک در اسب ایجاد دلمه هایی در قاعده یال و دم کرده، دلمه ها کم کم بزرگ شده و تولید خارش شدید می نماید و حیوان بدن خود را به در و دیوار می مالد. گاهی اوقات ممکن است جراحات در قسمتهای فاقد مو مثل زیر بغل، پستان و بیضه نیز دیده شود. جرب از طریق تماس مستقیم و یا از طریق استفاده مشترک از وسایل مثل زین، عرق گیر، افسار و … قابل انتقال است. جربهای اسب قابل انتقال به انسان می باشد.
سایر
از دیگر بیماریهای مشترک انگلی انسان و اسب می توان به هیستوپلاسموز، رینوسپوریدیوز و توکسوپلاسموز نام برد.

گروه بین المللی دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که حضور حیوانات خانگی به ویژه سگ ها خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی همراه با اختلالات در گردش خون را در صاحبان خود کاهش داده و از مرگ زودرس جلوگیری می کنند.
به گزارش حکیم مهر به نقل از مدیکال اکسپرس، در این تحقیقات 1769 نفر شرکت کردند که در پرونده پزشکی آنها بیماری های قلبی عروقی وجود نداشت. متخصصین اطلاعات مربوط به نوع زندگی داوطلبین را ثبت کرده و همچنین شاخص های سلامتی مانند وزن، فعالیت فیزیکی، فشار خون، میزان قند خون و کلسترول آنها را اندازه گیری کرند.
مشخص شد که صاحبان حیوانات خانگی اغلب اطلاع دادند که از لحاظ فیزیکی فعال تر بوده و رژیم غذایی سالم دارند. میزان قند خون آنها در سطح خوبی است. بدون در نظر گرفتن سن، جنسیت و میزان تحصیلاتشان، کسانی که سگ دارند از وضعیت بهتری برخوردارند.
به گفته دانشمندان صاحبان حیوانات خانگی به طور بالقوه سلامتی خود را بهبود می بخشند. وجود سگ ها باعث می شود که افراد به خیابان رفته و با حیواناتشان بازی کنند. ضمن اینکه این امر وضعیت روانی آنها را بهبود بخشیده و مانع ایزوله اجتماعی شان می شود.

اسبهای هانووری یا هانوورین شناخته شده ترین اسبهای نژاد خونگرم اروپایی به شمار می روند و در ایالات متحده و همچنین در کل جهان به خوبی شناخته شده اند. اسب نژاد هانووری در رشته های پرش، درساژ و سه روزه عملکردی عالی دارد.
موفقیت هایی که این نوع اسب در رقابت ها به دست آورده است برتری او را به خوبی ثابت می کند. در المپیک سال 1992، 13 مدال به اسب های نژاد هانووری تعلق گرفت و 4 عنوان قهرمانی پی در پی پرورش اسب جهان همراه با پنج مدال طلا، یک نقره و دو برنز در مسابقات درساژ و پرش نمایشی در المپیک سال 1996 جایگاه این اسبها را هر چه بیشتر نشان داد.
انجمن اسب هانوورین آمریکا در سال 1978 شکل گرفت.
. تاریخچه و خصوصیات اسب نژاد هانوورین
تاریخچه اسب نژاد هانووری
این نژاد از ایالت Lower Saxony واقع در شمال آلمان نشات گرفته است که پادشاهی سابق هانووری در آن وجود داشت.
در آنجا یک صنعت پر رونق پرورش اسب در شهر سل (Celle) به مدت تقریبا 300 سال وجود داشت. با اینکه نژادنامه اسب هانووری رسما از سال 1888 آغاز شد، اما نسب نامه های دقیق از سالهای سده 1700 میلادی نگه داشته شده بود.
در اصل تولید نژاد هانووری از آنجا آغاز شد که اسب نژاد تروبرد با مادیان هولشتاینر یا هولستینر (Holsteiner) جفت شد تا اسب هایی با خصوصیات بهتر برای استفاده های نظامی و مزرعه داری تولید شود. اما در سده ی گذشته، برنامه های تولید نژاد هانووری به سمت تامین نیاز به اسب هایی ورزشی برای سوارکاری سوق یافته است که باعث شد نژادهای مناسب دیگر اسب نیز به این برنامه وارد شوند. اسب نژاد هانووری مدرن حاصل کار این برنامه ها است.
ویژگی های اسب نژاد هانووری
شیوه راه رفتن اسب نژاد هانووری بسیار با انعطاف است و به طرزی نرم گام بر می دارد، یورتمه رفتن او حالت شناوری دارد، و در هنگام تاخت حرکتش سریع، منظم و ریتم دار است. شاید به همین دلیل باشد که این نوع اسب را برای درساژ بسیار مناسب می دانند. قد اسب هانووری به 15.3 تا 16.2 وجب می رسد. این اسب ها اسبهایی قدرتمند و ورزشی هستند و رفتاری کاملا آرام و متعادل دارند.
مشخصات جسمانی اسب نژاد هانووری
پشت قوی ،بدن و اندام زیبا،جنبش های ورزشی سبک و زیبا. بسیار مناسب جهت درساژ.
به رنگ های شابلوطی، قهوه ای، سیاه ،سفید و خاکستری وجود دارند.
مشخصات اخلاقی
مهربان و باهوش هستند و یه آسانی به تربیت و تعلیم پاسخ می دهند.اغلب دارای خلق و خوی ثابت هستند.

قرنها پیش (جایی در صحراهای خشن و نامهربان خاورمیانه) یک نژاد از اسب به وجود آمد که تاثیر قدرتمندی که این نژاد به دنیای اسب گذاشت، مافوق تصور همگان بود.
درمیان علفهای شیرین مرغزارهای بیابانی، درطول دو رودخانه دجله و فرات درکشورهایی که امروزه به نامهای سوریه ، عراق و ایران شناخته می شوند و در دیگر قسمتهای شبه جزیره عربستان ، این اسب مقاوم و صمیمی پرورش یافت که به نام اسب عربی شناخته شد.
برای ملل اسلامی ، اسب عرب به عنوان هدیه ای از طرف خداوند بود. هدیه ای برای حرمت کردن و ستایش. چرا که اسب از ارج و قرب بالائی برخوردار بود.
سالها قبل از اینکه اروپائیان از وجود این اسب آگاه شوند، اسبان صحرا به عنوان الزامی برای بقاء مردم بادیه نشین جلوه گر شده بودند، بطوریکه رئیس هر قبیله می توانست تاریخ شفاهی هر خانواده از اسبان خود را نقل کند، همانطور که می توانست تاریخ هر خانواده از قبیله خود را بازگو کند .
قبایل زیادی هم بودند که تنها یک نژاد خالص اصلی را در گله خود داشتند. پنج خانواده اصلی و مشهور اسبان عرب که نژاد الخمسه (Al khamsa) را تشکیل می دادند شامل: کهیلان ، سگلاوی، ابیان، همدانی و هدبان می شدند.
هر نژاد، وقتی به صورت خالص نژادگیری می شد، صفات و مشخصات خاصی را در فرزندان خود بسط می داد که قابل شناسائی و تشخیص بودند. مثلاً
1- نژاد اصیل کهیلان را با ویژگیهایی چون سینه عمیق ، قدرت عضلانی و اندازه می شناختند که اکثراً اندازه یک اسب خالص تا 15 وجب بود. نژاد کهیلان اسبهایی دارای سرهای کوتاه ، پیشانی مسطح و فکهای پائین بودند و رنگهای اصلی آنها خاکستری و شاه بلوطی بود.
2- نژاد اصیل سگلاوی بیشتر دارای صفت سرعت در حرکت بودند تا مقاومت و تحمل ،اسبهای نژاد سگلاوی دارای استخوانهای مناسب و صورت و گردن کشیده تر از نژاد کهیلان بودند . حداکثر ارتفاع ثبت شده برای نوع اصیل این نژاد حدود 5/14 وجب و رنگ رایج در این اسبها کهر بود.
3- نژاد عبیان به سگلاوی بسیار شبیه است. اسبان خالص معمولاً دارای کمرهای بلندتری نسبت به اسب عرب نمونه بودند. آنها اسبان کوچکی بودند که به ندرت ارتفاعی بیش از 2/14 داشتند و رنگ رایج در این نژاد عموماً خاکستری بود که کله های سفید بیشتری نسبت به دیگر نژادها در آنها دیده می شد.
4- اسبهای نژاد همدانی معمولاً به عنوان اسبهایی پهن ، نه چندان زیبا مطرح شده بودند ، با هیکل و اندام تنومند و عضلانی ، این اسبها دارای استخوان بندی بزرگ بودند. سرهایی داشتند که از نیمرخ عموماً مسطح بوده ، فاقد برجستگی جبه بود . همدانی از نظر جبه یکی از بزرگترین نژادها و شاخه های الخمسه بود که تا ارتفاع 2/15 وجب رشد می کرد. رنگهای اصلی در این نژاد نیله و کهر بود.
5- نژاد هدبان نمونه کوچکی از همدانی بود که در چندین ویژگی از جمله استخوانبندی بزرگ و بدن عضلانی با اسب همدانی شریک است . همچنین از صفات مشخصه اسبهای هدبان، دارا بودن طبیعت فوق العاده آرام و نجیب است. حداکثر قد آنها تاارتفاع 3/14 وجب گزارش شده است و بیشتر به رنگهای قهوه ای و کهر دیده می شوند و درصورت وجود، لکه های سفید موجود در بدن آنها بسیار کم است.

دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران یکی از دانشکدههای دانشگاه تهران است که به تربیت دانشجوی دکتری حرفه ای، دکترای PhD و دستیاری دامپزشکی میپردازد. دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران تأسیس ۱۳۱۱، نوع دانشگاه دولتی، رئیس دکتر مهدی وجگانی، معاون آموزشی دکتر مصطفی پیغمبری، معاون دانشجویی دکتر علیرضا باهنر.
تاریخچه:
در مهر ۱۳۱۱ مدرسه عالی بیطاری افتتاح شد و این مدرسه در سال ۱۳۱۶ به دانشکده دامپزشکی تغییر نام داد و از سال ۱۳۲۴ به دانشگاه تهران ملحق شد. ساختمان فعلی این دانشکده، در خیابان انقلاب، در سال ۱۳۳۹ گشایش یافت. دکتر مرتضی گلسرخی، کفیل وقت مؤسسه دفع آفات حیوانی، در اردیبهشت ۱۳۰۶ طی نامهای به اداره کل فلاحت لزوم تأسیس مؤسسه عالی بیطاری را یادآور شده و مینویسد: مدرسه بیطاری از بدو شروع بایستی کامل بوده و پرگرام آن موافق پرگرام مدارس عالیه اروپا و آمریکا باشد. وی نظامنامهای موافق آنچه در مدرسه لیون فرانسه موجود بود تدوین نموده و به اداره مزبور تقدیم نمود؛ ولی در سال ۱۳۰۸، وزارت قشون تصمیم به ایجاد مدرسه عالی دامپزشکی گرفته، که وزارت فلاحت در این خصوص با وزارت قشون موافقت نداشت. شادوران، دکتر حامدی، که در آن وقت در پاریس، سال چهارم و سال آخر مدرسه دامپزشکی «آلفور» را میگذرانید از موضوع با خبر شده و طی نامهای چنین مینویسد: وظیفه وزارت قشون تأسیس مدرسه دامپزشکی نبوده و پیش از گشایش آن باید بودجه ساختمان، استادان، آزمایشگاهها و … فراهم گردد. اگر بنا باشد اعتبارات کافی تفویض نگردد، بهتر آنست که از تأسیس ناقص چنین مدرسهای صرف نظر شده و مبلغ را صرف فرستادن چند نفر محصل قابل به اروپا نماید که در مدارس عالی آنجا تحصیل کرده، به مملکت مراجعت نمایند. (دکتر حسن تاج بخش در کتاب تاریخ دامپزشکی خود مینویسد: ای کاش امروز نیز به جای احداث پیدر پی دانشکدهها به تهیه مقدمات لازم میپرداختند) معالاسف به دلیل مخارج زیاد، تأسیس دانشکده به تأخیر افتاد تا در سال ۱۳۱۱، وزارت قشون با کمک وزارت فلاحت تصمیم جدی به شروع مقدمات کار میگیرند. با توجه به گرایش زعماء وقت تهران به کشور آلمان، به سفارت ایران در آلمان چنین نوشته میشود: متمنی است مقرر فرمائید ۷ نفر دکتر بیطار آلمانی که مخصوصاً در خصوص امراض گاو و گوسفند متخصص بوده و علاوه بر تحصیلات، اقلاً ۳ سال سابقه عملیاتی داشته باشند با احتساب حقوق و مخارج معرفی شده تا هر چه سریعتر جهت استخدام آنها اقدام شود. ایرانیها در پی جستجو در وزارت خارجه آلمان و دانشکده دامپزشکی «برلن» در نامهای مینگارند: دکتران بیطار آلمانی در کشور خود ارج و قرب زیادی دارند و چندان زیاد نیستند، حقوقشان ۱۰۰–۸۰۰ مارک است و به حقوق کم قانع نیستند. اگر چه این مبلغ زیاد نیست ولی با تنزل پول ایران گزاف مینماید. سرانجام پروفسور «دامن» استخدام شده که یک سال بعد به ریاست دانشکده دامپزشکی گمارده شد و سپس پروفسور «لوئی» و «گرو» نیز به او پیوستند. در مهرماه ۱۳۱۱ یعنی ۲ سال قبل از تأسیس دانشگاه تهران در زمان صمصامالملک دانشکده دامپزشکی در باغ دلگشا تأسیس شد و حدود ۱۶ نفر دکتر بیطار از فرانسه، آلمان و مجارستان برای ۳ سال استخدام شدند و حقوق سالیانه ۴۷۵ سکه طلا به آنها پرداخت شد. مراکز آموزشی و پژوهشیویرایش بیمارستان آموزشی و پژوهشی مردآباد کرج شامل بخشهای زیر میباشد: بخش بیماریهای درونی دامهای بزرگ، بخش مامایی و بیماریهای تولید مثل، بخش جراحی و رادیولوژی، بخش بیماریهای طیور، بخش کلینیکال پاتولوژی (شامل آزمایشگاههای بیوشیمی، ویروسشناسی، باکتریشناسی، هماتولوژی)، بخش کالبد گشایی آزمایشگاه تحقیقاتی لپتوسپیروز که با همکاری پروفسور Ellis و مرکز آزمایشگاه رفرانس سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۳۷۹ رسماً آغاز به فعالیت نمود. بیمارستان دامهای کوچک که واقع در خیابان قریب میباشد. دانشآموختگان ویرایش فهرست برخی از این دانشآموختگان برجسته در زیر آمدهاست:
احمد شیمی، میکروبشناس و استاد دانشگاه تهران بود. او از چهرههای ماندگار است.
رضا نقشینه، متخصّص آسیبشناس دامپزشکی از آمریکا و استاد دانشگاه تهران بود.
مهدی قلی نادعلیان، دارای رتبه استادی دانشگاه تهراندر رشته دامپزشکی است. وی در سال ۱۳۸۴ به عنوان چهره ماندگار علمی کشور برگزیده شد.
محمدرضا بابامخیر، پدر دامپزشکی ایران، دارای دکترای تخصّصی علوم زیستی از دانشگاه پاریس فرانسه و عضو پیوسته فرهنگستان علوم و استاد دانشگاه تهران بود.
محمدرضا مخبر، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و عضو پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران است.
حسن تاجبخش، استاد ممتاز دانشگاه تهران و عضو پیوستهٔ فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و از برگزیدگان چهرههای ماندگار است.
سید حسین میرشمسی، از چهرههای ماندگار، و دانشمندان معاصر ایران بود. او را «پدر واکسن ایران» میدانند.
حسین ابوترابیان، مترجم اهل ایران است.
محمد نظری، مجری مشهور صدا و سیما
عباس شفیعی، رئیس بخش تحقیق و تولید واکسن های ویروسی مصرف پزشکی مؤسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی از سال ۱۳۵۵ به مدت سی سال.