حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: معاون اداری مالی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران معتقد است که جدایی دامپزشکی از علوم پزشکی یک درد است که آثار آن را در دانشگاه تهران در درکی که سایر رشتهها، مدیران و همکاران دانشگاهی از ماهیت رشته دارند، احساس میکنیم؛ اگر جایگاه دامپزشکی در علوم پزشکی باشد، این درک حداکثر است چون آنها نیازها را احساس و همراهی میکنند.
از نظر «دکتر علیرضا باهنر» آسیب بزرگتر این است که وزارت بهداشت را با الحاق آموزش پزشکی فربه کردیم؛ به تعبیر یکی از اساتید قدیمی علوم پزشکی، یک رئیس دانشگاه علوم پزشکی ضمن اینکه همزمان دانشجو تربیت میکند، باید مراقب باشد که شیرینی و رب گوجه فرنگی موجود در بازار خراب نباشد. خب، این فرد چطور میتواند رئیس دانشگاه هم باشد؟
حکیم مهر: آقای دکتر، اخیرا خبر واگذاری امور آموزشی و پژوهشی دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی به معاونت علوم پزشکی منتشر شد. آیا میتوانیم امیدوار باشیم که دانشگاههای سراسری از جمله دانشگاه تهران هم در این حوزه پیشقدم شوند؟
انتقال آموزش دامپزشکی به وزارت بهداشت تبدیل به یک موضوع مزمن در صنف دامپزشکی شده است. علیرغم تمام صحبتهایی که میشود و زحمتهایی که حکیم مهر و سایر رسانهها میکشند اما اراده جدی و محکمی برای پیگیری آن از داخل صنف دیده نمیشود. اگر هم قرار باشد این انتقال انجام شود، فراز و نشیبهای خیلی زیادی دارد. اینکه آیا دستگاه اجرایی هم منتقل شود یا نه، مخالفان و موافقان جدی داخل صنف دارد. در بدنه صنف، اکثریت موافق را میتوان احساس کرد اما در ردههای بالاتر و مسئولین و اساتید، مخالفان جدی هم وجود دارد.
اگر در یک سطح بالاتر در کشور و جامعه نگاه کنیم، اتفاق درست این است که آموزش عالی یکپارچه شود. ایران جزء کشورهای نادر و معدود است که آموزش پزشکی را به وزارتخانه دیگری که باید خدمات بهداشتی درمانی ارائه دهد، منتقل کرده است. فرایند صحیح این است که آموزش پزشکی در وزارت علوم باشد، کمااینکه سالهای گذشته به این شکل بوده و صرفا به خاطر کمبود پزشک در آن زمان که واردات آن از هند و بنگلادش صورت میگرفت، تفکیک صورت گرفت تا از بیمارستانها برای تربیت پزشک استفاده شود. امروز اما دیرزمانی است که آن نیاز منتفی شده و چه بسا مازاد پزشک هم داریم اما توزیع پزشک به درستی صورت نگرفته است.
حکیم مهر: پس از نظر شما انتقال آموزش دامپزشکی به وزارت بهداشت اتفاق درستی نیست؟
من موافق انتقال آموزش دامپزشکی هستم، کمااینکه در حال حاضر جدایی دامپزشکی از علوم پزشکی یک درد است که آثار آن را در دانشگاه تهران در درکی که سایر رشتهها، مدیران و همکاران دانشگاهی از ماهیت رشته دارند، احساس میکنیم. اگر جایگاه دامپزشکی در علوم پزشکی باشد، این درک حداکثر است چون آنها نیازها را احساس و همراهی میکنند.
در زمان وزارت خانم دکتر دستجردی، همه تصور میکردند که کار تمام است. اما آیا پیگیری جدی شد؟ خیر. من احساس میکنم حالا هم این مساله به همین صحبتها ختم میشود و زمان میگذرد و یک برنامه مدون و کامل احساس نمیشود؛ در واقع با این روال من فکر نمیکنم اتفاقی بیفتد.
حکیم مهر: حرکت اصلی ازسوی چه کسی باید آغاز شود؟
آموزش یک امر دولتی است. اگر دانشگاه آزاد این تصمیم را گرفت، کار درستی کرد و انشاءالله آنجا این لجامگسیختگی مهار شود. دولتیها هم باید از طریق گروه دامپزشکی وزارت علوم پیگیری کنند. متولی انتقال آموزش وزارت علوم است. معاون آموزشی وزارت علوم که یکی از گروههای آن دامپزشکی است، باید با دکتر لاریجانی یک جلسه برگزار کنند و بگویند این نیاز در مملکت هست، چه کنیم؟
این مساله باید صحبت شود. اگر نه ۱۰ سال دیگر هم کار به همین شکل است. تلاش رسانهها واقعا قابل تقدیر است اما من شخصا به عنوان کسی که در مجموعههای علمی فعالیت میکنم، میگویم که یک پیگیری جدی مستقل احساس نمیشود. من از حکیم مهر تشکر میکنم که این دغدغه را به صحن جامعه میآورد و در معرض دید میگذارد.
حکیم مهر: همیشه یکی از توجیهات منتقدان طرح انتقال این بود که وزارت بهداشتیها مخالف انتقال هستند، اما دکتر لاریجانی (معاون آموزشی وزارت بهداشت) در یکی از مصاحبههای خود با حکیم مهر، عملاً گفتند که موافق انتقال هستند اما برای آن پیشقدم نمیشوند.
در خاطرم هست که در دوره پیشین مجلس شورای اسلامی، کمیسیون بهداشت و درمان با این دستاویز که بعضی مشکلات کشور درخصوص بیماریهای مشترک، به خاطر قرارگیری دامپزشکی در یک وزارتخانه دیگر است، خیز سنگینی برای انتقال دامپزشکی به وزارت بهداشت برداشت. همان موقع یکی از نمایندگان که با من دوست بود، طرح را به مرکز پژوهشهای مجلس سپرد تا بررسی کنند که آیا به صلاح است دامپزشکی را بیاوریم یا خیر. آنها هم یک بررسی اجمالی کردند و نتیجه بررسی این بود که در اغلب کشورهای دنیا، دامپزشکی در وزارت کشاورزی است و همین مساله، طرح را متوقف کرد. اما ایکاش بررسی کنند که آیا در همان کشورها آموزش پزشکی هم در وزارت بهداری است یا خیر که قطعاً نیست.
مساله این است که متولیان نمیخواهند بپذیرند که یک نیاز، دیگر مرتفع شده است. وزارت جهاد هم روزی تحت عنوان سازندگی فعالیت میکرد. اما این شهامت در مملکت وجود داشت که بگویند دیگر زمان ادغام رسیده است. نام آن را جهاد کشاورزی گذاشتند که اشکالی ندارد؛ کمااینکه جهاد نام زیبایی است. در هر صورت این وزارتخانه یکپارچه شد. پس اینکه با تعصب با این مسائل برخورد کنیم، فاقد معناست.
در مورد جدایی آموزش علوم پزشکی، دکتر مرندی در یک برهه از زمان این نیاز را ابراز کردند و مجلس و دولت وقت نیز انفکاک را پذیرفت، اما به نظر من شاید از ۲۰ سال پیش باید این تفکیک لغو میشد. مشکلات خدمات بهداشتی درمانی ما خیلی بیشتر از این حرفهاست. اگر وزارتخانه را سبک کنند و آموزش را به وزارت علوم بدهند، بهداشت و درمان سامان بیشتری میگیرد. باید به این مساله از این زاویه نگاه کنیم. به طور کلی نگاه درست این است که منافع مملکت را در نظر بگیریم.
حکیم مهر: آیا شما در این زمینه اقدامی کردهاید؟
البته من کارهای نیستم که بگویم میتوانم کاری کنم و لازمه آن این است که اساتید دیگر هم اجماع کنند. فعلا باید دکتر لاریجانی را به دکتر صدیق، معاون آموزشی وزیر علوم و رئیس دانشگاه خواجه نصیر مرتبط کنیم. اظهار نظر دکتر لاریجانی در مصاحبه با حکیم مهر از سوی مسئولین ردهبالا بوده و اگر واقعا مساله مملکت است، از بالا هم باید پیگیری شود. اگر نه که من معلم کار خود را میکنم و اگر در وزارت بهداشت هم سر کلاس بروم، همین مسائل را میگویم. برای من به ظاهر در فعالیت روزمره تغییری ندارد. اما مملکت آسیب میخورد که دامپزشکی در جایی است که آن را درک نمیکنند.
آسیب بزرگتر این است که وزارت بهداشت را با الحاق آموزش پزشکی فربه کردیم. به تعبیر یکی از اساتید قدیمی علوم پزشکی، یک رئیس دانشگاه علوم پزشکی ضمن اینکه همزمان دانشجو تربیت میکند، باید مراقب باشد که شیرینی و رب گوجه فرنگی موجود در بازار خراب نباشد. خب، این فرد چطور میتواند رئیس دانشگاه هم باشد؟
حکیم مهر: بهعنوان حرف آخر...
امیدوار هستیم که مسئولین ردههای خیلی بالاتر مثل رئیس جمهور و معاون اول، در زمینه انتقال آموزش دامپزشکی به وزارت بهداشت حرکتی کنند؛ اگرچه کار بزرگ و سختی است، اما نشدنی نیست.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس: ضعف عملکرد سازمان دامپزشکی موجب شیوع تب کریمه کنگو شده است!
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفت: ضعف عملکرد سازمان دامپزشکی موجب شیوع بیماری تب کریمه کنگو شده و تنها راه کنترل این بیماری اطلاع رسانی به مردم و کنترل مرزهاست.
«دکتر سید امیرحسین قاضیزاده هاشمی» در رابطه با شیوع نگران کننده بیماری تب خونریزی دهنده کریمه کنگو (بیماری مشترک انسان و احشام) گفت: آنگونه که گزارش های موثق و آمار نشان می دهد، شیوع بیماری تب کریمه کنگو به گونه ای است که در دو سال گذشته در مجموع بیشتر شده و یک سیر صعودی را طی کرده است که همین آمار به تنهایی جای نگرانی دارد و سوالات زیادی را به ذهن متبادر می کند که چرا باید بیماری تب کنگو ناشناخته ای این اندازه آمار مرگ و میر داشته باشد؟ وی در ادامه تصریح کرد: باید مراقبت های بهداشتی در حوزه دام بیشتر شود. چرا که کنترل دام که در این بازه زمانی در کشور ما کاهش پیدا کرده، راه های مختلفی را برای ورود غیر قانونی دام پیش پای قاچاقچیان دام گذاشته است. عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: منظور از کنترل دام در این بحث کنترل در تمام بخش هاست. یعنی از ورود و خروج دام از مرزهای کشور گرفته تا بحث پرورش و ذبح و فروش دام و سایر اموراتی که به مقوله پرورش دام مربوط می شود. . وی در بخش دیگری از این گفتگو خاطر نشان کرد: در کنار تمام کاستی ها فقدان موارد پیشگیرانه ای همچون واکسیناسیون دام ها و افرادی که بنا به وضعیت شغلی خود با دام سر و کار دارند مانند دامداران، فروشندگان و خریداران دام، مردم روستایی و... هم بخشی از دلایل افزایش بیماری تب کریمه کنگو است. الزام در قرنطینه سازی و واکسیناسیون دام های زنده قاضی زاده در تشریح مقوله ای دیگر از این بحث عنوان کرد: یکی از مهمترین اقداماتی که در زمینه کنترل بیماری های مشترک بین انسان و احشام صورت می گرفت توسط سازمان دامپزشکی کشور اجرایی و عملیاتی می شد. مثلا این سازمان مقولاتی چون قرنطینه سازی و واکسیناسیون دام های زنده را که دو مبحث بسیار مهم و پیشگیرانه در حوزه مقابله با شیوع بیماری هایی چون تب کریمه کنگو و تب مالت و ... است را به انجام می رساند و به همین واسطه از انتشار برخی از این بیماریها جلوگیری می کرد. ضعف عملکرد سازمان دامپزشکی کشور نماینده مردم مشهد و کلات در ادامه اظهار داشت: با وجود آنچه که گفته شد به نظر می رسد که هم سازمان دامپزشکی کشور و هم قرنطینه های این سازمان تضعیف شده اند و به واسطه تضعیف این سازمان و موارد پیشگیرانه ای چون تضعیف قرنطینه ها، بیماری هایی چون تب کریمه کنگو انتشار یافته و با در پیش گرفتن رویه جاری در این سازمان هر روز خطر ابتلای افراد دیگری وجود دارد. ورود تعمدی دام های بیمار، شایعه یا واقعیت؟ وی در پاسخ به این سوال که برخی از شنیده های غیر موثق حاکی از ورود تعمدی دام های بیمار در جریان قاچاق دام در مقابل خروج دام های ارزشمند از کشور است که انتشار بیماری تب کریمه کنگو از مصداق های عینی این ادعاست، با این وجود نظر شما چیست، توضیح داد: بالاخره سازمان دامپزشکی مسئول دیده بانی است؛ حالا شیوع این بیماری چه برنامه ریزی شده و از پیش تعیین شده باشد و یا کاملا اتفاقی و سهوی، مهم نیست، بلکه مهم اتفاقی است که در حال حاضر برخی از هموطنان را تهدید می کند و موضوع تعمدی بودن یا نبودن در بخش دیگر اهمیت و به ارگان های دیگر مربوط می شود. رد پای ورود دام از طریق مرزهای کوهستانی نماینده مردم مشهد اضافه کرد: در هر صورت نیروهای سازمان دامپزشکی باید در مناطق مرزی به ویژه در مناطقی از مرزهای کشورمان که بافت کوهستانی دارد و امکان قاچاق و ورود بدون مجوز دام برای سودجویان مهیاست، رد پای ورود دام از طریق قاچاق را دنبال کنند، چرا که دام زنده وارداتی باید به طور ویژه و همراه با نگرانی کنترل شود. چرا که همواره احتمال ابتلای بخش اعظمی از مردم به واسطه قاچاق دام و مصرف گوشت و محصولاتی که از این طریق به سفره مردم می رسد، از این ناحیه وجود دارد. پس می بینید که این وظیفه وظیفه بسیار سنگینی است که مستقیما به سلامتی جامعه مربوط می شود و کوچکترین اهمال در این زمینه می تواند سلامت جامعه را مورد هجمه قرار دهد و تبعات جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. ورود تنها یک دام زنده می تواند فاجعه آفرین باشد قاضی زاده در بخش دیگری از سخنانش افزود: در بحث بیماری های مشترک بین انسان و حیوانات ریزبینی های خاصی وجود دارد که در این زمینه هم باید اعمال شود، چرا که تنها یک دام زنده می تواند فاجعه ای رقم بزند که خسارات مالی و جانی زیادی را به جامعه تحمیل کند. وی ادامه داد: مثلا در بحث آنفلوانزای پرندگان می بینید که یک پرنده مهاجر بیماری را با خود به نقطه ای می برد که امکان قرنطینه و بازرسی وجود ندارد و یک پرنده با پرواز خود یک بیماری را منتقل می کند. اما راهکارهای خود را دارد که اگر در اجرای این راهکارها کوتاهی شود فاجعه آفرین خواهد بود. با این وجود در بحث قاچاق یا واردات و صادرات دام زنده هم باید قرنطینه سازی با وسواس انجام شود که متاسفانه این اقدام صورت نگرفته و انتشار بیماری تب کریمه کنگو هم به این واسطه بوده است. این نماینده عضو کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: در زمینه بیماری های مشترک بین انسان و حیوانات واقعیت هایی موجود است که قابل انتقال به هم هستند که در کشورهایی با نظام بهداشتی قدرتمند با تمام قوا از مرزهای خود مراقبت می کنند که کوچکترین و کمترین احتمال ورود بیماری ها را به کشور خود از بین ببرند. باید پرسید حالا چه کنیم؟ قاضی زاده در توضیحات خود به الزامی دیگر اشاره کرد و گفت: حالا که به هر دلیلی بیماری تب کریمه کنگو منتشر شده و در بخش اول که قرنطینه سازی و مقابله بوده اهمال صورت گرفته و چنین وضعی پیش آمده، باید دست کم مرحله بعدی را دست انجام داد. یعنی مرحله ای که این سوال مطرح می شود که چه باید بکنیم؟ وی ادامه داد: حالا که به صورت لوکال منطقه ای درگیر بیماری های مشترک بین انسان و حیوان شده، باید حیوانات و پرندگان بیمار و مبتلا سریعا و در اولین فرصت نابود و امحا شوند. بعد از آن نقاط آلوده پاکسازی شود که امکان شیوع مجدد بیماری ها از بین برود و سرایت بیماری به سایر نقاط رخ ندهد. افزایش مرگ و میرها به دلیل ضعف عملکرد یک سازمان! وی در ادامه اظهار داشت: بیماری تب کریمه کنگو بیماری ناشناخته ای نبوده و سالهاست که این بیماری و شیوه های درمان و مقابله با آن کشف شده است اما متاسفانه مشکل ضعیف عمل کردن یک سازمان که در زمینه ورود دام زنده ضعیف عمل کرده، آمار مرگ و میرهای ناشی از بیماری تب کریمه کنگو را به شدت افزایش داده است. آموزش به مردم، دیگر خان گذر از هفت خوان قاضی زاده در پاسخ به این سوال که با وجود شرایط حال حاضر چه اقداماتی می تواند از شیوع بیشتر بیماری جلوگیری به عمل آورد، گفت: گذشته از بحث قرنطینه سازی و جدا سازی دام های بیمار و پاکسازی محیط که باید برای مقابله با ورود دام های بیمار دیگر و شیوه و سرایت مجدد این بیماری باید صورت بگیرد، مهمترین فاکتور در این برهه زمانی هشدار و آموزش به مردم از طریق رسانه هاست. مردم به ویژه مردم روستایی و افرادی که با دام سر و کار دارند، باید علائم بیماری تب کریمه کنگو را بشناسند و از ذبح دام آلوده جلوگیری کنند. با کشتار خارج از کشتارگاه برخورد قهری شود ذبح باید در کشتارگاه های رسمی و زیر نظر دامپزشک و سازمان دامپزشکی اتفاق بیفتد که احتمال وجود بیماری به کمترین حد ممکن برسد. چرا که اگر کشتار های ما تماما بصورت صنعتی اتفاق بیفتد و مردم علائم دام بیمار را بشناسند و از دام های بیمار دوری کنند یا آنها را امحا و معدوم کنند شیوع بیمارهای مورد بحث مانند بیماری تب کریمه کنگو هرگز اتفاق نمی افتد. بنابراین در این روزها دامپزشکی باید با تمام قدرت از ذبح دام به شیوه سنتی جلوگیری به عمل آورد و با این شیوه که در برخی از قصابی ها صورت می گیرد، برخوردی قهری کند و کشتار را تنها منوط به کشتار علمی و زیر نظر سازمان دامپزشکی نماید.
پینوشت: متاسفانه این عضو محترم کمیسیون بهداشت و درمان مجلس درخصوص ضرورت تخصیص بخشی از اعتبارات چند هزار میلیارد تومانی طرح تحول نظام سلامت به سازمان دامپزشکی کشور برای انجام وظایف مورد اشاره، کلمهای به زبان نیاورد و تنها وظایف مغفول این سازمان را گوشزد نمود!!! وقتی ادارات دامپزشکی بسیاری از نقاط مختلف کشور از حداقل اعتبارات لازم برای خرید سموم و مبارزه با ناقلین این بیماری برخوردار نیستند، چگونه میتوان انتظار داشت با دست خالی با این بیماری مبارزه کرد و در نهایت با وجود تلاش شبانهروزی کارکنان دامپزشکی، مقصر اصلی شیوع این بیماری در کشور را دامپزشکی دانست؟!